انگلیسی خیلی ساده Jim picks up his little sister به همراه فایل شنیداری و تست (سطح ۲-درس 6)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید.

 

دانلود فایل شنیداری این بخش

انجام تمرین کلوز این بخش

انجام تمرین دیکته این بخش

انجام تمرین جمله سازی این بخش ۱

انجام تمرین جمله سازی این بخش ۲

انجام تمرین جمله سازی این بخش ۳

انجام تمرین جمله سازی این بخش ۴

انجام تمرین جمله سازی این بخش ۵

 

لغات جدید این بخش (برای شنیدن تلفظ این کلمات به همراه معنی آن روی کلمات کلیک کنید)

alongside   در امتداد

bell   زنگ

boot   چکمه

cloudy   ابری

dark   تیره، تاریک

elementary   ابتدایی

escort   همراهی کردن

hug   در آغوش کشیدن

jeans   شلوار جین، لباس جین

raincoat   بارانی

ring   حلقه

umbrella   چتر

متن لیسنینگ بالا

It was a cloudy day.

یک روز ابری بود

It looked like it was going to rain.

اینطور به نظر می رسید که باران خواهد بارید

Jim put on his raincoat and rain boots.

جیم بارانی و چکمه های خود را پوشید

He grabbed his umbrella and left his house.

چتر خود را برداشت و خانه را ترک کرد

He had to walk to an elementary school to pick up his sister.

او باید پیاده به مدرسه ابتدایی می رفت و خواهرش را برمی گرداند

It was three o’clock.

ساعت 3 بود

Jim’s little sister was coming out of school.

خواهر کوچک جیم داشت از مدرسه بیرون می آمد

He walked along the streets.

او در امتداد خیابان راه رفت

He looked at his clothes.

جیم به لباس هایش نگاه کرد

His rain boots were black.

چکمه هایش سیاه بودند

His raincoat was green.

بارانی اش سبزرنگ بود

His jeans were blue.

شلوار جینش آبی بود

His umbrella was red.

چترش قرمزرنگ بود

Jim looked around as he walked.

جیم همانطور که راه می رفت به اطراف نگاه می کرد

People were dressed similarly.

مردم شبیه یکدیگر لباس پوشیده بودند

The clouds looked dark.

ابرها تیره به نظر می رسیدند

They were heavy with rain.

ابرها بشدت باران زا بودند

Jim walked faster.

جیم تندتر راه رفت

Jim arrived at 3:20.

جیم ساعت 3:20 دقیقه به مدرسه رسید

The school bell would ring at 3:30.

زنگ مدرسه ساعت 3:20 به صدا در می آمد

Jim needed to wait ten more minutes.

جیم باید 10 دقیقه دیگر منتظر می ماند

He was at the front gate.

او کنار در جلویی بود

There were parents waiting alongside with Jim.

والدین دیگری کنار جیم در انتظار بودند

The school bell rang.

زنگ مدرسه به صدا در آمد

Children were escorted to the front gate.

بچه ها تا در جلویی همراهی شدند

Jim’s sister ran up to him.

خواهر جیم به سمت او دوید

They hugged, and walked home together.

آنها همدیگر را به آغوش کشیدند و همراه یکدیگر به سمت خانه به راه افتادند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *