ققنوس سیاه
هشدار اسپویل

ققنوس سیاه دومین اقتباس کمپانی فاکس از کمیک های پرطرفدار ایکس من و خط داستانی ققنوس سیاه پس از فیلم ایکس من ها: آخرین مقاومت است که در سال 2006 منتشر شد. هیچکدام از این اثر ها با اقبالی خوب از طرف منتقدان همراه نبودند و این سؤال را در ذهن مخاطبان شکل می دهند که دلیل این عدم موفقیت ها چه می تواند باشد.


دلیل این امر به مواردی برمی گردند که فیلم ها در پرداختن به آنها ضعیف عمل کرده اند.

جین گری یک قهرمان است
در کمیک هایی که به اسطوره “ققنوس سیاه” می پردازند (Uncanny X-Men شماره های 129-138) جای تردیدی نیست که جین گری شخصیت اصلی داستان است. تمام داستان از دریچه دید او نقل می شود و بیانگر احساسات و افکار اوست. مشخصاً هر اقتباسی بر اساس شخصیت او باید حداقل در بخش هایی به خود این شخصیت بپردازد. ظاهراً فیلم ها در پرداختن به خود او ضعیف عمل کرده اند.
در فیلم “آخرین مقاومت” او در صحنه های مربوط به خودش نقشی منفعل تر می گیرد تا فضای بیشتری برای ولورین محیا شود. در آنجا بیننده باید با لوگان همدردی کند و به همین ترتیب داستان از دریچه دید او نقل می شود. کارگردان اثر برت رتنر (Brett Rater) لطمات سقوط جین گری را بر شخصیت ولورین نشان می دهد و از اینرو از دریچه دید ولورین به داستان نگاه می شود.
متأسفانه فیلم “ققنوس سیاه” هم در این مشکل روایی اسیر شده است و به شخصیت های دیگر جای مانور بیشتری داده است تا خود جین گری. در رویدادهای این اثر بیشتر به مسائلی با محوریت چارلز اگزویر و میستیک پرداخته می شود تا خود جین گری. در این فیلم به میزان اهمیت شاگردان در نظر اگزویر بیشتر پرداخته می شود. و اینکه تغییر غلطی که در جین گری ایجاد شده تا چه حد انعکاس منفی بر شخصیت اگزویر داشته است. همه شخصیت ها مدام از چارلز سؤال می کنند که چرا سالها قدرت جین گری را کنترل کرده است. در اصل این فیلم اثری است که بیشتر به رستگاری اگزویر می پردازد تا خود جین گری.
این اثر را مقایسه کنید با کمیک های اولیه و اصلی ایکس من ها در دهه 1980 که در آنها بیش از 100 شماره اختصاص داده شده بود به ایجاد روابط بین شخصیت های اصلی داستان. باراصلی داستان بر میزان تأثیر جین گری بر ایکس من ها و بالعکس تأثیر وجودی ایکس من ها بر جین گری استوار بود. او هم قهرمانی بود که بقیه را نجات می داد و هم شخصیتی بود که پس از سقوط باید دوباره بازگشتی قهرمانانه را تجربه می کرد.
علاوه براین فیلم ققنوس سیاه مرگ میستیک را انگیزه ساز اصلی برای چند شخصیت متصور می شود. ابتدا بیست و مگنتو در صدد انتقام برمی آیند و کشتن جین را هدف خود قرار می دهند. سپس این دو سعی می کنند جین را نجات دهند چون “این درخواست میستیک” بوده است. میستیک دلیل و انگیزه ساز اصلی اراده برای نجات جین گری است. نه علاقه موجود بین اعضا برای نجات همراه و هم دسته ای خود.
این موضوع در تضاد کامل با چیزی است که در کتاب های کمیک شاهدش هستیم. در داستان های کمیک وقتی هم تیمی های جین در مورد او تردید می کنند، در نهایت تحت تأثیر ایمان و عشق خود نسبت به او هستند.
اسکات سامرز (Scott Summers) متوجه عمق علاقه خود به جین می شود و آن را ابراز می کند.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *