10 هیولای برتر سینما – وقتی به این هیولاها می پردازیم، ممکن است دوآتشه ترین طرفداران سینما به این موضوع فکر کنند که چرا باید این همه انرژی صرف مجموعه ای از موجودات شود که جز شرارت و خرابی به بار نیاورده اند.
از اولین داستان هایی که از زمان کودکی تاکنون خوانده ایم، شرورها جذابیت خاصی برای ما دارند. آن گرگ بدجنسی که در داستان هنسل و گرتل بود و جادوگرانی که در داستان های مختلف دردسرهای زیادی برای قهرمان داستان ایجاد کرده اند، همگی در ذهن ما ثبت شده اند. حال نسخه های مختلف سینمایی ملکه های بدجنس، مادرخوانده های پلید و جادوگران بدکار به کنار.
این شخصیت ها اگرچه نامطلوب هستند ولی نقشی اساسی در پیشبرد داستان خود دارند. هر چه باشد، در داستان هنسل و گرتل بدون وجود گرگ چیزی جز راه رفتن دو شخصیت در جنگل نخواهیم داشت.
شرورها موضوع داستان ها را جذاب تر می کنند و جای تعجب ندارد که گاهی اوقات آنها جذاب ترین عناصر پیشران بر روی پرده سینما یا صفحه های نمایشگر دیگر هستند. جای تعجب نیست که نوجوانان مجذوب چهره های مختلف پلیدی شوند. بسیاری از فیلم های ترسناک شرورهایی را به ما معرفی کرده اند کهمایه نفرت ما شده اند. ولی بعد ها متوجه شده ایم که آن شخصیت نقش اصلی داستان بوده و تک تک فریم های داستان بر اساس آن شخصیت بنا نهاده شده است.
چون اصولاً طرفداران ژانر وحشت شخصیت های بد را دوست دارند…

10 فردی کروگر
شخصیت های کمی هستند که به اندازه فردی کروگر نفرت انگیز باشند. او قاتل کودکان است و کسی است که از شکنجه قربانیان جوان لذت می برد. ولی بینندگان او را دوست دارند.
ما بینندگان چه مرگمان است؟!
رابرت انگلوند (Robert Englund) جاذبه ای به شخصیت داده که نمی توان در برابر آن از خود مقاومت نشان داد و تا به امروز علاقمندان خود را مسحور کرده است. انرژی و حضور پررنگ او از فردی یک شخصیت قدرتمند ساخت و بر خلاف بسیاری از هیولاهای اسلشر دیگر بیرحمی ساکت او آن را در ردیف نیروهای طبیعت قرار داده است.
در فیلم اول، فردی جنبه های هیولاوار بیشتری از خود به نمایش می گذارد و تأکید فیلم بر طبیعت گروتسک اوست. حضور او در فیلم تنها هفت دقیقه است. ولی در همان زمان کوتاه نمایش را مال خود کرد. در فیلم های بعدی تمرکز داستان فیلم کاملاً به او معطوف شده بود.
با ادامه این سری از فیلم ها به مرور از میزان محبوبیت قهرمانان داستان کاسته شد و توجه تماشاگران معطوف فردی و شخصیت جذاب او شد که در پیشبرد نقشه های پلید خود همیشه موفق عمل می کرد. او خیلی زود خود را به عنوان بخشی ارزشمند از این سری از فیلم ها مطرح کرد و از چهره او در طراحی بازی های تخته ای، عروسک ها و ظروف غذا استفاده شد.
بینندگان بیشتر و بیشتر می خواستند و در نهایت همین هم شد. فردی بیشتر!!!
ما بینندگان ذهن خیلی مریضی داریم!

9 زنومورف
زنومورف XX121 زیباترین مخلوق تاریخ سینماست. او حرف نمی زند، منطق ندارد، فکر هم نمی کند. او نیروی طبیعت رام نشده در مقیاسی هولناک است.
طراحی استادانه اچ آر گایگر (H. R. Geiger) هیولایی کامل را در دل فیلمی کامل قرار داد.
بر خلاف بسیاری از هیولاهایی که در این لیست گنجانده شده اند، زنومورف برای مطرح شدن در میان شخصیت ها و هنرپیشه های فیلم بیگانه کار سختی را در پیش داشت. این فیلم پر است از اجراهای هوشمندانه از هنرپیشه های کارکشته در ایفای تمامی نقش ها که خود به یادماندنی هستند و از جمله نمادهای فرهنگی.
ولی در میان شخصیت هایی چون ریپلی، اش، کین، دالاس و دیگر سرنشینان سفینه این زنومورف است که مورد توجه و اقبال قرار می گیرد و در ادامه این سری از فیلم ها خود را بیشتر و بیشتر مطرح می کند.

8 جیسون وورهیز
نام جیسون وورهیز با جمعه سیزدهم عجین است.
نکته عجیب در مورد سری محبوب جمعه سیزدهم این است که شخصیتی که معرف این سری از فیلم ها بود، در ابتدا بخشی از فیلم اصلی محسوب نمی شد. فقط در پایان قرار بود جلوی مخاطبان بپرد و آنها را غافلگیر کند. ولی با وجود این زمان کم حضور برنده اصلی فیلم جیسون بود. او همچنین برنده باکس آفیس هم بود و فیلم جمعه سیزدهم یکی از سری فیلم های ترسناک موفق در تاریخ سینما محسوب می شود.
مردم جیسون را دوست دارند. ماسک و قمه او بخشی جدایی ناپذیر از ماجراهای این سری از فیلم ها هستند. ولی کمی طول کشید تا چهره او قوام یابد و تثبیت شود. در ابتدا او یک موجود لزج بود که از رودخانه بیرون پرید. در قسمت دوم او یک کیسه روی سرش کشیده بود. در قسمت سوم ماسک معروف خود را به صورت زد و از آن به بعد با همان ماسک شناخته شد.
زمانی بود که هر سال یک قسمت جدید از جمعه سیزدهم عرضه می شد و هر کدام از آنها عیناً مشابه فیلم قبلی بود. فرمول ساخت هرگز تغییر نکرد. داستان هیچگاه گامی بیشتر به جلو برنداشت وشخصیت ها هیچگاه پیشرفت نکردند. گاهی اوقات ماجرا در دریاچه اتفاق می افتد و گاهی اوقات در فضا، ولی همه آنها یکسان هستند. جیسون می شکند و قطعه قطعه می کند و تماشاگران هیچگاه از دیدن این صحنه ها سیر نمی شوند.
همیشه همان اتفاقات می افتند و کسی با این اتفاقات مشکلی ندارد. ما خواهان تغییر نیستیم. ما فقط می خواهیم جیسون را بیشتر ببینیم.

برترین فیلم علمی تخیلی – فیلم های ترمیناتور و بیگانه تعریف جدیدی از ژانر وحشت و علمی تخیلی ارائه دادند و هنرپیشه های اصلی خود را ستاره های سینما تبدیل کردند. ولی کدام یک از این دو بهتر است؟
در سال 1979 ریدلی اسکات (Ridley Scott) بیگانه را به صفحه سینما معرفی کرد. بیگانه یک فیلم وحشتناک بود که خلاقیت از همه اجزای آن به چشم می خورد و بینندگان خود را دچار کابوس کرد و به مخاطبان خود این پیام را داد که “در فضا هیچکس صدای فریاد شما را نمی شنود”. پنج سال بعد جیمز کامرون () ترمیناتور را ساخت. فیلمی کاملاً اکشن که در ان سفر در زمان، ماشین های قاتل و تکیه کلام هایی وجود داشت که بخشی از فرهنگ عامه شد و هنوز مردم از آنها استفاده می کنند. هنوز وقتی مردم از اتاقی خارج می شوند عبارت “برمی گردم” را استفاده می کنند که تکیه کلام آرنولد در فیلم ترمیناتور بود. منصفانه است اگر بگوییم هر دو این فیلم ها دریافت ما از ژانر علمی تخیلی را تغییر دادند و هنور الهام بخش فیلمسازان این ژانر هستند.
بیگانه موفقیت بزرگی در گیشه به دست آورد ولی نقدهای ضد و نقیضی از آن شد. این فیلم توانست در نهایت بواسطه برخورداری از جنبه های بصری اعجاب آور نظر کلی منتقدان را به دست آورد و در زمینه جلوه های بصری برنده جایزه اسکار شود. ترمیناتور ستایش منتقدان را جلب کرد و بخاطر عرضه در فصل پاییز و عدم رقابت با رقبای سرسخت تابستانی و عناوین ارائه شده در تعطیلات توانست موفقیت بزرگی به دست آورد. هر دو این فیلم ها با عرضه نسخه های خانگی توانستند موفقیت بیشتری کسب کنند و هر دو در بین لیست 100 فیلم برتر 100 ساله سینما، 100 فیلم برتر هیجانی و 100 قهرمان/شرور برتر که از طرف AFI منتشر می شود، جای بگیرند. موفقیت این دو سری از فیلم های علمی تخیلی همواره این سؤال را در بین منتقدان مطرح کرده است که براستی کدام فیلم، فیلم برتر این ژانر است.

10 بیگانه – فیلم های جدید بهتر هستند
دو عنوان اول از این سری از فیلم ها در بین چهار فیلم برتر علمی تخیلی جای می گیرند. بیگانه و بیگانه ها ترکیبی شگفت انگیز از وحشت و عناصر علمل تخیلی هستند، در حالیکه ترمیناتور و ترمیناتور 2: روز قضاوت به عنوان دو نسخه از برترین فیلم های علمی تخیلی اکشن کل دوران به حساب می ایند. باید اذعان کرد که هیچکدام از فیلم های سری های دیگر در میزان موفقیت، حتی به این دو فیلم نزدیک نشدند. فیلم بعدی از سری ترمیناتور، رستگاری و سرنوشت تاریک موفقیت نصفه و نیمه ای به دست آورد، ولی ترمیناتور 3: قیام ماشین ها و جنسیس راه را اشتباه رفت.
بیگانه 3 و رستاخیز بیگانه شکست های بزرگی محسوب می شوند، ولی فیلم های بعدی این سری پرومتئوس و بیگانه: عهد به جهت بصری اعجاب انگیز هستند و روایتگر خاستگاه بیگانه هستند. پرومتئوس بظاهر شروعی متفاوت داشت ولی در نهایت مشخص شد که بخشی از دنیای بیگانه است و در ادامه مسیر خود را به عهد رساند. شاید هیچکدام از عناوین بعدی این دو سری از فیلم ها نتوانند موفقیت عناوین اولیه را به دست آورند، ولی باید اعتراف کرد که فیلم های جدید بیگانه از فیلم های جدید ترمیناتور بهتر هستند.

9 ترمیناتور: اکشن فوق العاده و کلی احساسات
ترمیناتور پر بود از توحش و اکشن، ولی داستان عاشقانه موجود بین سارا کانر و کایلی ریس هم فوق العاده بود. کایلی به سارا می گوید که از زمان گذر کرده تا به او برسد و شاید همین یک جمله عاشقانه ترین حرکتی باشد که یک شخصیت بتواند از خود بروز دهد. ترمیناتور 2 این ارتباط عاشقانه را به سطحی فراتر ارتقاء داد که در آن جان در کنار تی 800 رابطه ای شبیه ارتباط پدر و فرزندی داشتند. تی 800 تلاش می کرد تا رهبر مقاومت اینده را نجات دهد.
در ترمیناتور، تی 800 مردی را که سارا عاشقش بود، کشت، ولی در ترمیناتور 2 برگشت مدلی دیگر از آن آمد و احترام و اعتماد سارا را به خود جلب کرد. در هر کدام از فیلم های سری ترمیناتور یا شاهد یک رابطه عاشقانه هستیم، یا یک دوستی پایدار. تعادلی که بین عناصر عشقی اکشن ایجاد می شود یکی از منحربفردترین بارزه های سری فیلم های ترمیناتور است. کیست که صحنه آخر ترمیناتور 2 را که در آن تی 800 خود را فدا می کند و با بلند کردن انگشت خود به نشانه پیروزی در مذاب فرو می رود دیده باشد و اشک در چشمانش حلقه نزده باشد؟

8 بیگانه – محیط و شرورهای وحشتناک تر
در فیلم های بیگانه خبری از روابط عاطفی نیست، چون اصلاً دنیای بیگانه به این منظور ساخته نشده است. بیگانه ترسناک ترین موجود سینما را به ما معرفی کرده است…صورت نواز (face-hugger). پس از اینکه صورت نواز از تخم بیرون می آید و با پرشی ناگهانی به صورت کین می چسبد، مردم روی صندلی های خود از جا می پرند. بیگانه مرکب سینه کین را می درد و داخل سفینه به اینطرف و آنطرف می دود. بعدها مشخص می شود که افسر دانشمند اش (Ash) یک ربات بوده است و مسئول بازگرداندن بیگانه به زمین.
در فیلم بیگانه ها ملکه زنومورف (Xenomorph) برای اولین بار معرفی شد که تخم های زیادی گذاشته بود و نسبت به فیلم اول وحشت بیشتری در دل بینندگان ایجاد کرد. ترمیناتور 2 صاحب برترین شخصیت گرافیکی سینما یعنی تی 1000 است. ولی ترکیب صورت نواز، زنومورف ها و ربات های پلید در بخش شرورها امتیازی ویژه را نصیب فیلم های بیگانه می کند.

7 ترمیناتور – لیندا همیلتون در نقش بانوی به دردسر افتاده و یک قهرمان زن سرسخت
سارا کانر که نقش او را لیندا همیلتون بازی کرده است، اولین بار به عنوان قربانی در فیلم ترمیناتور (نابودگر) 1 در صحنه سینما ظاهر شد. کایلی اهمیت زنده ماندن او را به او گوشزد می کند و به او می گوید که باید زنده بماند و پسرشان را بزرگ کند تا در آینده رهبری جنگ علیه ماشین ها را برعهده بگیرد. کایلی می میرد و سارا تی 800 را شکست می دهد و جان را به دنیا می اورد. سریع می رویم سراغ فیلم ترمیناتور 2 که در آن سارا دچار فروپاشی عصبی و روانی شده، چون می داند دنیا رو به نابودی است. او در نهایت توسط تی 800 نجات می یابد و با جان
جان توضیح می دهد که چطور سارا با ارتباط هایی که با مردان نظامی ایجاد می کرده، او را مانند یک سرباز به بار آورده است. اجراهای لیندا همیلتون پتانسیل های بازیگری و وفاداری به نقش خود را نشان داد و از بانویی به دردسر افتاده به نقشی مهم در این سری از فیلم ها تبدیل شد.

6 بیگانه – فضا دنیاهایی استثنایی را فراهم آورد
فیلم هایی که در باره فضا ساخته می شوند خیلی جالب توجه هستند، چون کسی نمی داند که آن بیرون واقعاً چه خبر است. بیگانه ما را به کهکشانی دیگر برد و داستانی اکتشافی را به ما عرضه کرد. اکثر انسان ها شانس این را نخواهند داشت که زمین را ترک کنند، بنابراین این فیلم ها تنها راه برای تصور چیزهایی هستند که ممکن است آن بیرون در کمین بوده باشند. در فیلم های بیگانه و بیگانه ها ال وی 426 یکی از اقماری است که ریپلی و باقی سرنشینان نوسترومو در آن فرود می آیند تا علائم اسرارآمیزی را که مخابره می شوند بررسی کنند.
ال وی 223 قمری است که سرنشینان پرومتئوس بر روی آن فرود می ایند تا مهندسان خالق بشر را پیدا کنند. هر دو مکان تیره و ترسناک هستند و سفینه هایی که پر شده اند از دی ان ای ها و تخم های بیگانه ها. اگر این سیارات اقماری واقعی باشند و مردم پایشان به آنها باز شود، قطعاً فریادهایی از وحشت خواهند کشید. ولی قطعاً کسی صدایشان را نخواهد شنید.

5 ترمیناتور – فیلم های این سری در دنیای خود باقی ماندند
فیلم های بیگانه بعد از رستاخیز بیگانه محوریت خود را تغییر دادند، ولی محور برگزیده شده خوب از آب درنیامد. به جای اینکه توضیحاتی درباره همان جهان ارائه شود، به دنیای غارتگر (Predator) گره خوردند و حاصل آن دو فیلمی شد که ببسادگی فراموش شدند. بیگانه علیه غارتگر و بیگانه علیه غارتگر: مرثیه قطعاً تنها با هدف پولسازی ساخته شده بودند.
در فیلم غارتگر 2 یک جمجمه زنومورف در قفسه شکارهای غارتگر نشان داده می شود. استودیوی سازنده به جای اینکه در حد یک ایستر اگ به آن اکتفا کند، شروع به ساخت سری فیلم های بیگانه علیه غارتگر کرد. ولی ترمیناتور با وجود انحرافاتی که داشته است، به طرح اصلی خود وفادار بوده و کراس اوری بی معنی را وارد خط داستانی خود نکرده است.

4 بیگانه – سیگورنی ویور ایفاگر نقش یک قهرمان زن اصیل
شخصیت الن ریپلی که سیگورنی ویور آن را بازی می کرد، به همه نشان داد که هر کاری که مردها انجام می دهند توسط زنان هم شدنی است. ریپلی به عنوان افسر سوم در نوسترومو مأموریت خود را آغاز می کند، ولی پس از نابودی تمامی افراد توسط زنومورف تنها او و گربه ای بنام جونز جان سالم به در بردند. در پایان قسمت اول او زنومورف را از سفینه به بیرون پرت می کند و خود به خواب مصنوعی فرو می رود. در بیگانه ها (قسمت دوم فیلم بیگانه) او با افسران نیروی دریایی متحد می شود و با رهبری آنها ارتشی از زنومورف ها را شکست می دهد. در یکی از برترین صحنه های فیلم های اکشن ریپلی با استفاده از یک لودر ساختمانی پا به پای بیگانه مادر می جنگد و بر او پیروز می شود.

3 ترمیناتور – موسیقی محرک تم اصلی
آیا موسیقی متنی تا به این اندازه محرک و حماسی ساخته شده است. البته این یک عقیده شخصی است، ولی آهنگی که برد فیدل (Brad Fiedel) برای این فیلم ساخت، حتی امروز هم مورد استفاده قرار می گیرد و علیرغم روزآمد شدن آن می توان رگه های آهنگ اصلی را در آن سراغ گرفت. این آهنگ اولین بار در سال 1984 ارائه شد ولی بعدها در قسمت های بعدی هم از آن استفاده شد. تیتراژ ابتدایی قسمت سوم با یادآوری صحنه حماسی پایانی قسمت دوم و ترکیب آنها با این آهنگ موجی از تنش را در سراسر نخاع بینندگان ایجاد می کرد. فیدل در برنامه ای گفت برای ایجاد این آهنگ متالیک از نواختن ضربه های چکش به یک ماهی تابه چدنی استفاده کرده است.

2 بیگانه – یکپارچگی بی وقفه
سفر در زمان سناریوهای جذاب زیادی را حاصل می کند، ولی نمی توان در آن یکپارچگی را تداوم بخشید. در برخب موارد این موضوع به خوبی پیش رفته است، ولی در ترمیناتور شاهد بروز خطوط زمانی زیادی بودیم. ولی در مورد فیلم های بیگانه، پیش درآمدها به درستی به تم اصلی می انجامیدند. پرومتئوس نحوه خلق یکی از بیگانه ها را نشان داد و در “عهد” شاهد بسط آن به زنومورف های دیگر بودیم.
در فیلم ترمیناتور جنیسیس وقتی قهرمانان داستان به فصل آغازین داستان می روند و تمام اتفاقات را تغییر می دهند، همه چیز به هم می خورد. بعضی از فیلم ها این مسئله را به خوبی مدیریت می کنند، ولی وقتی برخی از فیلم ها صحنه های دوست داشتنی را بازآفرینی می کنند و رویدادها را تغییر می دهند، اهمیت اتفاقات اولیه زیرسؤال می رود.

1 ترمیناتور- آرنولد شوارتزنگر در نقش شرور و قهرمان
آرنولد شوارتزنگر در نقش تی 800 به عنوان قهرمان و شرور را باید بر روی کوه راشمور و در کنار رئسای جمهور آمریکا هک کرد. حضور فیزیکی و صدای رباتیک او شخصیتی را ایجاد کرد که پس از آن هیچ هنرمندی نخواهند توانست به آن اجرا نزدیک شود و برای ساخت ترمیناتورهای بعدی هم از او دعوت شد. البته شایان ذکر است که در فیلم ترمیناتور: رستگاری از جلوه های کامپیوتری برای خلق شخصیت استفاده شد چون در آن زمان آرنولد شهردار کالیفرنیا بود.
با وجود ادامه های دلسرد کننده ترمیاتور آرنولد همیشه جذاب بوده و اجرای او در اوج بوده است. او ماه ها با متخصصان اسلحه آموزش دید تا برای ایفای نقش در ترمیناتور 2 آماده شود و پرسنل نظامی او را بخاطر مهارت در استفاده از اسلحه ستودند.

 

برترین فیلم علمی تخیلی سینما

 ژانر اکشن نوعی از فیلمها را در بر می گیرد که در آن یکی از قهرمانان یا تعدادی از آنها در جریان یک سری از چالش ها قرار می گیرند که با مبارزه های فیزیکی، صحنه های نبرد، خشونت و تعقیب و گریز هیجان انگیز همراه است. در فیلمهای اکشن شخصیتی موجه تصویر می شود که بر خلاف امکانات کم و شانس ناچیز در شرایطی مرگبار قرار می گیرد و در نهایت در رویارویی با شخصیت منفی داستان پیروزی را از آن خود می کند.

اگرچه اینگونه از فیلمها منبع درآمد بسیار قابل اعتمادی برای فیلمسازان به شمار می روند (مخصوصاً اگر قهرمان خود را از بین افراد مؤثر در روند شکل گیری تاریخ یا رمان ها انتخاب کرده باشند)، ولی از طرف منتقدان چندان مورد توجه و نقد هنری قرار نمی گیرند.

 با پیشرفت هایی که در زمینه گرافیک رایانه ای شکل گرفته است، خلق صحنه هایی که دارای جلوه های ویژه هستند با سهولت بیشتری نسبت به آنچه در گذشته شاهدش بوده ایم صورت می پذیرد. در گذشته اغلب این صحنه ها توسط هنرنمایی بدلکاران شکل می گرفت. البته فیلمهایی که از میزان بسیار زیاد جلوه های رایانه ای استفاده می کنند منجر به خلق صحنه های بسیار باورنکردنی می شوند که از سوی بسیاری از کارگردانان با انتقاد شدید روبرو می شوند.  علیرغم وجود مؤلفه های اکشن در فیلمها از بدو پیدایش این صنعت، از دهه 1970 به بعد بود که با حضور بدلکاران و جلوه های سینمایی این ژانر به بالندگی رسید. ژانر اکشن در ارتباط تنگاتنگ با ژانرهای هیجانی (Thriller) و ژانر ماجراجویی (Adventure) است و ممکن است بخش هایی از ویژگی های فیلمهای جاسوسی (Spy) را نیز در خود جای داده باشد.

فیلم های اکشن اولیه

 در دهه های 1920 و 1930 فیلمهای اکشن بیشتر یا فیلمهای ماجرایی بودند که در آنها داگلاس فیربنکس Douglas Fairbanks شمشیرهایی را با سیستم فریم به فریم به حرکت در می آورد یا عموماً فیلمهای وسترن.

 در دهه 1940 اکشن با فیلمهای جنگی و کابویی وارد مرحله تازه ای شد. آلفرد هیچکاک وقتی در فیلم شمال از شمالغربی آن صحنه های مخاطره آمیز کوه های راشمور را خلق کرد، ژانر جاسوسی را هدف قرار داده بود. این فیلم به همرا فیلم اکشن جنگی توپ های ناوارون The Guns of Navarone تهیه کنندگان معروف مانند آلبرت آر بروکولی Albert R. Broccoli و هری سالتزمن Harry Saltzman را بر آن داشت تا در سری فیلمهای اکشن – ماجرایی کتاب یان فلمینگ Ian Fleming سرمایه گذاری کنند.

 موفقیت ادامه دار فیلمهای جیمز باند (که پیشاپیش فیلمهای اکشن دهه 1960 حرکت می کردند) سرآغاز راه فیلمهای اکشن امروزی بود. در این فیلمها شخصیت هایی تصویر می شدند که بزرگتر از زندگی عادی بودند: از جمله قهرمانان دارای امکانات گسترده قابل اعتمادی که به روش های خلاق یک نفره در صف نیروهای مغز متفکر منفی فیلم نفوذ می کرد. در فیلمهای باند از تصادف های اتومبیل، برش های فیلمی کوتاه و جنگ های با دست خالی و همچنین سلاح ها و وسایل متعددی بهره گیری می شد.

دهه 1970

 در دهه 1970 فیلمهای جیمر باند با چالش فیلمهای کارآگاهی و درامهای جنایی شهری روبرو شدند که رفته رفته تکامل یافتند و با تلفیق در ژانر جدید اکشن به پیدایش گروهی از فیلمهای پلیسی انجامیدند که از بین آنها می توان به Bullit(1968), The French Connection (1971), Dirty Harry (1971 اشاره کرد. فیلم هری کثیف هنرپیشه اصلی فیلم، کلینت ایستوود را از حالت قالبی یک قهرمان وسترن خارج کرد و در متن دنیای شهری مدرن با ارائه پتانسیل بیشتر خشونت و همچنین هیجان و شکوه مثال زدنی بستری مناسب تر برای رشد ونمو قهرمان داستان همانند فیلمهای وسترن و فراتر از آن برای او فراهم کرد. فیلم هری کثیف نقطه پایانی بود بر وسترن های بیشماری که کابوی ها و سرخپوستان آمریکایی را به تصویر می کشید. تلفیق ژانرهای جاسوسی و جنگی، وسترن و کارآگاهی به عنوان امری عادی در سینمای دهه 1980 تبدیل شد. باید به این نکته نیز اشاره کرد که دهه 1970 تولد ژانر فیلمهای اکشن و معرفی آن به علاقمندان ژانر وسترن بود.

موفقیت فیلمهای جیمز باند الهام بخش فیلمهای هنرهای رزمی بود که تحت تأثیر فیلمهای آسیای شرقی تولید شد و توجه همگان را به خود جلب کرد. فیلم اژدها وارد می شود(Enter the Dragon (1972 و راه اژدها Way of the Dragon (1971از جمله این فیلمها بودند.فیلمهای بعدی این ژانر چاک نوریس را به دنیای فیلمهای رزمی معرفی کرد. اگرچه بسیاری فیلم ساعت شلوغی The Rush Hour جکی چن را عامل محبوبیت فیلمهای رزمی در ایالات متحده می دانند ولی چاک نوریس با فیلم Good Guys Wear Black (1977 و A Force of One (1979 توانست فیلمهای رزمی را با دنیای پلیس و دزدان در هم آمیزد.

دهه 1980

 در دهه 1980 شاهد سلطه فیلمهای اکشن بر سینمای هالیوود بودیم و اکثر فیلمهای پرفروش از این ژانر بودند.از جمله هنرپیشه های معروف این ژانر می توان به سیلوستر استالونه، آرنولد شوارتزنگر، بروس ویلیس و چاک نوریس اشاره کرد. استیون اسپیلبرگ و جورج لوکاس با ساخت اثر بسیار پرمخاطب Raiders of the Lost Arch در سال 1981 به نوعی به فیلمهای جیمز باند ادای دین کردند. در سال 1982 نیک نولت هنرپیشه کهنه کار هالیوود به همراه ادی مورفی با هنرنمایی در فیلم اکشن-کمدی 48 Hrs رکوردهای فروش را در هم شکستند. این فیلم به عنوان اولین فیلم رفیق پلیس “buddy cop”شناخته می شود. در همین سال سیلوستر استالونه با هنرنمایی در فیلم First Blood اولین فیلم از سری محبوب رمبو را پایه گذاری کرد. این فیلم بسیار موفقیت آمیز بود و دومین نمونه آن Rambo: First Blood Part II در سال 1985 به عنوان محبوب ترین فیلم در میان این گروه از فیلمها مطرح شد و شخصیت جان رمبو را به عنوان یک شخصیت مردمی و محبوب به جامعه آمریکا شناساند.

مورد بعدی ادامه دهنده راه اصلی هالیوود (بودجه بیشتر، هنرپیشه های مستعدتر) بود که در قالب فیلم Lethal Weapon در سال 1987 تبلور یافت و به عنوان یک موفقیت مالی پیامی را به استودیوهای فیلمسازی رساند. فیلم Die Hard که در سال 1988 ساخته شد در زمینه توسعه ژانر اکشن نقش مؤثری را ایفا کرد. در این فیلم بروس ویلیس نقش کارآگاه پلیس نیویورک را بازی می کند که بطور ناخواسته در ماجرای تصرف ساختمانی اداری در نیویورک توسط گروه های تروریستی درگیر می شود. این فیلم الگویی بود برای فیلمهایی که پس از آن کپی برداری شدند. فیلمهایی مانند Under Siege (1992), Sudden Death (1995), Air Force One همگی از الگوی این فیلم در شرایط متفاوت بهره می بردند. تا اواخر دهه 1980 تأثیر موفقیت آمیز فیلمهای اکشن در ژانرهای دیگر مشهود بود. فیلمهای ترکیبی از ژانرهای مختلف به عنوان یک نرم مطرح شد (مانند First Blood و Missing in Action) که اکشن های علمی-تخیلی  بودند (مانند The Terminator و Robocop) که اکشن های علمی-تخیلی بودند و اکشن های ترسناک (مانند Aliens و Predator) وحتی گاهی فیلمهای اکشن-موزیکال-کمدی (مانند The Blues Brothers

دهه 1990

 

دهه 1990 دهه فیلمهای ژانرهای ترکیبی و فیلمهای سری بود. فیلمهای اکشن شهری مانند ژانرهای وسترن و جاسوسی شروع به تقلید از خود کردند و با پیشرفت های بسیاری که در زمینه جلوه های گرافیک رایانه ای اتفاق افتاد، شرایط محیطی واقعی جای خود را به شرایط فانتزی تر داد. این دوره از فیلم ها بودجه هایی را به خود اختصاص دادند که در تمام دوران سینما بی سابقه بودند. موفقیت چند باره فیلمهایی مانند Dirty Harry و جیمز باند نشان دهنده این واقعیت بود که موفقیت یک فیلم می تواند منجر به تولید سری های موفقیت آمیز شود. بنابراین در دهه 1980 و 1990 شاهد افزایش بودجه و تعداد سری های بیشتری نسبت به گذشته بودیم. بر خلاف آنچه که در دهه های نخستین سینما شاهد بودیم و اغلب اوقات سری ها با استقبال مواجه نمی شدند، در دهه 1980 و 1990 نه تنها ستاره های سینما می خواستند که جادوی موفقیت اولیه را تکرار کنند، بلکه سعی می کردند تا در شماره های بعدی این کشش را چند برابر کنند. این مسئله باعث ایجاد گرایش نزد فیلمسازان برای خلق تکنولوژی های جدیدتر انداخت تا بتوانند برنده رقابت باشند و به استانداردهای جدیدتری در عالم سینما دست یابند. موفقیت فیلم Batman ساخته تیم برتون در سال 1989نقطه شروعی بود بر ساخت گروهی از فیلمهای موفق سینما به جهت مالی. این فیلمها ظرف یک دهه موفقیت و قابلیت سرمایه گذاری بر فیلمهای وابسته به رمان: فیلمهای کمیک استریپی را به اثبات رساندند.

 

دوران پس از 2000

 فیلمهای ژانر اکشن تا به امروز قابلیت ترکیب بالای خود با ژانرهای دیگر را نشان داده اند. به عنوان مثال فیلم Star Trek در سال 2009 از وجود چندین مفهوم علمی مانند عبور از سیاه چاله ها برخوردار بود، ولی بخش عمده فیلم بر صحنه های اکشن متمرکز بود که خیلی مرسوم هستند (مانند تیراندازی و درگیری با دست و مشت). این در حالی است که در نسخه اصلیStar Wars صحنه های اکشن بیشتر بین سفینه ها و رهگیری آنها در فضاهای بیکران است. این فیلمها نمونه های اکشن با پیچیدگی علمی-تخیلی هستند. رویه ای که با Star Trek و در حالتی جسورانه تر سه گانه Dark Knight مورد توجه قرار گرفت، همان مبارزه دست به دست و تکنیک های فیلمهای رزمی آسیایی است که در فیلمهای ابرقهرمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

Jason Statham همانند ستاره های پیشین، در صدر ستاره های اکشن قرن بیست و یکم قرار دارد. تعهد او به عنوان یک ستاره فیلمهای اکشن ستودنی است. این در حالی است که ستاره قبلی Channing Tatum به آرامی با حضور در فیلمهایی مانند Dear John به ژاتر درام منتقل شده است. زوال ستاره های اکشن سینما یکی از موضوعات داغ عالم سینماست. فیلمهای The Expendables و The Expendables II ساخته سیلوستر استالونه کپی بعضاً هجوآمیزی است از گروه بازنشسته سینمای اکشن دهه 1980.

زیر ژانرهای اکشن

 اکشن کمدی – زیر ژانری که ژانرهای کمدی و اکشن را در یکجا جمع کرده است. این ژانر در دهه 1980 و با ورود هنرپیشه هایی که سابقه فعالیت کمدی داشتند مانند Eddie Murphy به ژانر اکشن آغاز شد. این فیلمها فاقد صحنه های خشن درگیری هستند و بندرت در آنها شاهد مرگ شخصیتی هستیم. فیلمهای کمدی مانند Dumb and Dumber و Big Momma’s House که دارای تمهای اکشن هستند در زمره فیلمهای این ژانر قرار نمی گیرند. صحنه های اکشن نقش کلیدی تری در فیلمهای اکشن کمدی دارند. نمونه های اکشن کمدی Beverly Hills Cop, Midnight Run, Bad Boys هستند.

اکشن ترسناک – یک زیر ژانر از ترکیب نفوذ یک نیرو یا رویداد پلید یا ماوراء الطبیعه از فیلمهای ترسناک با نبردهای همراه سلاح و تعقیب و گریزهای هیجان انگیز ژانر اکشن است. تم هایی که اغلب در سینمای اکشن ترسناک به نمایش در می آیند اعم هستند از خون، شیاطین، حیوانات پلید، خون آشام ها و بیشتر از همه زامبی ها. این زیرگروه می تواند عناصری از سینمای فانتزی را نیز وام بگیرد. نمونه هایی از این فیلمها عبارتند از:

Army of Darkness, Resident Evil, Ghost Rider, Planet Terror, Undead, Doomsday, Underworld, Constantine, Priest,Dawn of the Dead, Deep Rising, From Dusk Till Dawn, Blade, Legionو End of Days

اکشن با تم جان سخت – داستان فیلم در مکان های محدود مانند یک ساختمان، هواپیما یا کشتی اتفاق می افتد که به تصرف مأموران دشمن در آمده ولی فردی قهرمان با استفاده از استعداد شخصی و حرکات دزدانه سعی در شکست دادن این نیروهای متخاصم دارد. این زیر ژانر با فیلم جان سخت شروع شد و بسرعت محبوبیت بسیاری بدست آورد. فیلمهای بسیاری از این الگو تقلید کرده اند. از آن جمله می توان به فیلمهای Under Siege ( که در آن تروریست ها یک کشتی را به تسخیر در می آورند)، Broken Arrow (تروریست ها یک سلاح هسته ای را از یک بمب افکن B2 به سرقت می برند)، Snakes at a Plane (مارهای سمی در هواپیما پخش می شوند)، Speed, Under Siege 2: Dark Territory , Derailed, Sudden Death,Passenger 57, Executive Decision, Air Force One, Con Air, Half Past Dead, The Rock, Paul Blart; Mall Cop, Spoofاشاره کرد.

 بلایای طبیعی – در این فیلمها اغلب مؤلفه های ژانرهای مهیج و گاهی اوقات علمی-تخیلی گنجانده می شود. مهمترین بخش چالشزای این فیلمها بلایای طبیعی یا مصنوع مانند سیل، زمین لرزه، آتشفشان و غیره است. نمونه های بارز این  فیلمها عبارتند از: Independence Day, Daylight, Earthquake, 2012, The Day After Tomorrow, Poseidon, The Towering Inferno, Dante’s Peak, Deep Impact, Volcano, The Core, Armagedon, Twister.

 اکشن علمی – تخیلی – در این زیرژانر بسیاری از قراردادهای سینمای علمی-تخیلی گنجانده شده است. فیلمهای علمی-تخیلی با تکیه بر نبردهای سلاح گرم، جنگ های فضایی، سلاح های اختراع شده جدید و غیره به پیشبرد طرح داستان خود می پردازند. نمونه های این سینما عبارتند از:

G.I. Samurai, Terminator 2, The Matrix, Total Recall, Minority Report, The Island, Star Trek, Aliens, I, Robot,Transformers, Equilibrium, District 9, Serenity, Akira, Paycheck, Predator, Robocop, Avatar, Mad Max 2 و The Fifth Element.

 

اکشن جاسوسی – در این فیلمها قهرمان داستان اغلب یک قهرمان دولتی است که باید دربرابر رقیب خود که دولت مقابل یا گروه های تروریستی هستند، دست به عملیات های محیرالعقولی بزند. این فیلمها داستان جاسوسانی هستند که با رویدادهایی در سطح جهانی دست و پنجه نرم می کنند. این ژانر به متن جاسوسی غیرواقعی در شرایط واقعی (مانند برداشت هایی که از John Le Carre صورت گرفته) یا تخیلی (مانند جیمز باند) می پردازد. این زیر ژانر یکی از جنبه های مهم سینمای انگلیس محسوب می شود که در آن کارگردانانی مانند آلفرد هیچکاک و کارول رید فیلمهای بیشماری را در قالب خدمات سرویس های اطلاعاتی انگلیس ارائه داده اند. این زیر ژانر مؤلفه هایی چون فرار، اکشن سنگین، نبردهای بروز، هیجانات مبتنی بر تکنولوژی و محلهای بسیار جذاب را دستمایه خود قرار می دهد. تمام فیلمهای سینمای جاسوسی در قالب اکشن نمی گنجند، فقط آن دسته از فیلمها که صحنه های اکشن بسیار مهیج دارند در این بخش قرار می گیرند. برخی از فیلمهای شناخته شده این ژانر به قرار زیر هستند:

Casino Royale, the Mission: Impossible سری, Ronin, True Lies, Salt, From Paris with Love, The International, Patriot Games, xXx, Colombiana و The Bourne سری فیلمهای

 اکشن ابرقهرمانی – اغلب دارای عناصری از فیلمهای علمی-تخیلی و فانتزی است و بر کنش های یکی یا چند تن از قهرمانان تمرکز می کند که دارای قدرت ابرقهرمانی هستند و از آن در راه خدمت به عموم استفاده می کنند. این فیلمها اغلب اوقات دارای درونمایه های اکشن هستند و در ابتدا نسخه اولیه فیلم به خاستگاه نیروی خاصی می پردازد که اغلب با نبردی اولیه برابر معروف ترین دشمن باستانی شخصیت اصلی توأم است. نمونه های این سینما شامل موارد زیر هستند:

The Dark Knight, Iron Man, Spider-Man, The Avengers, X-Men, The Incredible Hulk , Superman

هنرپیشه ها

 

هنرپیش های دهه 1950 و 1960 مانند جان وین John Wayne واستیو مک کوئینSteve McQueenو لی ماروین Lee Marvinمشعل سینمای اکشن را به هنرپیشه های دهه 1970 انتقال دادند. هنرپیشه های مطرح اکشن دهه 1970 بروس لی Bruce Lee، تام لافلین Tom Laughlin، چارلز برانسون Charles Bronson، کلینت ایستوود Klint Eastwood، سانی چیبا Sonny Chibaبودند. در دهه 1980 مل گیبسون Mel Gibson و دنی گلاور Danny Glover در یک سری از فیلمهای رفیق پلیسی بنام سلاح مرگبار شرکت کردند. در دهه 1980 قهرمان اسبق بدنسازی جهان آرنولد شوارتزنگر Arnold Schwarzenegger و سیلوستر استالونه Sylvester Stallone در فیلمهای خود از سلاحهای اتوماتیک سنگین استفاده می کردند که موجب جلب طرفداران زیادی شد. استیون سیگال Steven Seagal با چهره جدی خود در تعدادی از فیلمهای اکشن ایفای نقش کرد. بروس ویلیسBruce Willis در یک سری از فیلمهای اکشن برگرفته از فیلمهای وسترن هنرنمایی کرد که خود آغازگر یکی از زیر مجموعه های اکشن بود.

 هنرپیشه های اروپایی مانند ژان کلود وندام Jean-Claude Van Damme متولد بلژیک، ژان رنو Jean  Reno متولد مراکش، دولف لاندگرن Dolph Laundgren متولد سوئد، کالین فارل Colin Farrell متولد ایرلند و جیسون استتام Jason Statham متولد انگلستان در فیلمهای اکشن دهه 1990 و 2000 نقش آفرینی کردند.

Rush Hour (1998) 51
The Dark Knight (2008)
1
The French Connection (1971) 52 Heat (1995) 2
The Bourne Identity (2002) 53 Inception (2011) 3
Predator (1987) 54 The Dark Knight Rises (2012) 4
The Bourne Supremacy (2004) 55 Kill Bill: Vol 1 (2003) 5
First Blood (1982) 56 Terminator 2: Judgment Day (1991) 6
Fast Five (2011) 57 The Matrix (1992) 7
Mesrine: Killer Instinct (2008) 58 Minority Report (2002) 8
Sherlock Holmes: A Game of Shadows 59 The Bourne Ultimatum (2007) 9
Mesrine: Public Enemy # 1 (2008) 60 Kill Bill: Vol 2 (2004) 10
Beverly Hill Cops (1984) 61 Hot Fuzz (2007) 11
Vantage Point (2008) 62 Serpico (1973) 12
Lethal Weapon (1987) 63 The Fugitive (1993) 13
Rambo (2008) 64 Casino Royale (2006) 14
Get the Gringo (2012) 65 Ghost Dog: The Way of the Samurai 15
RocknRolla (2008) 66 Mission Impossible (1996) 16
Speed (1994) 67 Die Hard (1988) 17
The Rock (1996) 68 Die Hard: With a Vengeance (1995) 18
Hitman (2007) 69 The Matrix Reloaded (2003) 19
Lethal Weapon 2 (1989) 70 Face off (1997) 20
District B 13 (2004) 71 Desperado (1995) 21
Red (2010) 72 Robocop (1985) 22
Unleashed (2005) 73 The Terminator (1984) 23
The Island (2005) 74 True Lies (1994) 24
El Mariachi (1992) 75 Ronin (1998) 25
Lethal Weapon 3 (1992) 76 Sherlock Holmes (2009) 26
Safe House (2012) 77 Enemy of the State (1998) 27
Con Air (1997) 78 V for Vendetta (2005) 28
Faster (2010) 79 Taken (2008) 29
Street Kings (2008) 80 Mission Impossible II (2000) 30
Payback (1999) 81 16 Blocks (2006) 31
The Rundown (2003) 82 Grindhouse (2007) 32
Shoot ‘Em Up (2007) 83 Live Free or Die Hard (2007) 33
Mr. & Mrs. Smith (2005) 84 Batman Begins (2005) 34
Death Sentence (2007) 85 Crack (2006) 35
Bullitt (1968) 86 Swordfish (2001) 36
Salt (2010) 87 Mission Impossible: Ghost Protocol 37
Hanna (2011) 88 Spy Game (2001) 38
Bad boys II (2003) 89 Machete (2010) 39
The Italian Job (2003) 90 The Score (2001) 40
Mission Impossible III (2006) 91 Wanted (2008) 41
Rocky 92 Renaissance (2006) 42
National Treasure (2004) 93 The Matrix Revolutions (2003) 43
Assassins (1995) 94 Equilibrium (2002) 44
Bad Boys (1995) 95 Letha Weapon 4 (1998) 45
Shooter (2007) 96 The Boondock Saints (1999) 46
Terminator III: Rise of the Machines 97 Midnight Run (1988) 47
Gone in Sixty Seconds (2000) 98 Die Hard 2 (1990) 48
Entrapment (1999) 99 Kick-ass (2010) 49
Fast and Furious (2009) 100 In the Line of Fire (1993) 50
ژانر اکشن