برتری مردان ایکس
برتری مردان ایکس بر انتقام جویان – پس از عدم موفقیتی که فیلم ققنوس سیاه به عنوان آخرین پروژه سینمایی ایکس من در کمپانی فاکس بدست آورد و اینکه این عدم موفقیت پس از فروش سرسام آور انتقام جویان: پایان بازی اتفاق افتاد شاید بد نباشد مروری داشته باشیم بر پرونده این دو گروه. در واقع در این مقاله قصد داریم به برتری های گروه ایکس من بپردازیم و عوامل موفقیت آنها را بار دیگر مرور کنیم. اگرچه انتقام جویان را قدرتمندترین ابرقهرمانان زمین می خوانند ولی به نظر می رسد که این لقب بیشتر شایسته گروه ایکس من ها باشد.
اگر ده سال پیش از طرفداران انتقام جویان  در مورد گروه مورد علاقه شان می پرسیدید، شاید شانه بالا می انداختند و نظر چندانی نداشتند. البته این قبل از ظهور پدیده سینمایی اونجرز بود که با سروصدای زیاد و جلوه های ویژه خیره کننده همه را مسحور خود کرد. آنچه در این مقاله خواهید خواند بیشتر بر اساس مطالبی است که در کمیک ها شاهدش بودیم و سرگذشت شخصیت های آن. این درست است که همواره گروه هایی از انتقام جویان بوده اند که طرفداران کمیک را به خود جلب کرده بودند ولی به نظر می رسید که بمدت طولانی زیر سایه قهرمانان گروه ایکس من بودند. در زمانی که ستاره های ایکس من در سریال های تلویزیونی بازی های ویدئویی و فیلم های سینمایی می درخشیدند، انتقام جویان در حاشیه بودند. ولی همانطور که می دانیم هیچ شرایطی برای همیشه پابرجا نمی ماند.
و همینطور شد. وضعیت به نفع انتقام جویان تغییر یافت. در مورد ایکس من باید بگوییم که کیفیت خود و تداوم خود را مدیون مفهوم واقعی تیم است. هر جایی که مسئله ای اتفاق بیفتد که امکان تهدید وحدت رویه تیم ایکس من را در پی داشته باشد، اعضای آن با تعهد بیشتر در صدد رفع آن مشکل برمی آیند و گویا این عنصری است جوهری در شکل گیری این گروه قدرتمند.
شاید موضوع پیکربندی، برجسته سازی یا زیبایی شناسانه در میان باشد. هر چه هست دلایلی برای گروه ایکس من وجود دارند که به آنها جلوه ای دیگر می بخشند. در اینجا 10 دلیلی که به نظر برجسته تر می رسند بیان می کنیم.

 

10 آنها تمثیلی قدرتمند هستند
کمیک ها ذاتاً کمی رنگ و بوی سیاسی دارند. یکی از کمیک های اونجر را به دست بگیرید و ورق بزنید. و همانطور که شاهد درگیری های قهرمانان و شرورها هستید، متوجه می شوید که همواره پیامی هم در آن بین نهفته است. این پیام ها در بافت و نهاد کمیک ها تنیده می شوند و دارای نیرویی رونی است که ژانر ابرقهرمانی را در دنیای ادبیات برجسته می کند.
انتقام جویان طی سالیان با موضوعات زیادی درگیر بوده اند ولی به نظر می رسد که اصل خاصی وجود ندارد که انتقام جویان در پی اثبات یا ترویج آن باشند. ولی ایکس من ها مدت هاست که به عنوان استعاره ای برای اصلاحات و ترویج آزادی مطرح بوده اند. اینکه این تمثیل از کجا ناشی شده جای بحث دارد. استن لی همیشه از کمیک OG X-Men به عنوان تمثیلی از جنبش حقوق مدنی یاد می کرد. و این موضوع به عنوان اصلی راه گشا در کمیک های ایکس من به جا مانده است.
ایکس من از این بایت بسیار قوی عمل کرده است و رویه ای که در پیش گرفته است چند دهه ای است که در بین نسل جوان طنین انداز شده است. درست مانند اسپایدرمن که با نوجوانان حرف می زد و الهام بخش آنها بود.
9 سیستم پویای معلم-شاگردی
اگرچه ایکس من های یک گروه ابرقهرمانی هستن ولی آنها را در قامتی بلندتر می توان دید. این درست که در زیرساخت خود از لوازم و خودروهای بسیاری برخوردار هستند. ولی همه اینها در قالب یک مدرسه رخ می نمایاند. گویا این مدرسه محل امن آنهاست که آنها را از گزند بیگانگان محفوظ نگه می دارد.
علاوه بر فضای موجود، ایکس من ها اغلب اوقات به عنوان معلم هم در این مدرسه ظاهر می شوند. امثال جین گری، ولورین و سایکلوپ را بارها حین آموزش تاریخ، جغرافی و حتی اصول مبارزه به دیگر شاگردان دیده ایم.
همه ما تصویری از مدرسه که در آنها ایکس من ها مشغول آموزش یا تحصیل هستن در ذهن داریم. ولی اینکه آنها یک سازمان تحصیلی هستند تا تنها یک گروه از قهرمانان به آنها جلوه ای دو چندان می دهد.
آموزش یک حرفه است و داشتن عنصر معلم در مدرسه و میدان نبرد می تواند لایه مسئولیتی دیگری به ایکس من اضافه کند که قهرمانان به خوبی با آن کنار می آیند.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *