نوشته‌ها

چرا یکی از محبوب ترین رسانه ها همواره مورد سوء تعبیر است؟
کتاب های کمیک یکی از خلاقانه ترین و بهترین اشکال رسانه در جوامع هستند و اغلب در آنها شاهد هنرنمایی ابرقهرمان ها هستیم. جای تعجب دارد که کمیک ها پس از این همه سال هنوز جایگاه خود را حفظ کرده اند.
حال مهم نیست که در مورد دو غول بزرگ این صنعت یعنی مارول و دی سی حرف می زنیم یا انتشارات دیگر، وقتی صحبت از کمیک ها به میان می آید، می توانیم مطمئن شویم که همیشه اتفاقاتی جالب در جریان خواهد بود. مشخص نیست که کلیت این گفتمان است یا خود داستان های جالب. ولی خوانندگان و همینطور آنهایی که طرفدار کمیک نیستند، همیشه حرفی برای گفتن در این زمینه دارند.
سوء تعبیرها در تمامی رسانه ها وجود دارند، ولی نکته مهم اینجاست که انتقادها هم در زمینه این رسانه پرطرفدار زیاد بوده و پیکان انتقادات به سمت این رسانه پرطرفدار نشانه گیری شده است. حتی طرفداران قدیمی هم برخی مواقع به انتشار این اطلاعات نادرست کمک می کنند. این مطلب می تواند بخاطر درک نادرست آنها از این رسانه باشد یا بخاطر جانبداری از یک جناح. به هر حال دلیل این پدیده هر چه باشد به نظر می رسد منشأ آن بیشتر عدم آگاهی باشد.
بدون توجه به گونه ای خاص و یا رسانه ای خاص نکاتی وجود دارند که اشاره به آنها به نظر مهم می رسند. در این مقاله 10 دریافت نادرست از این رسانه را که در بین افراد رواج بیشتری دارند، مطرح می کنیم.

 

10 اینکه این صنعت در حال مرگ است
همه سالی عده ای مطرح می کنند که این صنعت در حال مرگ است. در این بین بحث های قدیمی مبنی بر فروش کم مطرح می شوند و برخی نتیجه گیری می کنند که بزودی شاهد مرگ این رسانه خواهیم بود و مارول و دی سی کلاً دست از انتشار این کمیک ها خواهند کشید. اصل قضیه با این قضاوت ها بسیار متفاوت است و صنعت کمیک در سالم ترین دوران رشد خود به جهت اقتصادی و سودآوری قرار دارد.
عناوین اصیل همواره وارد گود می شوند ولی شکی نیست که تعداد کمیک های فروخته شده نمی توانند به تیراژهای دهه 90 برسند. با این وجود فروش کمیک ها اصلاً آخرالزمانی نیست. در سال 2019 شاهد آغاز بسیار موفق کمیک ها بوده ایم. البته بازار مستقیم همواره دچار نوساناتی بوده است ولی باید گفت که فروش نسخه های کاغذی در ماه فوریه رشد 5 درصدی را تجربه کرد. سال گذشته هم شرایط به همین شکل بود و پیش بینی می شود با موفقیت هایی که دنیای سینمایی مارول کسب کرده است شاهد روی آوردن روزافزون طرفداران بسوی کتاب های کمیک باشیم.
هنوز عناوین اصیل وجود دارند ولی بازار مستقیم منسوخ شده. مغازه های محلی برای فروش خود با چالش مواجه هستند و کمیک ها در فروشگاه های زنجیره ای ارائه می شوند. فروشگاه های آنلاین مانند آمازون وارد کار شده اند. مارول و دی سی سالهاست با این چالش ها مواجه هستند ولی تجربه به آنها ثابت کرده است که به جای نتیجه گیری عجولانه و پذیرفتن شکست در نتیجه عدم موفقیت یک یا دو عنوان، باید کار را به افراد خلاق بسپارند. مسئله دیگر توان خرید طرفداران است. هر ساله شاهد افزایش قیمت کتاب های کمیک هستیم و این موضوع این سؤال را در ذهن بعضی ها ایجاد کرده که آیا کمیک ها غیرقابل دسترس خواهند شد؟
موضوع دیگری هم مطرح است مبنی بر اینکه دو غول کمیک به زانو در آمده اند چون در حال ایجاد تنوع داستانی در طرح های اصلی هستند. این موضوع نیز نمی تواند صحیح باشد. چون مخاطبان کتاب های کمیک را افرادی با جنسیت ها، نژادها و سنین مختلف تشکیل می دهند و به این ترتیب نیازمند ایجاد تنوع گاه و بیگاه در نحوه ارائه خواهند بود.

 

9 کمیک ها را نمی توان بخشی از ادبیات به حساب آورد
کسی فکر نمی کرد که منتقدان کمیک ها به انتقادات خود ادامه دهند و کمیک ها را از ادبیات جدا کنند و بیان کنند که کمیک ها به اندازه دیگر انواع ادبی دارای ارزش ادبی نیستند.
شاید این به آن دلیل باشد که مردم فکر می کنند ایده ابرقهرمان ها کودکانه است یا اینکه وجود تصاویر کار مطالعه داستان ها را راحت تر کرده و مطالعه آنها فاقد ارزش مطالعه ای است. از سی سالی که از انتشار کمیک Watchmen اثر الن مور و دیو گیبونز (Dave Gibbons) می گذرد این اثر در بین 100 رمان برتر تمام دوران مجله تایم قرار دارد. خالقان اثر و همینطور طرفداران در زمینه اثبات کمیک ها به عنوان یکی از اشکال هنری همواره با مشکلاتی مواجه بوده اند.
معلمانی که به این مسئله باور دارند باعث دلزدگی کودکان از مطالعه کتاب های خنده دار می شوند و بسیاری از افرادی که دارای ذوق هنری هستند در مدرسه از علاقه خود شرمسار می شوند چون قهرمانان را موجوداتی کودکانه تلقی می کنند. این موارد بسیار غم انگیز هستند چرا که بسیاری از بهترین داستان ها در قالب کمیک نقل شده اند.
مارول، دی سی و بسیاری از انتشارات دیگر در صده گذشته مشغول نقل اسطوره های مدرن بوده اند و اگرچه تعداد اندکی از آثار را می توانید بیابید که از هر لحاظ یک شاهکار تلقی شوند، با این وجود یافتن رسانه ای که در تنوع و بالندگی تا به این حد موفق عمل کرده باشد دشوار است.

 

8 کمیک ها تنها در مورد ابرقهرمان ها هستند
شاید تخصص اصلی مارول و دی سی در پرداختن به داستان های ابرقهرمانی باشد، ولی این تنها برگ برنده آنها نیست. هر دو ناشر آثاری در ژانرهای وحشت، وسترن و حتی عاشقانه داشته اند. اگرچه در مواردی ابرقهرمان در این ژانرها هم وارد شده اند، ولی نمی توان گفت که کمیک ها تنها به ابرقهرمان ها تعلق دارند.
در اصل موارد مهمی هم وجود دارند که ربطی به ابرقهرمان ها ندارند . به عنوان مثال کمیک Maus که پرداختی تصویری از خاطرات پدر آرت اشپیگلمن در زمان نسل کشی جنگ جهانی دوم است، برنده جایزه پولیتزر شد.
عناوین دیگری را می توان نام برد که در رسانه های دیگر هم خوش درخشیده اند. مانند Walking Dead, Saga, Scott Pilgrim, Tank Girl. این در حالی است که داستان هایی مانند Archie و Tales from the Crypt چند دهه پیش تر به این مهم دست یافته اند.
در نهایت باید توجه داشت که موفقیت بزرگ ابرقهرمان ها و محبوبیت بسیار زیاد آنها باعث نمی شود که کمیک ها را محدود به آنها بدانیم.

 

7 داستان ابرقهرمان ها تنها روایتگر قدرت نمایی است 
ایده دیگری در مورد کتاب های کمیک وجود دارد بیانگر این است که در داستان های کمیک تنها شاهد قدرت نمایی ابرقهرمان ها هستیم یا حضور یک ضدقهرمان پیچیده و اگر قهرمانی واقعی در دنیای مارول و دی سی وجود داشته باشد، باید اعمال خشونت کند.
ابرقهرمان ها باید از بی گناهان و ضعیفان حمایت کنند و این مسئله گاهی اوقات موجب بروز خشونت می شود. اگر قرار باشد در مورد کمیکی مانند Punisher نظر بدهند حتی سخت گیرانه تر هم قضاوت می کنند. البته اگر کسی این شخصیت را ابرقهرمان قلمداد کند، سخاوت به خرج داده است.
در بعضی موارد کمیک های ابرقهرمانی را با توحش مترادف دانسته اند. البته اینکه علاقه مخاطبان به این شخصیت را محدود به جنبه های خشن این شخصیت ها کنیم کمی از انصاف دور است.
البته مخاطبانی هستند که نکته اصلی آنچه را که مصرف می کنند نمی دانند یا خالقانی که به این چنبه دامن می زنند. ولی قهرمانان دی سی و مارول همگی بدنبال اصلاح وضع موجود بشریت هستند. خواه این شخصیت تنها بازمانده یک سیاره بیگانه باشد که دارای قدرت های فرابشری است، خواه فردی که در کودکی با یک سری تراژدی مواجه شده و دوست ندارد که افرادی دیگر همان تراژدی ها را تجربه کنند. ولی قدرت خاصی ندارند.
آنها اغلب الهام بخش هستند و تأثیرگذار و ارزش ها را رواج می دهند. برخی از آنها در این مسیر موفق نمی شوند و برخی دیگر اسیر موارد پیش پاافتاده می شوند تا اینکه به طرح مواردی اساسی تر بپردازند. ولی اینکه همه ابرقهرمان ها را عناصری یاقی و قدرت محور بدانیم نوعی سوء برداشت از کل ماجراست.

 

6 آنها یا مخصوص کودکان هستند یا برای بزرگسالان
این مشکلی هست که بسیاری از طرفداران کمیک درگیر  آن هستند. بعضی از آنها بر این باور هستند که این رسانه مختص کودکان است و بزرگسالان نباید آنها را بخوانند. در عین حال برخی بزرگسالان بر این باورند که کمیک ها مخصوص بزرگسالان هستند و کودکان نباید آنها را مطالعه کنند. در اصل واقعیت داستان محدوده ای بین این دو نهایت را به خود اختصاص می دهد.
از اوایل دوران برنزی کمیک ها محتوایی مناسب بزرگسالان را به خود دیدند و حدود چهار دهه است که در آن محدوده باقی مانده اند. محتوای کمیک ها گاهی اوقات خشن، تیره و مناسب افراد بالغ هستند. در دوران نقره ای اینگونه محتویات سانسور می شدند.
آنهایی که دوران برنزی و مدرن را تجربه کرده اند شاید این رسانه را مختص بزرگسالان قلمداد می کنند. اگرچه این روند هنوز ادامه دارد و دی سی و مارول در زمان مواجهه با این مطلب کمی به حاشیه می روند، ولی باید گفت کمیک ها تنها مناسب بزرگسالان نیستند.
مشکل اصلی این نیست که کمیک ها برای بزرگسالان هستند یا کودکان. مسئله اصلی این است که در سالهای اخیر مخاطبانی با گروه های سنی پایین تر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. در سالهای اخیر رویه هایی برای تصحیح این مسئله در دی سی و مارول ایجاد شده اند ولی روایت داستان در این دو انتشارات مانند اغلب رسانه های دیگر بیشتر به سمت مطالبی با محتوای بزرگسال گرایش دارد.
در مورد بازی های ویدئویی دیگر کسی نمی تواند ادعا کند که این بازی ها فقط مخصوص کودکان هستند، همینطور در مورد سینما هم نمی توان ادعا کرد که این رسانه هنری مخصوص بزرگسالان است. پس باید این سؤال را پرسید: چرا نباید این مسئله در مورد کمیک ها قابل حل باشد؟

 

5 تداوم امری است نه چندان مطلوب
قولی معروف در بین طرفداران کمیک مصطلح است و آن اینکه اگر می خواهید وارد دنیای کمیک شوید باید چندین دهه تداوم را تحمل کنید. مارول و دی سی طی سالیان طولانی که از فعالیت آنها می گذرد، داستان ها و شخصیت های زیادی را خلق کرده اند که برخورد با آنها تنها در وضعیت فعلی شان اشتباهی بزرگ است.
شاید هم…چنین نباشد
هر دو ناشر بزرگ (مارول و دی سی) طی سالیان گذشته بارها شروع هایی مجدد بر شخصیت ها و داستان های خود داشته اند و در کنار پیشینه غنی خود راه را برای خوانندگان متأخرتر هم باز گذاشته اند. این بخشی از دستاوردهای آنهاست. البته گروهی از کمیک ها هستند که کمی نفوذناپذیرتر هستند (یکی از نویسندگان معروف یک بار گفت که شروع کمیک های ایکس من مانند نگاه کردن قسمت های پایانی سریال های خانوادگی است که سالها ادامه داشته اند) . گویا تاریخ عاملی مهم است که هویت مارول و دی سی را تشکیل داده است.
به عنوان مثال تولد مجدد دی سی را در نظر بگیرید. این تولد مجدد در سایه سری 52 جدید اتفاق افتاد و خط داستانی پس از بحران دی سی را دنبال می کرد. این تجربه جدید موفق از آب درآمد و به رونق برند دی سی کمک شایانی کرد. تولد مجدد در داستان های خود رویه ای میانه رو در پیش گرفت و باعث شد دنیای دی سی وضعیتی مطلوب را تجربه کند.

 

4 اینکه دی سی سیاه است و مارول سفید
از زمانی که دنیای توسعه یافته دی سی با ارائه فیلم مرد پولادین در سال 2013 فعالیت خود را آغاز کرد، توافق نظری ناگفته بین طرفداران شکل گرفته است. بسیاری از فیلمبازان بر این باورند که مارول در ازائه داستان های سبک تر و قابل هضم تر تخصص دارد، و دی سی که تا چند وقت اخیر تحت تأثیر تیم های تاریک و تلخ زک اسنایدر بود.
طرفداران اصیل دی سی و مارول خوب می دانند که هر یک از این کمپانی ها به یک اندازه از هر دو سوی طیف آثاری را منتشر کرده اند. و هر دو از هر دو گروه کمیک عناوینی را منتشر کرده اند. اینکه مارول به دنیایی مشابه آنچه در آنسوی پنجره خانه تان می بینید تمرکز دارد و دی سی به دنیایی اسطوره ای و هیولاسان برداشت درستی نمی تواند باشد و هر دو کمپانی تنوع را در برنامه کاری خود گنجانده اند.
خوب چه کسی مسئول این عدم تفاهم صحیح است؟ خوب در مورد رویکردوارنر برادرز و اینکه چگونه توانسته است در دهه گذشته تنها یک نسخه خارج از رسانه کمیک را راهبری کند، صحبت های زیادی وجود دارد.همه چیز در جوی تیره تار پیش می رود و ممکن است هواداران مارول را هم برآن داشته باشد که ببینند بالاخره موضوع دی سی به کجا خواهند انجامید.

 

3 اهمیت هنرمندان 
در سال 2017 سردبیر انتشارات مارول کامیکس آلکس آلونسو بیان کرد که این هنرمندان نیستند که نقشی تعیین کننده دارند. منظور او این بود که نویسندگان بیشتر مورد توجه قرار می گیرند تا طراحان، نقاشان و قلمزنان. وقتی نوبت به تصمیم گیری برسد نقش نویسندگان کلیدی تر است. آن گفته آلونسو کمی با سوء تعبیر همراه بود.
اگرچه نویسندگان نقشی محوری در ارائه یک اثر هنری دارند ولی بار اصلی تجسم آن مفاهیم برعهده هنرمندان تصویرگر است.  جای بحثی در هنر تصویرگران وجود ندارد و وقتی یکی از هنرمندان محبوب اثری را امضاء کند قطعاً توجه بیشتری را به خود جلب می کند.
پس نتیجه گیری منطقی این است که تنها نویسندگان نیستند که نقشی تعیین کننده ایفا می کنند . بسیاری از مجموعه ها توانسته اند این فواصل را جبران کنند و ارتباطی منسجم بین عوامل خود ایجاد کنند. ولی در بسیاری از موارد هم ارزش کار تصویرگران نادیده شده است.
بدون استیو دیتکو (Steve Ditko) و جک کربی (Jack Kirby) شاید هرگز اسپایدرمن یا چهارشگفت انگیزی خلق نمی شدند و شاید دنیای مارول هم به چنین جایگاهی دست نمی یافت. بدون وجود هنرمندان تصویرگر حتی کمیکی وجود نداشت تا بتوان در مورد آن حرف زد.

 

2 اینکه کمیک ها سیاسی هستند
تقریباً از زمان آغاز به کار کمیک ها آنها رسانه ای  سیاسی نصور می شدند. کاپیتان آمریکا را جو سیمون (Joe Simon) و جک کربی خلق کردند. این دو هنرمندانی یهودی بودند که این شخصیت ها را به عنوان نمادهای ضدنازیسم خلق کردند و رمانی آنها را ارائه دادند که ایالات متحده به سمت انزوا گام برمی داشت. اولین حضور استیو در کمیک ها صحنه ای بود که استیو نماد نازیسم را به دندان گرفته بود. در آن زمان شخصیت های دی سی هم تلاش هایی در جهت پیشبرد جنگ از خود نشان می دادند.
جنگ جهانی دوم تأثیری زیاد بر این رسانه به جا گذاشت. واگرچه سازمان نظارت بر اصول کمیک تلاش های زیادی در راه سانسور محتویات سیاسی مارول و دی سی داشت، ناشران دیگر در این مسیر قدم برمی داشتند. استن لی، کربی و دیگر بزرگان مارول داستان را تعمدی در ایالات متحده واقعی و شهر نیویورک پیش می بردند. آیرون من نماد جنبش حقوق مدنی در مبارزات دوران جنگ سرد ریشه دارد و چهار شگفت انگیز محصول دوران رقابت های فضایی بین آمریکا و شوروی سابق هستند.
تلاش های مارول در جهت انعکاس رویدادهای جهان اطراف بصورت دنیای آنسوی پنجره ما در دی ان ای این شرکت نقش بسته است. در این بین نباید از مقالات soap box استن لی گذشت که در آنها  به نژادپرستی و تعصب حمله می کرد و از آنها انتقاد می کرد.
دی سی هم رویکردی مشابه را درپیش گرفته بود. دوران سخت فانوس سبز/پیکان سبز دنی اونیل و نیل آدامز نگاهی متفکرانه به اصلاحات ده شصت ایالات متحده داشتند که در دوران آتی هم با تداوم همان رویکرد به موضوعاتی متفاوت می پرداختند. امروزه تعداد کسانی که مارول و دی سی را بخاطر سیاسی بودنشان نقد می کنند کم نیستند.
رویکردهای سیاسی همواره در کمیک های شما وجود داشته اند. تظاهر به رد این نکته می تواند موجب درک نادرست تری از این رسانه شود.

 

1 اینکه چگونه باید از آنها استفاده شود.
یکی از بزرگترین موانع بر سر راه کمیک خوانی طرفداری است. خیلی ها هستند که به دیگران دیکته می کنند که چطور باید کمیک بخوانند. اگر در حدی هستید که می توانید یکی از کمیک فروشی های محلی را اداره کنید این کار را انجام دهید. کسب و کارهای کوچک می توانند برای رشد خود به افراد وابسته باشند. ولی اکثر افراد سعی می کنند از خرده فروش های بزرگ آنلاین کمیک تهیه کنند.
همچنین همراه با رشد رسانه های دیجیتالی کمیک های دیجیتالی هم به یکی از انتخاب ها تبدیل شدند. اگرچه هیچ چیز به اندازه گرفتن کمیک بین دستان و حس کردن مرکب چاپ شده روی کاغذ نیست ولی خیلی از افراد ترجیح می دهند تا نسخه های دیجیتالی را مطالعه کنند. سرویس های اشتراک آنلاین بزرگی وجود دارند که بسیاری از کمیک خوان ها در آنها عضو هستند و هیچکس نباید از آنها بخاطر سرمایه گذاری در این زمینه اشکال تراشی کند.