الگوی گفتاری (6) But this doesn’t mean that

But this doesn’t mean that

I. EXAMPLES:

We are your employees, but this doesn’t mean that we must obey you unconditionally.

ما کارمندان شما هستیم، ولی این به اون معنی نیست که بلاشرط از شما اطاعت کنیم
You are much older than I am, but it doesn’t mean that you are right about everything.

شما خیلی از من مسن تر هستی، ولی این به اون معنی نیست که در هر مورد حق با شماست
I support this measure, but it doesn’t mean that I support you without reservation.

من از این اقدام حمایت می کنم، ولی این به اون معنی نیست که بی قید و شرط از شما حمایت کنم
I like you, but this doesn’t mean that I’ll marry you.

من تو رو دوست دارم، ولی این به اون معنی نیست که باهات ازدواج می کنم

II. DIALOGUES:

Wife: Dear, we have been driving around aimlessly for hours. Don’t you think we should ask for directions?

زن: عزیزم، چند ساعته بی هدف دور خودمون می چرخیم. فکر نمی کنی باید آدرس بپرسیم؟

Husband: Look honey, maybe we’ve been driving for a long time, but this doesn’t mean that we’re lost.

شوهر: ببین عزیزم، شاید وقت زیادی باشه که داریم رانندگی می کنیم، ولی این به اون معنی نیست که گم شدیم

Wife: Really? Then what have we been doing all this time?

زن: واقعاً؟ پس این همه وقت داریم چیکار می کنیم؟

Husband: Well, we’re taking the scenic route.

شوهر: خوب، ما از مسیری که منظره داره (زیباست) می ریم

Wife: Oh, I see. You just don’t want to admit that we’re lost. You know, sometimes you’re too proud.

زن: اوه فهمیدم. نمی خواهی اعتراف کنی که گم شدیم. می دونی بعضی وقت ها خیلی مغرور می شیم.

Husband: OK, we’re lost, but this does not mean that you have to rub it in.

شوهر: باشه، ما گم شدیم، ولی این به اون معنی نیست که این موضوع رو به رخم بکشی

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *