انگلیسی خیلی ساده John Loves to Read Books به همراه فایل شنیداری و تست (سطح ۲-درس 10)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید.

ادامه مطلب …

انگلیسی خیلی ساده making scrambled egg به همراه فایل شنیداری و تست (سطح ۲-درس 9)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید. ادامه مطلب …

انگلیسی خیلی ساده making a sandwich به همراه فایل شنیداری و تست (سطح ۲-درس 8)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید. ادامه مطلب …

انگلیسی خیلی ساده Jim Walks Nancy Home به همراه فایل شنیداری و تست (سطح ۲-درس 7)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید. ادامه مطلب …

انگلیسی خیلی ساده Jim picks up his little sister به همراه فایل شنیداری و تست (سطح ۲-درس 6)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید.

ادامه مطلب …

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید.

ادامه مطلب …

انگلیسی خیلی ساده lemonade on a hot day به همراه فایل شنیداری و تست (سطح 2-درس 4)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید.

 

 

دانلود فایل شنیداری این بخش

انجام تمرین کلوز این بخش

انجام تمرین دیکته این بخش

انجام تمرین جمله سازی این بخش

 

لغات جدید این بخش (برای شنیدن تلفظ این کلمات به همراه معنی آن روی کلمات کلیک کنید)

cabinet   کابینت

juice   آب میوه

kitchen   آشپزخانه

lemon   لیمو

pitcher   پارچ

refrigerator   یخچال

shine   درخشیدن

sip   جرعه

squeeze   فشردن

sticky   گرم و شرجی

sugar   شکر

thirsty   تشنه

متن کامل لیسنینگ بالا

It was a hot day. 

روز گرمی بود

The sun was shining in the sky. 

خورشید در آسما ن می تابید 

The air was sticky.

هوا گرم و شرجی بود

 It was a Sunday afternoon. 

بعد از ظهر یکی از روزهای یکشنبه بود

Jane was thirsty. 

جین تشنه اش بود

She went to the kitchen to get a drink. 

او به آشپزخانه رفت تا نوشیدنی ای بنوشد

She opened her refrigerator. 

یخچال را باز کرد

There was nothing to drink inside. 

داخل یخچال چیزی برای نوشیدن نبود

Jane grabbed some lemons and a big pitcher.

جین چند لیمو و یک پارچ بزرگ برداشت

 She cut the lemons in two. 

لیموها را به دو نیم تقسیم کرد

She filled the large pitcher with water. 

پارچ بزرگ را با آب پر کرد

She squeezed the lemons into the pitcher of water. 

آب لیموها را داخل پارچ آب چکاند

She opened her cabinet to get the sugar. 

کابینت را باز کرد تا شکر بردارد

She poured some sugar into the pitcher of water and lemon juice.

او کمی شکر در پارچ آب و آب لیمو ریخت

 She had made lemonade. 

او لیموناد درست کرده بود

She took a sip of the lemonade. 

جرعه ای از لیموناد را چشید

It needed more sugar. 

شکر بیشتری لازم داشت

She grabbed the bag of sugar and poured a little more. 

او بسته شکر را براشت و کمی بیشتر ریخت

She took another sip. 

جرعه ای دیگر نوشید

The lemonade tasted sweet. 

لیموناد طعم شیرینی داشت

All it needed now was ice. 

تنها چیزی که نیاز داشت یخ بود

She opened the refrigerator to grab some ice. 

یخچال را باز کرد تا کمی یخ بردارد

There was no ice.

یخی وجود نداشت

انگلیسی خیلی ساده: walking the dog به همراه فایل شنیداری و تست (سطح 2-درس 3)

پس از شنیدن فایل شنیداری به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید.

 

 

دانلود فایل شنیداری این بخش

انجام تمرین کلوز این بخش

انجام تمرین دیکته این بخش

انجام تمرین جمله سازی این بخش

 

لغات جدید این بخش (برای شنیدن تلفظ این کلمات به همراه معنی آن روی کلمات کلیک کنید)

bark   پارس کردن

bowl   کاسه

continue   ادامه دادن

grocery   خواربار

market   بازار

milk   شیر

neighbor   همسایه

pole   چوب، میله

serve   خدمت کردن

tie   گره زدن

untie   گره را باز کردن

walk   راه رفتن، برای پیاده روی بردن

متن لیسنینگ بالا

It was night time.

شب هنگام بود

He went out to walk his dog.

او به منظور پیاده روی سگش از خانه خارج شد

His dog was big.

سگش بزرگ بود

The dog’s name was Max.

اسم سگ مکس بود

“Let’s go, Max!” he said to his dog.

او به سگش گفت: بیا بریم مکس

He walked past his neighbor’s house.

او از جلوی خانه همسایه اش گذشت

He saw there were no lights in the house.

او متوجه شد که چراغی در خانه روشن نیست

His neighbor was not home.

همسایه اش در  خانه نبود

He walked past the market.

او از جلوی بازار گذشت

There were people shopping for groceries.

مردم در حال خرید خواربار بودند

He remembered he needed milk.

او یادش آمد که شیر نیاز دارد

He tied Max to a pole.

او مکس را به میله ای بست

“Wait here, Max,” he said.

و گفت: اینجا بمون مکس

He walked inside the market.

او وارد بازار شد

It took fifteen minutes to buy the milk.

15 دقیقه طول کشید تا شیر بخرد

He untied Max and continued walking.

او مکس را باز کرد و به پیاده روی ادامه دادند

He walked back to his house.

او پیاده به سمت خانه بازگشت

He let Max inside the house.

او مکس را به داخل خانه راه داد

It was time to feed Max.

وقت غذا دادن به مکس بود

He served Max a bowl of dog food.

او یک کاسه غذای سگ برای مکس آماده کرد

Max ate it quickly.

مکس آن را بسرعت خورد

It was late.

دیروقت بود

He took Max to the backyard.

او مکس را به حیاط پشتی برد

Max slept in a dog house.

مکس در خانه سگ اش خوابید

He said good night to Max. Max barked.

او به مکس شب بخیر گفت . مکس پارس کرد

 

انگلیسی خیلی ساده: Going to sleep به همراه فایل شنیداری و تست (سطح 2)

پس از شنیدن فایل صوتی به تمرین های مطرح شده پاسخ دهید.

 

 

دانلود فایل شنیداری این بخش

انجام تمرین کلوز این بخش

انجام تمرین دیکته این بخش

انجام تمرین جمله سازی این بخش

 

لغات جدید این بخش (برای شنیدن تلفظ این کلمات به همراه معنی آن روی کلمات کلیک کنید)

blanket   ملافه

climb   بالا رفتن، صعود کردن

closet   کمد

cover  پوشاندن

extra   اضافه

fall    سقوط کردن

glass   شیشه

hush   ساکت، در مقام دستور یا درخواست

noise   سرو صدا

pajamas   پیژامه

restroom   توالت

yawn   خمیازه کشیدن

She came back home from work.

او از سر کار به خانه برگشت

She looked at the clock and yawned.

به ساعت نگاهی انداخت و خمیازه کشید

It was nine o’clock.

ساعت نه بود

She went to her bedroom and put on her pajamas.

به اتاق خواب رفت و پیژامه به تن کرد

She got her blanket. She lay down on her bed.

ملافه خود را برداشت و بر روی تخت اش دراز کشید

The room was cold.

اتاق سرد بود

She got up and went to her closet to get extra blankets.

او بلند شد رفت به سمت کمد و یک ملافه دیگر برداشت

She lay down again and covered herself.

دوباره دراز کشید و خود را پوشاند

She fell asleep. She woke up in the middle of the night to get a glass of water.

خوابش برد. نیمه های شب بیدار شد تا یک لیوان آب بنوشد

She drank the glass of water. She walked back to her bedroom.

او یک لیوان آب را نوشید و دوباره به بستر خود برگشت

She yawned and fell asleep.

خمیازه ای کشید و خوابید

Two hours passed.

دو ساعت گذشت

She woke up and went to the restroom.

 او بیدار شد و به توالت رفت

She heard a noise outside her window.

صدایی از بیرون پنجره به گوشش خورد

She looked out the window to see what it was.

از پنجره به بیرون نگاه کرد که ببیند چه بوده

It was a black cat climbing a tree.

گربه سیاهی بود که از درخت بالا می رفت

She hushed the cat.

گربه را ساکت کرد با صدای هیسسس

The cat ran away. She went back to bed.

گربه فرار کرد

She closed her eyes and fell asleep.

چشمان خود را بست و به خواب فرورفت

She slept very little.

خیلی کم خوابید

پس از شنیدن فایل شنیداری سعی کنید تمرین های زیر را حل کنید.

 

 

فایل شنیداری این بخش

تمرین دیکته بر اساس فایل بالا

تمرین جمله سازی بر اساس فایل بالا

تمرین کلوز بر اساس فایل بالا

کلمات جدید این درس (برای دیدن معنی و شنیدن تلفظ هر کلمه کلیک کنید)

accident   تصادف

bleed   خون ریزی داشتن

cream   خامه

facial   مربوط به صورت

grab   محکم گرفتن

mirror   آیینه

pour   ریختن 

razor   تیغ

reflection   انعکاس

shave   اصلاح کردن

shower   دوش گرفتن

sting   نیش-نیش زدن

towel   حوله

wake up   بیدار شدن

wet   نمناک

wrap   پیچاندن چیزی به دور چیز دیگر

He woke up. او از خواب بیدار شد

He got out of bed.از رختخواب بیرون آمد

He went to the restroom and took a shower. رفت دستشویی و (بعد) دوش گرفت

The water was cold at first. در ابتدا آب سرد بود

He made it warm. او آب را گرم کرد

He took ten minutes to shower. ده دقیقه دوش گرفتن او زمان برد

He stepped out of the shower. از زیر دوش بیرون آمد

The floor became wet. کف زمین مرطوب شده بود

He grabbed a towel.او یک حوله برداشت

He wrapped it all around him. آن را کامل به دور خود پیچید

He went to his bathroom mirror. رفت به سمت آیینه حمام

He saw his reflection. او انعکاس تصویر خود را دید

He looked handsome. به نظر خوش تیپ می رسید

He had grown facial hair. موی صورتش بلند شده بود

It was time for him to shave it. وقت آن رسیده بود که موی صورتش را اصلاح کند

He grabbed the shaving cream and poured some in his hand. خمیر ریش را برداشت و روی دوستش ریخت

He spread the shaving cream around his face. خمیر ریش را بر روی صورتش پخش کرد

He grabbed the razor and started shaving. تیغ ریش تراش را برداشت و شروع کرد به اصلاح کردن

He cut himself by accident. بطور تصادفی صورتش را برید.

It started bleeding. صورتش شروع کرد به خونریزی

He was not hurt. او آسیب آسیب جدی ندیده بود

He washed his face and applied aftershave. او صورتش را شست و کمی ادوکلن زد

He put a band-aid on his cut. یک چسب زخم بر روی بریدگی قرار داد

The cut stung him a little. محل بریدگی کمی دچار سوزش شد

He dried himself, and started getting ready for work. خود را خشک کرد و آماده شد که برود سر کار