10 هیولای برتر سینما

10 هیولای برتر سینما – وقتی به این هیولاها می پردازیم، ممکن است دوآتشه ترین طرفداران سینما به این موضوع فکر کنند که چرا باید این همه انرژی صرف مجموعه ای از موجودات شود که جز شرارت و خرابی به بار نیاورده اند.
از اولین داستان هایی که از زمان کودکی تاکنون خوانده ایم، شرورها جذابیت خاصی برای ما دارند. آن گرگ بدجنسی که در داستان هنسل و گرتل بود و جادوگرانی که در داستان های مختلف دردسرهای زیادی برای قهرمان داستان ایجاد کرده اند، همگی در ذهن ما ثبت شده اند. حال نسخه های مختلف سینمایی ملکه های بدجنس، مادرخوانده های پلید و جادوگران بدکار به کنار.
این شخصیت ها اگرچه نامطلوب هستند ولی نقشی اساسی در پیشبرد داستان خود دارند. هر چه باشد، در داستان هنسل و گرتل بدون وجود گرگ چیزی جز راه رفتن دو شخصیت در جنگل نخواهیم داشت.
شرورها موضوع داستان ها را جذاب تر می کنند و جای تعجب ندارد که گاهی اوقات آنها جذاب ترین عناصر پیشران بر روی پرده سینما یا صفحه های نمایشگر دیگر هستند. جای تعجب نیست که نوجوانان مجذوب چهره های مختلف پلیدی شوند. بسیاری از فیلم های ترسناک شرورهایی را به ما معرفی کرده اند کهمایه نفرت ما شده اند. ولی بعد ها متوجه شده ایم که آن شخصیت نقش اصلی داستان بوده و تک تک فریم های داستان بر اساس آن شخصیت بنا نهاده شده است.
چون اصولاً طرفداران ژانر وحشت شخصیت های بد را دوست دارند…

10 فردی کروگر
شخصیت های کمی هستند که به اندازه فردی کروگر نفرت انگیز باشند. او قاتل کودکان است و کسی است که از شکنجه قربانیان جوان لذت می برد. ولی بینندگان او را دوست دارند.
ما بینندگان چه مرگمان است؟!
رابرت انگلوند (Robert Englund) جاذبه ای به شخصیت داده که نمی توان در برابر آن از خود مقاومت نشان داد و تا به امروز علاقمندان خود را مسحور کرده است. انرژی و حضور پررنگ او از فردی یک شخصیت قدرتمند ساخت و بر خلاف بسیاری از هیولاهای اسلشر دیگر بیرحمی ساکت او آن را در ردیف نیروهای طبیعت قرار داده است.
در فیلم اول، فردی جنبه های هیولاوار بیشتری از خود به نمایش می گذارد و تأکید فیلم بر طبیعت گروتسک اوست. حضور او در فیلم تنها هفت دقیقه است. ولی در همان زمان کوتاه نمایش را مال خود کرد. در فیلم های بعدی تمرکز داستان فیلم کاملاً به او معطوف شده بود.
با ادامه این سری از فیلم ها به مرور از میزان محبوبیت قهرمانان داستان کاسته شد و توجه تماشاگران معطوف فردی و شخصیت جذاب او شد که در پیشبرد نقشه های پلید خود همیشه موفق عمل می کرد. او خیلی زود خود را به عنوان بخشی ارزشمند از این سری از فیلم ها مطرح کرد و از چهره او در طراحی بازی های تخته ای، عروسک ها و ظروف غذا استفاده شد.
بینندگان بیشتر و بیشتر می خواستند و در نهایت همین هم شد. فردی بیشتر!!!
ما بینندگان ذهن خیلی مریضی داریم!

9 زنومورف
زنومورف XX121 زیباترین مخلوق تاریخ سینماست. او حرف نمی زند، منطق ندارد، فکر هم نمی کند. او نیروی طبیعت رام نشده در مقیاسی هولناک است.
طراحی استادانه اچ آر گایگر (H. R. Geiger) هیولایی کامل را در دل فیلمی کامل قرار داد.
بر خلاف بسیاری از هیولاهایی که در این لیست گنجانده شده اند، زنومورف برای مطرح شدن در میان شخصیت ها و هنرپیشه های فیلم بیگانه کار سختی را در پیش داشت. این فیلم پر است از اجراهای هوشمندانه از هنرپیشه های کارکشته در ایفای تمامی نقش ها که خود به یادماندنی هستند و از جمله نمادهای فرهنگی.
ولی در میان شخصیت هایی چون ریپلی، اش، کین، دالاس و دیگر سرنشینان سفینه این زنومورف است که مورد توجه و اقبال قرار می گیرد و در ادامه این سری از فیلم ها خود را بیشتر و بیشتر مطرح می کند.

8 جیسون وورهیز
نام جیسون وورهیز با جمعه سیزدهم عجین است.
نکته عجیب در مورد سری محبوب جمعه سیزدهم این است که شخصیتی که معرف این سری از فیلم ها بود، در ابتدا بخشی از فیلم اصلی محسوب نمی شد. فقط در پایان قرار بود جلوی مخاطبان بپرد و آنها را غافلگیر کند. ولی با وجود این زمان کم حضور برنده اصلی فیلم جیسون بود. او همچنین برنده باکس آفیس هم بود و فیلم جمعه سیزدهم یکی از سری فیلم های ترسناک موفق در تاریخ سینما محسوب می شود.
مردم جیسون را دوست دارند. ماسک و قمه او بخشی جدایی ناپذیر از ماجراهای این سری از فیلم ها هستند. ولی کمی طول کشید تا چهره او قوام یابد و تثبیت شود. در ابتدا او یک موجود لزج بود که از رودخانه بیرون پرید. در قسمت دوم او یک کیسه روی سرش کشیده بود. در قسمت سوم ماسک معروف خود را به صورت زد و از آن به بعد با همان ماسک شناخته شد.
زمانی بود که هر سال یک قسمت جدید از جمعه سیزدهم عرضه می شد و هر کدام از آنها عیناً مشابه فیلم قبلی بود. فرمول ساخت هرگز تغییر نکرد. داستان هیچگاه گامی بیشتر به جلو برنداشت وشخصیت ها هیچگاه پیشرفت نکردند. گاهی اوقات ماجرا در دریاچه اتفاق می افتد و گاهی اوقات در فضا، ولی همه آنها یکسان هستند. جیسون می شکند و قطعه قطعه می کند و تماشاگران هیچگاه از دیدن این صحنه ها سیر نمی شوند.
همیشه همان اتفاقات می افتند و کسی با این اتفاقات مشکلی ندارد. ما خواهان تغییر نیستیم. ما فقط می خواهیم جیسون را بیشتر ببینیم.

1 پاسخ
  1. Parsa
    Parsa گفته:

    ممنون بابت مقاله .
    شخصیت منفی خیلی برای پیشبرد داستان اهمیت داره و اگه شخصیت منفی ضعف داشته باشه فیلم ضعیف میشه مخصوصا داخل پایان بندی ها اگه نتونه خوب ظاهر بشه فیلم شکست میخوره. البته من به ژانر وحشت علاقه ای ندارم به همین دلیل این فیلم هارو ندیدم.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *