15 رویداد برتر دی سی

15 رویداد برتر دی سی – دی سی در طول سالیان بحران های بسیاری را شاهد بوده است. ولی کدام ایونت ها بوده اند که بیشترین تأثیر را به جا گذاشته اند. لیست زیر را بخوانید تا با بزرگترین سری داستان های دی سی آشنا شوید.

وقتی جامعه عدالت آمریکا برای اولین بار شکل گرفت، رویدای اتفاق افتاد که تا آن زمان در دنیای کمیک بی سابقه بود. قهرمانانی که به دو گروه متفاوت تعلق اشتند برای اولین بار دور هم جمع شدند. این یک اتفاق کوتاه به شمار می رفت ولی اتفاقی بود که دو دهه بعد در برخورد “جامعه عدالت آمریکا” با “لیگ عدالت آمریکا” موجب ایجاد اولین سری از ایونت های “بحران” شد که به نوعی تاریخ دی سی را رقم زد.
از زمان به بعد ایونت های بسیاری خلق شده اند. در این لیست 15 مورد از بزرگترین ایونت های دنیای دی سی را با هم مرور خواهیم کرد. نکته ای که باید متذکر شویم این است که در این مقاله ایونت به داستانی گفته می شود که نوعی کراس اور باشد. حتی کراس اور داستان های بتمن و فانوس سبز را هم می توان در این تقسیم بندی گنجاند.

15 فلش پوینت

در سال 2011 دنیای دی سی زیر و زبر شد و همه آن بخاطر سری داستان های فلش پوینت بود. ایده کلی این داستان این بود که بری الن که در جریان “فلش: تولد دوباره” با سفر به گذشته متوجه شده بود که ریورس فلش مادرش را به قتل رسانده و برای پدرش پاپوش دوخته و او را به عنوان مظنون قتل راهی زندان کرده، دیگر نمی توانست این مورد را نادیده بگیرد. والدین بری زندگی آرام و شادی داشتند. حالا بری به انسان بی سرپرستی تبدیل شده بود که پدرش متهم به قتل مادرش بود. به همین دلیل او به گذشته سفر کرد تا ریورس فلش را متوقف کند. ولی نتیجه این اقدام تغییر شدید خط زمانی جهان دی سی بود که در فلش پوینت و توسط جف جانز، ادی کوبرت و سندرا هوپ به تصویر کشیده شد.
در این خط زمانی، لیگ عدالت شکل نگرفت. دنیای آمازون با آتلانتیس در جنگ بودند و بتمن توماس وین بود که پسرش بروس سالها پیش کشته شده بود. در نهایت وقتی بری همه را متقاعد کرد که از این به بعد اوضاع به همین شکل خواهد بود، یک بار دیگر با کمک اطرافیان به گذشته بازگشت تا شرایط را به حالت اولیه خود بازگرداند. ولی وقتی بری به زمان حال بازگشت، نیای دی سی تغییرات زیادی را به خود دیده بود که سری “New 52” حاصل آن تغییرات بودند. ما تنها متوجه شدیم که اتفاقات موجود چیزی فراتر از دخالت بری در روند زمان بوده است.

14 ساعت صفر

تقریباً یک دهه بعد از “بحران بر روی زمین های بینهایت” لبه های فرسوده خط زمانی دی سی آرام آرام خود را نشان داد. همه چیز از هم نپاشیده بود ولی زمان دچار مشکلاتش شده بود. مثلاً جامعه عدالت آمریکا به چشم می خورد، در حالیکه واقع گرایانه نبود که گروهی از قهرمانان متعلق به دوره جنگ جهنی دوم در آن زمان دیده شوند. در داستان های ساعت صفر (اثر دن یورگنز و جری اردوی) به این موضوع پرداخته می شد.
هل جوردن که در دوران پارالکس است، وارد می شود. هل معتقد است که می تواند خط زمانی را بازسازی کند. با این تفاوت که این بار مسائل بهتر خواهد شد، به عنوان مثال اینبار کاری می کنند که کست سیتی ویران نشود (و اگر این اتفاق نمی افتاد، او هم باعث نابودی فانوس سبز نمی شد). شخصیت هایی از زمان های دیگر در داستان ظاهر شده بودند، مثل باربارا گوردون که از دوران اوراکل آمده بود ولی هنوز بت گرل بود. در نهایت دنیای دی سی به همان شکل که از قبل بود دوباره آغاز شد. ولی این بار به نویسندگان این امکان داده شد تا اشکالات مربوط به تکرار مکررات (مانند تمام نسخه های بتمن طوری پیش می روند که بتمن هرگز قاتلین والدینش را پیدا نکند) از بین برود.

13 تهاجم

در سال 1962 تاپس کامیکس (Topps Comics) با الهام از اثر فوق العاده والاس وودز که برای EC Comics انجام داده بوود سری کمیکی تحت عنوان حمله مریخ (Mars Attacks) را ارائه داد که به قلم وود خلق شده بود و سپس باب پاول و رنگ آمیزی نورمن ساندرز آنرا تکمیل کرد. این داستان حمله مهاجمان مریخی به زمین را نقل می کرد و تخیل نسلی از خوانندگان جوان را به خود مشغول کرد. سه دهه بعد آن خوانندگان خود خالقان آثار هنری بودند و نویسندگان کمیک. از آن بین نویسندگان کیت گیفن و بیل مانتو (در اولین پروژه خود در دی سی) تلاش کردند تا این حس را بخ دنیای دی سی بیاورند.
گروهی از نژادهای بیگانه فضایی به رهبری دامینیتورها (Dominators) به این نتیجه رسیدند که زمین خیلی خطرناک است. و تصمیم گرفتند تا قبل از تبدیل شدن آن به تهدیدی جدی برای بقای آنها زمین را به تصرف خود درآوردند. ابرقهرمان های زمین به رهبری کاپیتان اتم و واندروومن در برابر این تهاجم بسیج شدند و در داستان اصلی “تهاجم” در برابر آن ایستادگی کردند. داستان اصلی تهاجم کار گیفن و مانتلو بود و تصاویر آن را مک فارلن و بارت سیرز خلق کرده بودند. وقتی بیگانه ها از زمین رانده شدند بمب ژنی را منفجر کردند که تقریباً تمامی افراد زمینی را که دارای قدرت های ابرانسانی بودند، از بین برد.

 

12 بحران هویت

برد ملتزر (Brad Meltzer) رگز مورالز (Rags Morales) و مایکل بیر (Michael bair) در پروژه بحران هویت در کنار هم جمع شدند تا نگاهی به بخش تاریک تر جهان دی سی بیندازند. همسر مرد کشسان، سو دیبنی، در خانه خودش به قتل رسید و جسدش سوخت. در مراسم تدفین او گروهی از افراد بازنشسته لیگ عدالت دور هم جمع شدند و معتقد بودند که این کار دکتر لایت (Doctor Light) بوده است. آنها فاش کردند که سالها پیش دکتر لایت به ماهواره های لیگ عدالت نفوذ و به سو تعدی کرده بود. سو در آن زمان در اتاق کنترل تنها بوده است. وقتی لیگ عدالت دکتر لایت را دستگیر کردند، تعدادی از افراد لیگ (شامل گرین ارو، هاوک من، فلش، بلک کنری و زاتانا) تصمیم گرفتند که بخشی از مغز او را جدا کنند. بعد از آن همین کار را با تعدادی دیگر از شرورها انجام دادند و همه اینها را با جادوی زاتانا به انجام رساندند. وقتی بتمن متوجه کارهای آنها شد، حافه مربوط به این اتفاقات را از ذهن او هم پاک کردند.
وقتی مشخص شد که دکتر لایت قاتل نبوده، بهنظر می رسید که کلیت جهان دی سی در خطر است. چون کسی که از هویت سری آنها خبر داشت به آنها حمله می کرد. در نهایت مشخص شد که قاتل جین لورین (Jean Loring) همسر پیشین اتم بوده است که تمام این کارها را انجام داده تا اتم با احساس ناامنی او را به زندگی خود وارد کند و به ان ترتیب بتوانند دوباره با هم باشند.

11 افسانه ها

بعد از اتفاقات “بحرن در زمین های بینهایت” جهان دی سی تا حدود زیادی دستخوش تغییر شد، ولی هنوز مشخص نبود که مسائل در شرایط موجود به چه صورتی رقم خواهد خورد. چون بعضی از قهرمان ها به تازگی به این جهان جدید معرفی شده بودند (اگرچه آنها از جمله قهرمان های کلاسیک دی سی به حساب می امدند). مینی سری های “افسانه ها” توسط لن واین (Len Wein) جان آسترندر (John Ostrander) جان بایرن (John Byrne) و کارل کسل (Karl Kesel) خلق شدند که بار دیگر قهرمان های دی سی را دور هم جمع می کرد. این اتفاق از جهاتی برای اولین بار روی می داد. چون به عنوان مثال واندروومن همه را از جمله کاپیتان مارول را که بتازگی به دنیای دی سی وارد شده بود، ملاقات می کرد.
نقشه ای که مأموران دارک ساید برای شوراندان جهان علیه ابرقهرمان هایش کشیده بود، باعث شد قهرمانان دور یکدیگر جمع شوند. این عدم اعتماد باعث ایجاد جوخه انتحار توسط آماندا والر شد که تبدیل یه یکی از اسپین آف های اصلی افسانه ها شد. در نهایت قهرمانان با یکدیگر متحد شدند و در برابر نوکر دارک ساید گلوریس گادفری (Glorious Godfrey) ایستادگی کردند و لیگ عدالت جدیدی از دل خاکسترها پدیدار شد.

10 بحران بینهایت

در پایان “بحران در زمین های بینهایت” چند شخصیت وجود داشتند که ظاهراً از خلق دنیای واحد زمین دی سی از مالتی ورس جان سالم به در برده بودند. در “بحران بینهایت” (اثر جف جانز، فیل خیمنز و اندی لنینگ) آن شخصیت ها به دنیای دی سی بازگشتند. با این وجود، در زمانی که آنها دور بودند، آنها در حال مشاهده رویدادها بودند و الکساندر لوتر و سوپربوی پرایم مملو از نفرت نسبت به این زمین بودند، و حس می کردند که قهرمانان دی سی آن لوح خامی را که به آنها داده شده بود، هدر داده اند. چون فکر می کردند که همه چیز نخراشیده تر و ناراحت کننده تر از آن چیزی است که باید باشد.
سوپرمن اصلی (و همسرش لوییس لین) متقاعد شدند که قهرمانان جدید مشکل ساز بوده اند، ولی با گذر زمان، آنها متوجه شدند که لوتر و سوپربوی دچار جنون شده اند، و اینکه برنامه اولیه لوتر از بین بردن همه چیز بوده است. در نهایت قهرمانان برنامه لوتر را خنثی کردند، ولی در جریان آن، مشخص شد که تنها یک زمین وجود نداشته است! مالتی ورس بازگشته بود!

 

9 دی سی یک میلیون

در یکی از بزرگترین نمونه های موجود در تاریخ کراس اورهای ابرقهرمانی، شاهد مینی سری هایی هستیم که توسط گرنت موریسون نوشته شده بود و وال سیمیکس طراحی آن را به عهده داشت. علاوه بر این موریسون مسئولیت هماهنگی طرح های داستان های تکی دیگری را هم که به مجموعه وصل می شدند، بر عهده داشت! مفهوم “دی سی میلیون” از آنجایی مطرح شد که لیگ عدالتی از قرن 853 با لیگ عدالت اصلی ملاقات کردند. در آن سالها قرار بود در صورت تداوم چاپ “اکشن کامیکس” به شماره 1000000 برسد.
سوپرمن پرایم قرار بود بعد از قرن ها برای اولین بار خودی نشان دهد و لژیون عدالت می خواست سیستم الهام بخش خود لیگ عدالت شاهد آن باشد. بنابراین آنها آمده بودند تا لیگ عدالت را به آینده ببرند و آنها به جای لیگ عدالت در گذشته بمانند و ناظر امور باشند. ولی در این بین نقشه ای شیطانی هم در جریان بود. وندال سویج (که در زمان حال و آینده زنده بود) و خورشید یاغی بنام سولاریس در زمان حال و آینده موجب بروز مشکلاتی شده بودند. کمیک های تک شماره یا قهرمان های مختلف آینده را نشان می دادند یا ماجراهای اعضای لیگ مدرن در برخورد با آینده.

8 مرگ سوپرمن

در سال 1992 نویسندگان عناوین مختلف سوپرمن (دان یورگنز، لوییس سیمونسون، جری اوردوی و راگر استرن) در پاسخ به ناتوانی خود در خطق داستان اصلی خود (که قرار بود در آن لوییس لین و کلارک کنت ازدواج کنند) که بخاطر پیچیدگی های موجود در داستان آتی خود “لوییس و کلارک: ماجراهای جدید سوپرمن” پیش آمده بود، سعی کردند تا این قهرمان آبی پوش را بکشند. روش آنها برای این کار خلق شخصیتی جدید بود. شخصیتی که تقریباً فاقد قدرت تفکر بود و تنها هدفش نابود کردن همه چیز بود. این شخصیت دومز دی (Doomsday) نام داشت و نابودی های زیادی را قبل از رسیدن به متروپلیس از خود به جا گذاشته بود.
لیگ عدالت از عهده او برنیامده بود و تنها سد باقی مانده سوپرمن بود. هنرمندان این داستان (دن یورگنز، داگ بوگدانوف، تام گرومت، جکسون گوایس، دنیس یانکه داگ هیزلوود و دنیس رودیر) برای پیشبرد داستان از پنل های خیلی بزرگ استفاده کردند. پس از چهار پنل در هر صفحه به سه پنل در صفحه و دو پنل رسیدند و در نهایت در آخرین شماره و در صحنه های پرداخت مرگ سوپرمن صفحه ها تک پنلی شدند.

7 سقوط شوالیه

پس از موفقیت کمیک مرگ سوپرمن، دی سی کامیکس تصمیم گرفت تا رویدادی مشابه برای بتمن طراحی کند که از دل داستان هایی بیرون می آمد که یک سال پیش آغاز شده بود. در “بتمن: شمشیر آزرائیل” ما با مرد جوانی بنام جین پاول ولی روبرو می شویم که شستشوی مغزی داده شده بود تا به آدمکشی بنام آزرائیل تبدیل شود. او از بند انسان های شروری که آموزشش می دادند گریخت و تحت نظر بتمن و رابین به عنوان قهرمان آموزش می دید. در همان زمان، شرور جدیدی به گاتهام سیتی آمد که بین نام داشت. بین بدلیل ماده ای بنام ونوم که در رگهایش جریان داشت، هم از هوش سرشاری برخوردار بود و هم قدرت زیادی داشت.
بین تمامی شرور ها و دیوانه های مرکز روانی آرکهام را آزاد کرد و بتمن را مجبور کرد تا تمامی شرورهای شناخته شده را تعقیب و دستگیر کند. بین بعد از اینکه بتمن را حسابی خسته کرد اورا گیر انداخت و استخوان پشت او را شکست. جین پاول باید پا پیش می گذاشت و به جای بتمن خودی نشان می داد، اگرچه به جهت ذهنی هنوز آمادگی نداشت، ولی تبدیل شدن به بتمن چیزی را در او ایجاد کرد و باعث شد بین را شکست دهد و به نسخه ای تاریک تر از خود بتمن تبدیل شود.

 

6 بحران نهایی

سالها بود که دارکساید بدنبال یافتن فرمول ضدماده بود، که باعث می شد به کره زمین مسلط شود. ولی هرگز موفق نشده بود. ولی در داستان “بحران نهایی” اثر گرنت موریسون (Grant Morrison)، جی جی جونز (J G Jones) و داگ ماهنکه (Doug Mahnke) او موفق شد و کره زمین را تسخیر کرد. ابتدا خدایان جدید یکی یکی کشته شدند که از آن جمله می توان به پسر خود دارکساید بنام اوریون (Orion) اشاره کرد. بتمن که تلاش می کرد قاتل اوریون را پیدا کند توسط نیروهای دارکساید ربوده شد تا با کلون سازی از او لشگری از بتمن ها ایجاد شود.
در همین زمان تهاجم دارکساید از خلال زما اتفاق افتاد و بافت فضا-زمان را ضعیف کردبه شکلی که مانیتور فرار کرد و به مالتی ورس حمله ور شد. سوپرمن که بدنبال درمان لوییس لین می گشت، با او مواجه شد. قهرمانان زمین با اتحاد خود توانستد بر دارکساید پیروز شوند و زمین را پس بگیرند. بتمن توانست خود را آزاد کند و دارکساید را بکشد. البته ظاهراً دارکساید قبلاً بتمن را کشته بود. بعداً مشخص شد که او یکی از کلون های بتمن بوده است. بعد از آن سوپرمن به کمک قهرمان های دیگر فتنه مانیتور عصیان گر را حل و فصل کردند که دسترسی به بخش های دیگر مالتی ورس را که پیشتر در “بحران بینهایت” معرفی شده بود، ممکن ساخت.

5 مالتی ورسیتی

پس از اینکه در پایان داستان “بحران بینهایت” مالتی ورس دوباره پایه گذاری شد، گرنت موریسون در مجموعه حماسی مالتی ورسیتی باری دیگر به سراغ مفهوم مالتی ورس رفت. البته این مسئله بخاطر شکل گیری سری New 52 و پیچیدگی هایی که در جریان کار ایجاد کرده بود به تعویق افتاد. این کراس اور به معرفی گنتری (Gentry) شرور می پرداخت که به سبب رؤیاهای درهم شکسته ابرقهرمانانی از دنیاهای مختلف دی سی به مالتی ورس دی سی کشیده شده بودند. گنتری به دنبال بدست گرفتن کنترل نیروهای مستقل بود.
این کراس اور در داستان های تک جلدی قالب بندی شده بود که هر یک از آنها جهانی خاص بود در مالتی ورس و هر کدام از آنها باید با تهاجم گنتری روبرو می شدند. هر یک از قهرمانان این دنیاها در این جریان تهاجم ها به عنوان شخصیت هایی خیالی می پیوستند (مانند جی گریک Jay Garrick که شخصیت خیالی بری الن بود قبل از اینکه در داستان “فلش دو جهان” او را ملاقات کند. داستانی که باعث شکل گیری مالتی ورس دی سی شد). پس شخصیت ها هم با پیش رفتن خط داستانی دچار تحولاتی می شدند. موریسون و گروه عظیمی از هنرمندان برای پرداخت هر چه بهتر از داستان های تکی تلاش می کردند. و این کراس اور را به رویدادی تبدیل کردند که به خالقان بعدی مفاهیمی سرگرم کننده تر از مالتی ورس را بدست داد.

4 سیاه ترین شب

داستان سیاه ترین شب که توسط جف جانز، ایوان ریس و اوکلیر آلبرت خلق شده بود، نقطه اوج گروهی از داستان های فانوس سبز بود که در آن فانوس های زرد، فانوس هاس سرخ، فانوس های آبی، فانوس های بنف و نیلی به دنیای دی سی معرفی شدند. در این رویداد، برای اولین بار با فانوس های سیاه هم روبرو شدیم. انگشترهای سیاه در زمین پیدا می شدند و اجساد ابرقهرمان و شرورهای مرده را زنده می کردند و بصورت زامبی هایی علیه قهرمان های زمین می شوراندند.
این سری از داستان های بر روشی عجیب که به آن ابرقهرمان های مرده دوباره زنده می شوند، می پرداخت. ابرقهرمان های دی سی سالها بود که می مردند و به زندگی برمی گشتند. و حالا زمان آن فرا رسیده بود که به نحوه انجام این مسئله پرداخته شود و توضیحی در این زمینه ارائه شود. و خود رویداد نوعی پاسخ به این فرآیند بود که به دفعات تکرار شده بود. تا قبل از پایان سری تعدادی از قهرمانان و شرورهای مرده به سرزمین زنده ها برگردانده شدند.

 

3 روحت شاد بتمن

فعالیت گسترده و طولانی گرنت موریسون بر روی شخصیت بتمن به سه بخش مجزا تقسیم می شد. اولین بخش در داستان “روحت شاد بتمن” به پایان رسید که در برگیرنده داستان کلاسیک Heart of Hush نیز بود که با همکاری پاول دینی، داستین انگوین و درک فریدولف شکل گرفت. هاش بازگشته بود تا بروشی عجیب و با نقشه ای بزرگ با دزدیدن قلب کت وومن بتمن را شکار کند! وقتی بتمن این مسئله را حل کرد، باید با اقدامات وحشیانه سازمانی مخفی بنام دستکش سیاه روبرو می شد. اعضای این گروه سالها بود که در بین اعضای عالی رتبه گاتهام سیتی نفوذ کرده بودند. آنها تصمیم داشتند تا بتمن را حذف کنند و برای این منظور شیوه جالبی را پیاده کردند. آنها ذهن بتمن را هدف قرار داده بودند.
به نظر می رسید که آنها موفق شده اند و بتمن هم گیج شده بود. ولی پیام اصلی داستان این بود. بتمن به همه چیز فکر می کند و او برای سناریوی احتمالی سوء استفاده از ذهن خود آماده شده بود. پس برای خود شخصیتی جایگزین ایجاد کرده بود که در مواقع لزوم از آن استفاده کند و از خود محافظت کند. وقتی به حالت عادی خود بازگشت، او بر گروه دستکش سیاه غلبه کرد. با این وجود پس از انجام این مهم او روانه “بحران نهایی” شد که در آنجا ظاهراً مرد و مقدمات بخش دوم را ایجاد کرد که در آن دیگ گریسون به عنوان بتمن وارد صحنه شد (بخش 3 زمانی را نشان می دهد که بروس وین باز می گردد و بتمن اینکورپوریتد را ایجاد می کند تا با گروهی خرابکار و پلید به نام لویتان روبرو شود).

2 جنگ لشگریان سینسترو

جف جانز زمانی که مفهوم ماهیت ترس بنام پرلاکس را در “فانوس سبز: تولدی دوباره” را معرفی کرد و زمانی که سینسترو را به دنیای لنترن ها بازگرداند و در کنار پرلاکس قرار داد، بر روی داستانی بزرگتر کار می کرد. آن داستان در “جنگ لشگریان سینسترو” خود را نشان داد. سینسترو نشان داد که با همکاری پارلاکس گروه رقیب خود برای مقابله با فانوس های سبز را تشکیل دادده است. فانوس های سبز با قدرت اراده ای و توانایی ایستادگی در برابر ترس گزینش می شدند، در حالیکه اعضای لشگریان سینسترو با توانایی القای ترس در افراد دیگر قضاوت می شدند. بله آنها تلاش کردند بتمن را به خدمت بگیرند.
بعد از اینکه پرلاکس کایل رینر را تحت سلطه خود گرفت، لشگریان فانوس سبز با هم متحد شدند تا لشگریان سینسترو را در هم شکنند ولی در این بین باید بعضی از اصول فانوس سبز را نادیده می گرفتند. از جمله اصل “کشتن ممنوع” که در ادامه مسیر مشکل هایی را ایجاد کرد. در پایان داستان، سینسترو از اینکه فهمید اهالی زمین آموخته اند که در برابر ترس مقاومت کنند، او تأثیر بیشتری بر روی کایل گذاشت تا عامل موفقیت آنها در جنگ نهایی برابر لشگریان فانوس سبز باشد.

1 بحران در زمین های بینهایت

همانطور که پیش از این هم اشاره کردیم، مالتی ورس دی سی در دهه 1960 معرفی شد. و از آن تاریخ به بعد پیش فرض استاندارد بر این اصل استوار بود که زمین های متعددی وجود دارند که در هر یک از آنها قهرمانانی خاص آن زمین فعال هستند. این اصل به آنها این امکان را داد که در طول سالیان در پیش قهرمانانی را از دنیاهای دیگر به جمع قهرمانان خود اضافه کنند. البته هر یک از آنها باید ویژگی دنیای خود را یدک می کشیدند ولی با قهرمان های دیگر هم همکاری می کردند. با این وجود وقتی بازار کتاب های کمیک در دهه 1980 دستخوش تغییراتی شد و مارول به نیروی قالب در صنعت کمیک تبدیل شد، خالقان پیشین مارول مارو وولفمن (Marv Wolfman) و جورج پرز (George Perez) که پیشتر موفقیت خود را در استفاده از فرمول های مارول به ثبت رسانده بودند، تصمیم گرفتند تا با تلفیق تمامی زمین های متفاوت در یک زمین دنیای مارول را بازسازی کنند.
برای این هدف آنها (با همکاری دیک جوردانو و جری اوردوی) داستان “بحران در زمین های بینهایت” را خلق کردند که در آن قهرمانان سراسر مالتی ورس باید دور هم جمع می شدند تا از نابودی آن دنیاها جلوگیری کنند. در این مسیر، قهرمان ها در جریان مبارزه از بین می رفتند و ابرقهرمانانی باید برای داستان در نظر گرفته می شد که بخشی از این طیف نباشند (مانند سوپرمن که باید به عنوان تنها بازمانده کرپتان مطرح می شد تا سوپرگرل را بتوان در جریان داستان حذف کرد) در حالیکه بقیه مانند بری الن دچار مرگ هایی شده بودند که همه به یاد داشتند. این کراس اور تعریفی ارائه داد از کراس اورهایی که بعد از آن اتفاق افتادند.

 

15 رویداد برتر دی سی
1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *