100 ابرشرور برتر

100 ابرشرور برتر دنیای کمیک به بررسی شخصیت های شرور برتر دنیای کمیک می پردازد که در طول سالیان در جذاب تر شدن داستان های کمیک نقش بسزایی داشته اند.

100 مادوک (Modok)
چه کسی هست که شروری را که نامش خلاصه “ارگانیزم ذهنی طراحی شده فقط به منظور کشتن” دوست نداشته باشد؟! او یکی از شخصیت های دنیای مارول است که ظاهر خیلی عجیبی دارد (و این خود حرفی برای گفتن دارد) یکی از تکنیسین های AIM بنام جورج تارلتون (George Tarleton) توسط گروهی که برای آنها کار می کرد به کامپیوتری زنده تبدیل شد. سر جهش یافته بزرگی داشت و باید در صندلی غوطه ور در فضایی قرار می گرفت تا بتواند حرکت کند.
مادوک با توانایی ذهنی بالا، درک و حافظه ای فرابشری توانست حضور مقتدارانه ای را به نمایش گذارد و اهدافی که برای خود تعریف کرد باعث کشته شدن طراحانش توسط او شد و کنترل امور را خود به دست گرفت. در این میان او به عنوان یکی از شرورهای تهدیدآمیز خود را معرفی کرد، در صورتیکه در با قهرمان یا گروه خاصی ارتباط نداشت. در اصل او از کاپیتان آمریکا گرفته تا آیرون من و هالک و حتی نیمور و دکتر دووم جنگیده.
مادوک چندین با مرده و به زندگی باز گشته و چندین بار علیه اقدام AIM برای قیام کرده که قصد داشتند کنترل او را به دست بگیرند. وضعیت فیزیکی او مضحک است ولی قدرت های ذهنی او برای کسانی که در برابر او قرار گرفته اند، مرگبار بوده است. اخیراً او فعال تر بوده و در حال جمع کردن گروه “11 نفر مادوک” است که در نهایت پایگاه و پیروانی را برای او فراهم کرد.

99 فین فنگ فووم (Fin Fang Foom)
فین فنگ فووم از تمام جنبه های فیزیکی یک اژدها است. او از دنیای بیگانه ای بنام کاکاراناتارا (Kakaranathara) به زمین آمد. دنیای این موجود را بنام ماکلو 4 (Maklu 4 ) نامیدند که در منظومه گریتر ماگلانیک کلاود (Grater Magellanic Cloud) قرار دارد. به معنی این کلمات کار نداریم. او آمده تا با کمک اعضای دیگر نژادش سیارات دیگر را تسخیر کند. اگر شما اژدهایی بودید به بزرگی یک ساختمان، برای ایجاد ترس به کجا حمله می کردید؟ نظرتان درباره چین چیست؟
بعضی ها شاید بر این باور باشند که نفرت بدترین وجه بشریت است، ولی برخی دیگر فکر می کنند تنبلی و بی تفاوتی بدترین خصیصه بشر است. اگرچه در فین فنگ فوم تمامی این خصیصه ها یکجا جمع شده است. فین فنگ فووم می تواند با کمک نوع خاصی گیاه دارویی به خواب زمستانی برود، سریع تر از زمانی که برای نابود کردن یک شهر لازم دارد (که زمان خیلی کمی است).
ولی نباید گول ظاهر او را خورد. او می تواند موجود پلیدی باشد. به عنوان مثال او در یکی از داستان ها بعد از نابودی جسمش روحش را در مجسمه ای جای داد و زنده ماند. به کمک قدرت تله پاتی خود و همینطور کمک کودکی هزاران مارمولک را در فاضلاب های نیویورک به هم آمیخت تا جسمی نو برای خود درست کند. قصه های دیو و پری در مورد همین موضوعات هستند.
غیر از قدرت های تله پاتی، قدرتش از مارمولک ها بیشتر است! می تواند پرواز کند و به فن آوری پیشرفته بیگانه دسترسی دارد. او می تواند توده مه شکلی از اسید را در فضا پخش کند. او همچنین می تواند جوجه ژنرال تسو بپزد چون پس پس از اینکه به یکی از طرفداران بودیسم تبدیل شد به عنوان سرآشپز در رستورانی چینی در بکستر بیلدینگ کار می کرد. فین فنگ فووم اولین بار در شماره 89 “داستان های عجیب” در ماه اکتبر 1961 دیده شد.

98 عقل کل (جیسون وینگارد)
جیسون وینگارد (Jasom Wyngarde) که بنام عقل کل (mastermind) معروف است، یکی از معروف ترین اعضای گروه برادری جهش یافتگان پلید مگنیتو بود. تنها چیزی که در مورد گذشته او مشخص است این است که در کارناوال ها به عنوان شخصی با توان های ذهنی بالا نمایش می داده است. این نمایش ها اوضاع نامناسبی دارند، می دانید که؟!
قدرت های عقل کل شامل القاء توهم و مجبود کردن مردم به دیدن، شنیدن و حتی لمس چیزهایی است که وجود ندارند. او می تواند به مردم القاء کند که او را شخصی دیگر ببینند و حتی برای مقاصد شخصی خود را نامرئی کند. حتی این کار را می تواند بر روی جهش یافته های قوی مانند دکتر اگزویر و جین گری هم انجام دهد. او که مسن شده و موهای سفید بر روی سرش روییده، گاهی اوقات از این قدرت های القایی برای جوان تر نشان دادن خود استفاده می کند.
در یک مورد عقل کل با ایجاد توهم وجو هزاران سرباز به گروه برادری کمک کرد تا یک کشور در آمریکای جنوبی را تصرف کنند. او در جریان داستان دارک فینیکس (Dark Phoenix) بخشی از گروه هلفایر کلاب (Hellfire Club) بود و عملاً عامل اصلی تبدیل فینیکس به دارک فینیکس بود. او باعث شد تا جین تصور کند یک نجیب زاده ویکتوریایی است که با جیسون وینگارد ازدواج کرده است و او ملکه سیاه هلفایر کلاب است. و در نبرد سایکلوپس (Cyclops) را کشت. او باعث خشم جین گری شد و او را از کنترل عقل کل درآورد و او را به حالت کاتاتونیک (حالتی که در آن نمی توانست حرکت کند) درآورد. وقتی او به حالت اول خود بازگشت، کنترل خود را بر روی روگ (Rogue) متمرکز کرد تا مادرخوانده خود میستیک (Mystique) را رها کند و میستیک را درگیر کابوس های وحشتناک کرد. او باعث شد تا مردان اایکس تصور کنند که مادلین پرایر (Madelyne Pryor) دارک فینیکس است و باعث شد تا ماریکو یاشیدا (mariko Yashida) ولورین را در روز ازدواجشان ترک کند.
اگرچه عقل کل مرده است، ولی قدرتش در دخترانش مارتینیک جیسون و رگان وینگارد زنده است و به نظر می رسد آنها نسبت به پدرشان قدرت بیشتری دارند. باید از آنها ترسید.

97 وایولیتر (Violator)
دلیل اصلی کولروفوبیا (coulrophobia) وحشت از دلقک ها که به گمان خیلی ها تجربه بد در سنین کودکی مثلاً در رویدادی مانند جشن تولد و امثال اینها نیست. متخصصان بهداشت روانی بر این باور هستند که این مسئله بیشتر با دیدن چهره هایی پلید از دلقک ها در رسانه های جمعی در ارتباط است. اگر درست باشد، تاد مک فارلین (Todd McFarlane) با خلق شخصیتی مانند وایولیتر احتمالاً یک نسل از کودکان را تخریب کرده باشد.
او یکی از شیاطین جهنمی است تا مسئول مراقبت از اسپاون شده تا اسپاون به بهترین شکل ممکن در خدمت شیطان باشد. ترکیب ظاهری نفرت انگیز وایولیتر در قالب یک دلقک خود را نشان می دهد، یک دلقک کوتاه قد و چاق و نیمه کچل که صورتش را آبی رنگ می کند. قدرت های شیطانی او شامل تغییر شکل، ترمیم، تله پورت شدن و توان برون دادن نفس آتشین است. البته توانایی های او به اینجا ختم نمی شوند. او یک پست فطرت ذاتی است.
او را ملیبولجا (malibolgia) به زمین فرستاده است که حاکم قدرتمند هشتمین حلقه جهنم است. وایولیتر مراقب اعمال ال سیمونز است. ولی این دلقک بددهان حوصله سیمونز را سر می برد و او را کلافه می کند و احساس می کند مقام و رتبه اش نسبت به اسپاون جدید خیلی بالاتر است. و از آنجایی که نمی تواند بدون دستور از بالادست خود هیچ اسپاونی را بکشد، زندگی سیمونز را به جهنم تبدیل می کند. او چندین بار کشته شده است، تنها به خاطر اینکه به جهنم فرستاده شود و دوباره به زندگی باز گردانده شود.
وایولیتر اولین بار در شماره 1 کمیک اسپاون (ماه می 1992( معرفی شد و از آن به بعد چندین بار در مینی سریال های شبکه HBO از او استفاده شده است. وایولیتر علاوه بر حضور در این نمایش های تلویزیونی، در تمامی بازی های ویدئویی که اسپاون در آن ایفای نقش کرده، حضور داشته است.

96 دسپرو
او در شعله های پیتار (Py’tar) خود را غرق کرد و با تمام وجود از لیگ عدالت متنفر است. او عاشق این نفرت است.
دسپرو هم مانند خود گروه در گذر زمان تغییرات زیادی را تجربه کرده است و به همین خاطر در جایگاهی است که نمی توان مجسمه او را ساخت. او جاه طلب است ولی در یک جهت. از بین بردن لیگ عدالت.
در ابتدا او یک ظالم ضعیف بود و تنها کاری که می کرد بازی با سرنوشت دشمنان خود بود. دسپرو بیشتر به یک تهدید فیزیکی تبدیل شد، یک موجود لاابالی با توهم بزرگی و هیکلی عضلانی برای حمایت از اهدافش در این مسیر.داستانی که در آن دسپرو علیه لیگ عدالت آمریکا وارد کارزار می شد خیلی سرگرم کننده بود. خوانندگان از اینکه یک شخصیت بد شنلی از پرچم سازمان ملل به تن کرده بود لذت بردند. ولی در نهایت، رویکرد تک بعدی او به مانعی در مسیر اهداف او تبدیل شد. پیوستگی حرکت و قدرت جسمی خوب است ولی برای پیوستن به ابرشرورهای رده بالا و تهدیدهای اصلی دنیای دی سی کافی نیست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *