برترین فیلم علمی تخیلی

برترین فیلم علمی تخیلی – فیلم های ترمیناتور و بیگانه تعریف جدیدی از ژانر وحشت و علمی تخیلی ارائه دادند و هنرپیشه های اصلی خود را ستاره های سینما تبدیل کردند. ولی کدام یک از این دو بهتر است؟
در سال 1979 ریدلی اسکات (Ridley Scott) بیگانه را به صفحه سینما معرفی کرد. بیگانه یک فیلم وحشتناک بود که خلاقیت از همه اجزای آن به چشم می خورد و بینندگان خود را دچار کابوس کرد و به مخاطبان خود این پیام را داد که “در فضا هیچکس صدای فریاد شما را نمی شنود”. پنج سال بعد جیمز کامرون () ترمیناتور را ساخت. فیلمی کاملاً اکشن که در ان سفر در زمان، ماشین های قاتل و تکیه کلام هایی وجود داشت که بخشی از فرهنگ عامه شد و هنوز مردم از آنها استفاده می کنند. هنوز وقتی مردم از اتاقی خارج می شوند عبارت “برمی گردم” را استفاده می کنند که تکیه کلام آرنولد در فیلم ترمیناتور بود. منصفانه است اگر بگوییم هر دو این فیلم ها دریافت ما از ژانر علمی تخیلی را تغییر دادند و هنور الهام بخش فیلمسازان این ژانر هستند.
بیگانه موفقیت بزرگی در گیشه به دست آورد ولی نقدهای ضد و نقیضی از آن شد. این فیلم توانست در نهایت بواسطه برخورداری از جنبه های بصری اعجاب آور نظر کلی منتقدان را به دست آورد و در زمینه جلوه های بصری برنده جایزه اسکار شود. ترمیناتور ستایش منتقدان را جلب کرد و بخاطر عرضه در فصل پاییز و عدم رقابت با رقبای سرسخت تابستانی و عناوین ارائه شده در تعطیلات توانست موفقیت بزرگی به دست آورد. هر دو این فیلم ها با عرضه نسخه های خانگی توانستند موفقیت بیشتری کسب کنند و هر دو در بین لیست 100 فیلم برتر 100 ساله سینما، 100 فیلم برتر هیجانی و 100 قهرمان/شرور برتر که از طرف AFI منتشر می شود، جای بگیرند. موفقیت این دو سری از فیلم های علمی تخیلی همواره این سؤال را در بین منتقدان مطرح کرده است که براستی کدام فیلم، فیلم برتر این ژانر است.

10 بیگانه – فیلم های جدید بهتر هستند
دو عنوان اول از این سری از فیلم ها در بین چهار فیلم برتر علمی تخیلی جای می گیرند. بیگانه و بیگانه ها ترکیبی شگفت انگیز از وحشت و عناصر علمل تخیلی هستند، در حالیکه ترمیناتور و ترمیناتور 2: روز قضاوت به عنوان دو نسخه از برترین فیلم های علمی تخیلی اکشن کل دوران به حساب می ایند. باید اذعان کرد که هیچکدام از فیلم های سری های دیگر در میزان موفقیت، حتی به این دو فیلم نزدیک نشدند. فیلم بعدی از سری ترمیناتور، رستگاری و سرنوشت تاریک موفقیت نصفه و نیمه ای به دست آورد، ولی ترمیناتور 3: قیام ماشین ها و جنسیس راه را اشتباه رفت.
بیگانه 3 و رستاخیز بیگانه شکست های بزرگی محسوب می شوند، ولی فیلم های بعدی این سری پرومتئوس و بیگانه: عهد به جهت بصری اعجاب انگیز هستند و روایتگر خاستگاه بیگانه هستند. پرومتئوس بظاهر شروعی متفاوت داشت ولی در نهایت مشخص شد که بخشی از دنیای بیگانه است و در ادامه مسیر خود را به عهد رساند. شاید هیچکدام از عناوین بعدی این دو سری از فیلم ها نتوانند موفقیت عناوین اولیه را به دست آورند، ولی باید اعتراف کرد که فیلم های جدید بیگانه از فیلم های جدید ترمیناتور بهتر هستند.

9 ترمیناتور: اکشن فوق العاده و کلی احساسات
ترمیناتور پر بود از توحش و اکشن، ولی داستان عاشقانه موجود بین سارا کانر و کایلی ریس هم فوق العاده بود. کایلی به سارا می گوید که از زمان گذر کرده تا به او برسد و شاید همین یک جمله عاشقانه ترین حرکتی باشد که یک شخصیت بتواند از خود بروز دهد. ترمیناتور 2 این ارتباط عاشقانه را به سطحی فراتر ارتقاء داد که در آن جان در کنار تی 800 رابطه ای شبیه ارتباط پدر و فرزندی داشتند. تی 800 تلاش می کرد تا رهبر مقاومت اینده را نجات دهد.
در ترمیناتور، تی 800 مردی را که سارا عاشقش بود، کشت، ولی در ترمیناتور 2 برگشت مدلی دیگر از آن آمد و احترام و اعتماد سارا را به خود جلب کرد. در هر کدام از فیلم های سری ترمیناتور یا شاهد یک رابطه عاشقانه هستیم، یا یک دوستی پایدار. تعادلی که بین عناصر عشقی اکشن ایجاد می شود یکی از منحربفردترین بارزه های سری فیلم های ترمیناتور است. کیست که صحنه آخر ترمیناتور 2 را که در آن تی 800 خود را فدا می کند و با بلند کردن انگشت خود به نشانه پیروزی در مذاب فرو می رود دیده باشد و اشک در چشمانش حلقه نزده باشد؟

8 بیگانه – محیط و شرورهای وحشتناک تر
در فیلم های بیگانه خبری از روابط عاطفی نیست، چون اصلاً دنیای بیگانه به این منظور ساخته نشده است. بیگانه ترسناک ترین موجود سینما را به ما معرفی کرده است…صورت نواز (face-hugger). پس از اینکه صورت نواز از تخم بیرون می آید و با پرشی ناگهانی به صورت کین می چسبد، مردم روی صندلی های خود از جا می پرند. بیگانه مرکب سینه کین را می درد و داخل سفینه به اینطرف و آنطرف می دود. بعدها مشخص می شود که افسر دانشمند اش (Ash) یک ربات بوده است و مسئول بازگرداندن بیگانه به زمین.
در فیلم بیگانه ها ملکه زنومورف (Xenomorph) برای اولین بار معرفی شد که تخم های زیادی گذاشته بود و نسبت به فیلم اول وحشت بیشتری در دل بینندگان ایجاد کرد. ترمیناتور 2 صاحب برترین شخصیت گرافیکی سینما یعنی تی 1000 است. ولی ترکیب صورت نواز، زنومورف ها و ربات های پلید در بخش شرورها امتیازی ویژه را نصیب فیلم های بیگانه می کند.

7 ترمیناتور – لیندا همیلتون در نقش بانوی به دردسر افتاده و یک قهرمان زن سرسخت
سارا کانر که نقش او را لیندا همیلتون بازی کرده است، اولین بار به عنوان قربانی در فیلم ترمیناتور (نابودگر) 1 در صحنه سینما ظاهر شد. کایلی اهمیت زنده ماندن او را به او گوشزد می کند و به او می گوید که باید زنده بماند و پسرشان را بزرگ کند تا در آینده رهبری جنگ علیه ماشین ها را برعهده بگیرد. کایلی می میرد و سارا تی 800 را شکست می دهد و جان را به دنیا می اورد. سریع می رویم سراغ فیلم ترمیناتور 2 که در آن سارا دچار فروپاشی عصبی و روانی شده، چون می داند دنیا رو به نابودی است. او در نهایت توسط تی 800 نجات می یابد و با جان
جان توضیح می دهد که چطور سارا با ارتباط هایی که با مردان نظامی ایجاد می کرده، او را مانند یک سرباز به بار آورده است. اجراهای لیندا همیلتون پتانسیل های بازیگری و وفاداری به نقش خود را نشان داد و از بانویی به دردسر افتاده به نقشی مهم در این سری از فیلم ها تبدیل شد.

6 بیگانه – فضا دنیاهایی استثنایی را فراهم آورد
فیلم هایی که در باره فضا ساخته می شوند خیلی جالب توجه هستند، چون کسی نمی داند که آن بیرون واقعاً چه خبر است. بیگانه ما را به کهکشانی دیگر برد و داستانی اکتشافی را به ما عرضه کرد. اکثر انسان ها شانس این را نخواهند داشت که زمین را ترک کنند، بنابراین این فیلم ها تنها راه برای تصور چیزهایی هستند که ممکن است آن بیرون در کمین بوده باشند. در فیلم های بیگانه و بیگانه ها ال وی 426 یکی از اقماری است که ریپلی و باقی سرنشینان نوسترومو در آن فرود می آیند تا علائم اسرارآمیزی را که مخابره می شوند بررسی کنند.
ال وی 223 قمری است که سرنشینان پرومتئوس بر روی آن فرود می ایند تا مهندسان خالق بشر را پیدا کنند. هر دو مکان تیره و ترسناک هستند و سفینه هایی که پر شده اند از دی ان ای ها و تخم های بیگانه ها. اگر این سیارات اقماری واقعی باشند و مردم پایشان به آنها باز شود، قطعاً فریادهایی از وحشت خواهند کشید. ولی قطعاً کسی صدایشان را نخواهد شنید.

5 ترمیناتور – فیلم های این سری در دنیای خود باقی ماندند
فیلم های بیگانه بعد از رستاخیز بیگانه محوریت خود را تغییر دادند، ولی محور برگزیده شده خوب از آب درنیامد. به جای اینکه توضیحاتی درباره همان جهان ارائه شود، به دنیای غارتگر (Predator) گره خوردند و حاصل آن دو فیلمی شد که ببسادگی فراموش شدند. بیگانه علیه غارتگر و بیگانه علیه غارتگر: مرثیه قطعاً تنها با هدف پولسازی ساخته شده بودند.
در فیلم غارتگر 2 یک جمجمه زنومورف در قفسه شکارهای غارتگر نشان داده می شود. استودیوی سازنده به جای اینکه در حد یک ایستر اگ به آن اکتفا کند، شروع به ساخت سری فیلم های بیگانه علیه غارتگر کرد. ولی ترمیناتور با وجود انحرافاتی که داشته است، به طرح اصلی خود وفادار بوده و کراس اوری بی معنی را وارد خط داستانی خود نکرده است.

4 بیگانه – سیگورنی ویور ایفاگر نقش یک قهرمان زن اصیل
شخصیت الن ریپلی که سیگورنی ویور آن را بازی می کرد، به همه نشان داد که هر کاری که مردها انجام می دهند توسط زنان هم شدنی است. ریپلی به عنوان افسر سوم در نوسترومو مأموریت خود را آغاز می کند، ولی پس از نابودی تمامی افراد توسط زنومورف تنها او و گربه ای بنام جونز جان سالم به در بردند. در پایان قسمت اول او زنومورف را از سفینه به بیرون پرت می کند و خود به خواب مصنوعی فرو می رود. در بیگانه ها (قسمت دوم فیلم بیگانه) او با افسران نیروی دریایی متحد می شود و با رهبری آنها ارتشی از زنومورف ها را شکست می دهد. در یکی از برترین صحنه های فیلم های اکشن ریپلی با استفاده از یک لودر ساختمانی پا به پای بیگانه مادر می جنگد و بر او پیروز می شود.

3 ترمیناتور – موسیقی محرک تم اصلی
آیا موسیقی متنی تا به این اندازه محرک و حماسی ساخته شده است. البته این یک عقیده شخصی است، ولی آهنگی که برد فیدل (Brad Fiedel) برای این فیلم ساخت، حتی امروز هم مورد استفاده قرار می گیرد و علیرغم روزآمد شدن آن می توان رگه های آهنگ اصلی را در آن سراغ گرفت. این آهنگ اولین بار در سال 1984 ارائه شد ولی بعدها در قسمت های بعدی هم از آن استفاده شد. تیتراژ ابتدایی قسمت سوم با یادآوری صحنه حماسی پایانی قسمت دوم و ترکیب آنها با این آهنگ موجی از تنش را در سراسر نخاع بینندگان ایجاد می کرد. فیدل در برنامه ای گفت برای ایجاد این آهنگ متالیک از نواختن ضربه های چکش به یک ماهی تابه چدنی استفاده کرده است.

2 بیگانه – یکپارچگی بی وقفه
سفر در زمان سناریوهای جذاب زیادی را حاصل می کند، ولی نمی توان در آن یکپارچگی را تداوم بخشید. در برخب موارد این موضوع به خوبی پیش رفته است، ولی در ترمیناتور شاهد بروز خطوط زمانی زیادی بودیم. ولی در مورد فیلم های بیگانه، پیش درآمدها به درستی به تم اصلی می انجامیدند. پرومتئوس نحوه خلق یکی از بیگانه ها را نشان داد و در “عهد” شاهد بسط آن به زنومورف های دیگر بودیم.
در فیلم ترمیناتور جنیسیس وقتی قهرمانان داستان به فصل آغازین داستان می روند و تمام اتفاقات را تغییر می دهند، همه چیز به هم می خورد. بعضی از فیلم ها این مسئله را به خوبی مدیریت می کنند، ولی وقتی برخی از فیلم ها صحنه های دوست داشتنی را بازآفرینی می کنند و رویدادها را تغییر می دهند، اهمیت اتفاقات اولیه زیرسؤال می رود.

1 ترمیناتور- آرنولد شوارتزنگر در نقش شرور و قهرمان
آرنولد شوارتزنگر در نقش تی 800 به عنوان قهرمان و شرور را باید بر روی کوه راشمور و در کنار رئسای جمهور آمریکا هک کرد. حضور فیزیکی و صدای رباتیک او شخصیتی را ایجاد کرد که پس از آن هیچ هنرمندی نخواهند توانست به آن اجرا نزدیک شود و برای ساخت ترمیناتورهای بعدی هم از او دعوت شد. البته شایان ذکر است که در فیلم ترمیناتور: رستگاری از جلوه های کامپیوتری برای خلق شخصیت استفاده شد چون در آن زمان آرنولد شهردار کالیفرنیا بود.
با وجود ادامه های دلسرد کننده ترمیاتور آرنولد همیشه جذاب بوده و اجرای او در اوج بوده است. او ماه ها با متخصصان اسلحه آموزش دید تا برای ایفای نقش در ترمیناتور 2 آماده شود و پرسنل نظامی او را بخاطر مهارت در استفاده از اسلحه ستودند.

 

برترین فیلم علمی تخیلی سینما
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *