۱۰۰ ابرشرور دنیای کمیک


۱۰ کینگ پین
ویلسون فیسک (Wilson Fisk) هیچ قدرت فرابشری ندارد. در مقایسه با بعضی از همتایان خود تأثیر جهانی آنچنانی هم نداشته است. او به سختی در رادار تهدیدهای ابرقهرمانان قرار می گیرد. ولی کینگ پین نماد و دلیلی است بر جذابیتی که اکثر شخصیت های مارول از آن بهره مند هستند. او واقع گراست و ایده آل گرا نیست. مهمتر از همه اینکه به راحتی می شود فهمید او از چه ساخته شده و چگونه به اینجا رسیده است.
فیسک در فقر بزرگ شد. به ذهن هیچکس خطور نمی کرد که او بتواند در هیچ سازمانی خودی نشان بدهد چه رسد به اینکه در دنیای تبهکاری به چنین درجه ای برسد. ولی او این کار را کرد. در نهایت با مشت آهنین به نیویورک و دنیای زیرزمینی آن حکومت کرد. او این کار را با قساوت قلب و کمک آدمکشانی مانند الکترا و بولزآی به انجام رساند. در سالهای اخیر فیسک تلاش کرده تا از زمینه سیاه خود بیرون بخزد، ولی مدام به سیاهی کشیده می شود. او دس طول سالهای گذشته بواسطه ارتباطات عاطفی ضعیفی که داشته چندین بار خانواده اش را از دست داده است و این موضوع بارها به خوانندگان این موضوع را خاطرنشان کرده که در زیر ظاهر عضلانی و سرسخت او قلبی می تپد که اگر بخاطر اتفاقات سخت زندگی اش نبود، می توانست انسانی خوب را به جهان عرضه کند.
او اگرچه در ابتدای حضورش در داستان های مرد عنکبوتی به علاقمندان معرفی شد ولی در حال حاضر روزگار را برای دیردول سیاه کرده است. به بیان دیگر اگر دخالت های او در امور مت مرداک نباشد، ما همه فکر می کنیم چیزی را از دست داده ایم. این یکی از نقاط درخشان در پرداخت یک شخصیت اصیل است. تلاشی که از سالها نقل داستان قوی بهره می برد.

۹ دارک فینیکس
اگر راستش را بخواهید تمام تلاش های تعدادی از شرورهایی که در این لیست شرح داده شد، نمی تواند به اندازه کاری که دارک فینیکس (Dark Phoenix) در یک لحظه انجام داد، اهمیت داشته باشد. در حالیکه بسیاری از شرورها به طرح نقشه می پردازند و در فکر نابودی جهان هستند، نیروی فینیکس با استفاده از وجود جین گری وارد عمل شد و میلیاردها موجود را به کام مرگ فرستاد.
او به عنوان یکی از قدرتمند ترین موجودات این لیست قدرت تله پاتی و تله کینتیک بالایی دارد و می تواند ارتباط حسی برقرار کند و اجسام را حرکت دهد. او می تواند مواد را کنترل کند. این سطح از قدرت و توان داستان پردازی که در سری اصلی “حماسه فینیکس” به ظهور رسید، باعث شد که مارول به فکر ایجاد تغییر مفهومی در ویژگیهای این شخصیت نیفتد. هر چند در مقیاسی محدود و در رستاخیزهای چندباره ای که جین گری داشته، به بررسی ماهیت نیروی فینیکس پرداخته شده است.
دارک فینیکس در مقایسه با بسیاری از شرورهای دیگر خیلی کمتر در داستان ها ظاهر شده است. با این وجود حضور آن بسیار پررنگ و افسانه ای بوده است. تا به حال داستان حماسه فینیکس (Phoenix Saga) یکی از برترین داستان های مردان ایکس شناخته شده است. همین یک موضوع می تواند عاملی تعیین کننده در جایگاه فعلی فینیکس باشد.

۸ لوکی
ارباب حیله و نیرنگ قدمتی خیلی بیشتر از مارول کامیکس دارد، ولی این شخصیت که چندین دهه پییش توسط استن لی و جک کربی ارائه دادند به اندازه کافی توانسته در بین هوادارن برای خود محبوبیت ایجاد کند. از آن زمان به بعد این برادر ناتنی ثور توانسته نقشی محوری در کمیک ها داشته باشد و در اصل دخالت های اورا می توان به نوعی دلیل اصلی پیدایش انتقام جویان دانست. اگر این رویداد مهمی نباشد ما نمی دانیم چه چیز دیگر را رویداد مهم تلقی کنیم.
لوکی (Loki) شخصیتی است که داستان نویسان دوست دارند در موردش بنویسند، چون او شخصیتی است که در بسیاری از روایت های مختلف حضور داشته است که داستان اخیر لوکی یکی از آنهاست. نفرت و حسادت او نسبت به ثور چیزی است که هیچ چیز یا هیچ کسی نمی تواند جلودارش باشد تا جایی که ایجاد فساد و نابودی آزگارد هم در این مسیر برای لوکی منطقی جلوه می کند. لوکی اخیراً در قالب سیف نفوذ کرده تا در برابر رسیدن ثور به عشق خود هم موانعی ایجاد کند.
لوکی هرگز به اندازه امروز اهمیت نداشته است. او به عنوان یکی از اعضای گروه شرارت نورمن آزبورن و یکی از خدایان ازگارد دارای قدرت و فوذ بسیاری است. قدرتی که به اشکال مختلف از آن بهره می برد. طبق توافق آزبورن وعده داده تا آزگارد را به آسمان ها بازگرداند. او متحد یکی دیگر از شرورهای بزرگ به نام ویکتور فون دووم نیز هست که باز به کنترل او می افزاید. ایجاد نفوذ در بین گروهی از انتقام جویان به ازبورن این امکان را می دهد که منافع خود را به شکلی کنترل شده تر تأمین کند.
افراد زیادی هستند که به اغواگری می پردازند، ولی در این زمینه نمی توان برای لوکی حریفی متصور شد. شاید در پس سلطه تاریک مارول چهره پلید لوکی مخفی شده باشد.

۷ رأس الغول
شاید فکر کنید که یک تروریست بین المللی و فناناپذیر خواسته های زیادی داشته باشد و به تعالی رساندن زمین یکی از آنها نباشد. ولی این دقیقاً دلیل وجودی رأس الغول در حیات های چندین باره اش بوده است. او جوامع را از هم می درد تا دنیاهایی مطابق با ایده آل خود بسازد و نسخه خود از آرمانشهر را بر روی زمین ایجاد کند. “سر شیطان” قرن ها وقت صرف این ایده آل کرده است و حساب عمر خود را از دست داده است. رأس الغول از گودال های لازاروس که حیات بخش است جان دوباره می گیرد. ولی تأثیر جانبی این تأثیر درمانگری جنونی است که گریبانگیر فرد می شود. با ابن موصوف می توان انتظار داشت که رأس الغول قرن ها دنیای دی سی را آماج حضور تهدیدآمیز خود کند.
اگرچه ردس الغول در گذشته تمام اعضای لیگ عدالت را شکست داده، ولی دشمن و رقیب اصلی او در دهه های گذشته بتمن بوده است. رأس الغول شوالیه تاریکی را تنها حریف درخور خود می داند و ماجرا زمانی جالب تر می شود که او پدربزرگ پسر بروس وین، دیمین است. بهترین نکته در مورد این شخصیت این است که تلاش می کند که دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کند و همین موضوع او را کمی به بتمن و ایده آل های او نزدیک می کند.
رأس الغول یکی از استثنایی ترین شرورهایی است که تا به حال خلق شده است. با بهره گیری از خصوصیتی که همه ما به نوعی بدنبال آن هستیم و ایجاد کمی اعوجاج در آن شخصیتی به دست آمده که همه او را دوست دارند.

۶ دارکساید
دنیای دی سی پر است از موجوداتی که می توانند دنیاهایی را به نابودی بکشانند، ولی هیچکدام از آنها ترسناک تر از دارکساید (Darkseid) تصویر نشده اند. او ارباب دنیای جنگ اپوکالیپس (Apokalips) است. این شخصیت که مخلوق جک کربی است، میراث خاصی را برای خود ایجاد کرده است. زیاد برای شخصیتی که اولین بار در یکی از داستان های جیمی اولسن ظاهر شد، بد نیست. هاه؟
انگیزه دارکساید تا حدودی ساده است و آن تسخیر و کنترل حیات با حل معادله ضد حیات است، چیزی که طرفداران کمیک شاهد دستیابی دارکساید به آن در ایونت بحران نهایی بودند. اگرچه در این داستان تقریباً از جهت فنی این ارباب جدید از پای درآمد، ولی تصور اینکه قهرمانان دی سی در آینده خود باری دیگر با تجسم پلیدی روبرو نشوند، دور از ذهن است.
شاید جالب ترین ویژگی دارکساید در عدم علاقه او به رویارویی مستقیم و فیزیکی با قهرمانان باشد. این موجود که در گذشته تحت نام شاهزاده اوکساس (Prince Uxas) شناخته می شد، قدرت و تحمل فراوانی دارد و شعاع های نوری از چشم خود پرتاب می کند که می تواند موجی شکنجه، تله پورت شدن و تجزیه شدن دشمنانش شود و همین باعث شده تا نوکرانش از او حساب ببرند. رویارویی او با اربابان جدید، رقابت با پدراعظم، سیاره نیوجنسیس و تبادل دیپلماتیک فرزندان اوریون و میستر میراکل می تواند لایه هایی جدید به شخصیتی اضافه کند که بدون آنها هم تهدیدی در پهنه گیتی محسوب می شود. ما خوشحالیم که کربی علیرغم تصمیم اولیه اش، اجازه نمی دهد این شخصیت از بین برود. بدون وجود او چندین دهه داستان های جذاب بی برنامه روی میز می ماند و این داستان ها به بار نمی نشستند.




با سلام
مقاله مقاله ای کامل و عالی بود خیلی روش زحمت کشیده بودین اما اگر اجازه بدین نقد هایی بر اون وارد بکنم
ابتدا
در نظر شخصیت پردازی کمپانی ورتیگو زیر مجموعه دیسی کامیکس قطعا از تمامی این افراد بالاتر خواهد بود به شخصه لوسیفر ۲۰۰۰ رو برترین کمیک تمام تاریخ میدونم
شخصیت هایی مانند لوسیفر گریت ایول بیست دارکساید تروفورم الین بلاک ترو فورم اف دومزدی مهمتر از همه مندراک د دارک مانیتور و………… هستند که توانایی حضور در این لیست رو داشتند
و اینکه در نظر بنده حقیر شما نویسنده ای بسیار با اطلاعات جامع و کاملی هستید اگر مشکلی نباشد به وبسایت بنده (ادرسش رو در مشخصات ذکر کردم) پیام بدهید و از ان بازدید نمایید اگر مشکلی نیست البته
خدانگهدارتون