الگوی گفتاری (26) …How dare you

How dare you…?

I. EXAMPLES:

How dare you call me fat!

چطور جرأت می کنی بهم بگی چاق؟
How dare you speak to me like that!

چطور جرأت می کنی اینطور باهام حرف بزنی؟
How dare he do that to me!

چطور جرأت می کنی باهام این کارو بکنی؟
How dare you turn him down!

چطور جرأت می کنی (پیشنهاد) اونو رد کنی؟

II. DIALOGUES:

Boss: David, more and more money has been missing from the company’s funds over the past six months.

رئیس: دیوید، تو شش ماه گذشته بخش بیشتر و بیشتری از سرمایه شرکت گم شده.

Employee: Really? What’s been happening?

کارمند: واقعاً؟ چه اتفاقی افتاده؟

Boss: Obviously somebody has been stealing the money.

رئیس: چیزی که مشخصه اینه که یکی داره از ما می دزده

Employee: Who do you think it could be?

کارمند: فکر می کنید کی باشه؟

Boss: Well, you’re the accountant. You tell me.

رئیس: خوب، تو حسابداری. تو بهم بگو

Employee: Do you think I did it? How dare you accuse me of stealing!

کارمند: فکر می کنید کار منه؟ چطور جرأت می کنید به من اتهام دزدی بزنید؟!

الگوی گفتاری (25) …How come

How come…?

I. EXAMPLES:

You forgot to bring your homework again. How come?

دوباره یادت رفت تکالیفت رو بیاری. چرا؟
How come your little sister is so angry?

چرا خواهر کوچیکت اینقدر عصبانیه؟
How come we were not invited to the party?

چرا به مهمونی دعوت نشدیم؟

II. DIALOGUES:

A: Are you going to your sister’s wedding?

عروسی خواهرت می ری؟

B: I decided not to go.

تصمیم گرفتم نرم

A: How come you’re not going?

چرا نمی ری؟

B: Because I’m afraid that if I go I’ll catch the bouquet of flowers and then I’ll have to get married.

چون می ترسم اگه برم، دسته گل رو بگیرم و مجبور بشم ازدواج کنم

A: Don’t be silly. Just make sure you don’t catch it.

احمق نشو. فقط مطمئن باش که نمی گیریش

B: Hey, that’s a good idea. I never thought of that.

هی، ایده خوبیه. هیچوقت بهش فکر نکرده بودم

الگوی گفتاری (24) …How about

How about…?

I. EXAMPLES:

How about going for a spin in my new car?

نظرت چیه با ماشین من بریم دوری بزنیم؟
How about minding your own business?

چطوره حواست به کار خودت باشه؟ (فضولی موقوف)
How about those Yankees!

اون یانکی ها چطور!؟
What about your holidays?

تعطیلاتت چطور؟
What about his qualifications for the job?

قابلیت هاش برای شغل چی؟

II. DIALOGUES:

Husband: Is it time to get up already?

شوهر: وقتش نشده از خواب بلند شی؟

Wife: Yes, Dear, it’s 6 a.m. You have to hurry up and get dressed.

زن: آره عزیزم. ساعت 6 صبحه. باید عجله کنی و لباست رو بپوشی

Husband: I guess so, hey honey how about making me a cup of coffee while I hop in the shower?

شوهر: فکر کنم همینطوره. هی عزیزم نظرت چیه تا من می پرم یه دوش بگیرم، برام یه فنجون قهوه درست کنی؟

Wife: Sure, Dear. How would you like your coffee?

زن: حتماً عزیزم. می خواهی قهوه ات چطور باشه؟

Husband: With milk and sugar, please.

شوهر: با شیر و شکر لطفاً

Wife: Sure, right away. Now take that shower before it gets too late.

زن: حتماً، الان. حالا قبل از اینکه دیر بشه برو دوش بگیر

الگوی گفتاری (23) …Help yourself to

Help yourself to…

I. EXAMPLES:

Make yourself at home. Help yourself to some fish.

فکر کن خونه خودته (برای تعارف). با کمی ماهی از خودت پذیرایی کن
Help yourself to the refrigerator.

می تونی از یخچال استفاده کنی
Help yourself to some steak. I made it especially for you

بفرمایید کمی استیک (میل کنید). مخصوص شما تهیه کردم

II. DIALOGUES:

A: Thanks for inviting me over for dinner this evening.

ممنونم که امشب منو برای شام دعوت کردید

B: You’re welcome.

خواهش می کنم

A: It looks delicious.

به نظر خوشمزه میاد

B: Well here. Help yourself to some shrimp. It’s fresh.

خوب بفرمایید. با کمی میگو از خودتون پذیرایی کنید. تازه است

A: Thank you. Mm… It tastes delicious.

ممنونم. مم…خوشمزه است

B: Have some more. I don’t want you to leave hungry.

یه کم بیشتر بخورید. نمی خوام اینجا رو گرسنه ترک کنید

الگوی گفتاری (22) He is not only…but also

He is not only…but also…

I. EXAMPLES:

He is not only humorous, but also patient.

نه تنها شخص شوخ طبعیه، بلکه صبور هم هست
He is not only a good leader, but also an eloquent speaker.

نه تنها رهبر خوبیه، بلکه سخنران فصیحی هم هست
I’m not only going to the party, I’m also going to sing at it.

نه تنها می خوام برم مهمونی، بلکه می خوام اونجا بخونم
Not only do I support you, so do your acquaintances.

نه تنها ازت حمایت می کنم، بلکه از آشناهاتم حمایت می کنم

II. DIALOGUES:

A: Have you seen the movie Gone with the Wind?

فیلم بربادرفته رو دیدی؟

B: Yeah. I think Vivian Leigh is beautiful.

آره. فکر می کنم ویوین لی زیباست

A: She’s not only beautiful; she’s also a talented actress.

نه تنها زیباست، بلکه هنرپیشه با استعدادی هم هست

B: Yes, I’ve enjoyed all her movies.

آره، از همه فیلم هاش لذت بردم

A: Which one is your favorite?

کدوم فیلم مورد علاقه توست؟

B: I like her best in A Streetcar Named Desire.

تو فیلم اتوبوسی به نام هوس بیشتر ازش خوشم اومد

الگوی گفتاری (21) He is so…that

He is so…that…

I. EXAMPLES:

I was so interested in the film that I went to see it several times.

من اینقدر به فیلم علاقه داشتم که چند بار برای دیدنش رفتم
It’s so hot that none of us want to go out.

اینقدر سرده که هیچکدوم از ما نمی خواهیم بریم بیرون
He speaks French so well that we think he is a Frenchman.

اون اینقدر فرانسوی رو خوب حرف می زنه که ما فکر می کنیم اون فرانسویه

II. DIALOGUES:

A: Can you believe the weather we’ve been having lately?

می تونی هوایی رو که اخیراً داشتیم باور کنی؟

B: Yeah, it’s really hot, isn’t it?

آره، خیلی گرمه، مگه نه؟

A: It’s so hot you can fry an egg on the sidewalk.

اینقدر هوا گرمه که می تونی یه تخم مرغ رو تو پیاده رو سرخ کنی

B: Maybe you’re exaggerating a little bit.

شاید داری یه کم اغراق می کنی

A: OK, maybe it’s not that hot. But it’s hot enough to get a heat stroke.

بسیار خوب. شاید اینقدر گرم نباشه. ولی به اندازه ای گرم هست که باعث گرمازدگی بشه

B: You make it sound so hot, I don’t want to leave my air-conditioned house.

باعث می شی هوا خیلی گرم به نظر برسه که من نمی خوام خونه خودم با کولر رو ترک کنم

الگوی گفتاری (20) He is either…or

He is either…or…

I. EXAMPLES:

He is either drunk or mad.

اون یا مسته یا دیوونه
It’s either your fault or her fault.

یا تقصی توئه یا تقصیر اون
Either you are wrong or I am.

یا شما اشتباه می کنی یا من

II. DIALOGUES:

A: Do you have the report you promised me?

گزارشی که قول داده بودید آماده کردید؟

B: What report?

کدوم گزارش؟

A: You know, your work report.

می دونید. گزارش کارتون

B: Either you’re kidding me or I’m getting forgetful in my old age.

یا شوخی می کنید یا من بخاطر کهولت سن دارم فراموشکار می شم

A: I think it’s the latter.

فکر کنم دومی باشه

B: I’m sorry. I’ll hand it in tomorrow.

متأسفم. فردا تحویل می دم

الگوی گفتاری (19) He is as…as…

He is as…as…

I. EXAMPLES:

He is as poor as a church mouse.

مثل یه موش کلیسا فقیره (خیلی فقیره)
He is as fit as a fiddle though he is already seventy.

خیلی وضع سلامتیش خوبه، اگرچه هفتاد سالشه
Shelly’s father is always as busy as a bee.

پدر شلی همیشه مثل یه زنبور پرکاره
The twin sisters are as different as night and day.

خواهذهای دوقلو مثل شب و روز با هم فرق می کنند
The lecture is as dull as ditch-water.

سخنرانی به اندازه آب ساکن کسالت بار بود

II. DIALOGUES:

A: Have you seen him run in a race?

تا حالا دویدنش تو مسابقه رو دیدی؟

B: Yes. He’s as fast as the wind when he runs.

وقتی می دوه بسرعت باد می دوه

A: But he’s not too good when it comes to studying.

ولی وقتی نوبت به درس خوندن می رسه، زیاد خوب عمل نمی کنه

B: One of my friends said he’s as dumb as a post.

یکی از دوستام گفت به ندازه یه تیر (چراغ برق) احمقه

A: That’s not a nice thing to say.

چیز خوبی نگفته

B: Maybe it’s not nice, but it’s true.

شاید خوب نباشه، ولی درسته

الگوی گفتاری (18) Not…until

Not…until…

I. EXAMPLES:

Don’t tell him the bad news until he finishes his exam.

تا امتحانش رو تموم نکرده، خبر بد رو بهش ندید
The secret was not discovered until he was dead.

راز تا زمان مرگش کشف نشد
I won’t stop shouting until you let me go.

تا زمانی که نذاری برم، فریاد می زنم

II. DIALOGUES:

A: I heard that Bill got divorced.

شنیدم بیل طلاق گرفته

B: Yes, he is really sad now.

آره، الان واقعاً غمگینه

A:I thought he wanted to get divorced because he didn’t love his wife anymore.

فکر می کردم که می خواست زنشو طلاق بده چون دیگه عاشق زنش نبود

B: Yes, but he didn’t realize how much he needed her until they got divorced.

آره، ولی تا زمانی که طلاقش نداده بود، نمی دونست تا چه حد بهش وابسته است

A: Yeah. Well now it’s too late. She already has another husband.

آره. خوب حالا خیلی دیره. زنش الان شوهر دیگه ای داره

B: That’s too bad. Sometimes people often don’t appreciate what they have until they lose it.

خیلی بده. بعضی وقت ها مردم قدر چیزهایی رو که دارند نمی دونند، تا زمانی که از دستشون می دن

الگوی گفتاری (17) ?Have you ever

Have you ever?

I. EXAMPLES:

Have you ever been to New York?

تا حالا نیویورک بودین؟
Have you ever been to Nanjing?

تا حالا نانجینگ رفتید؟
Have you ever seen Ghost?

تا حالا روح دیدی؟
Have you ever wondered if there is life after death?

تا حالا از خودت پرسیدی که زندگی پس از مرگ وجود داره یا نه؟
Have you ever heard of it?

تا حالا در موردش شنیدی؟

II. DIALOGUES:

A: I want to quit my job.

می خوام شغلمو ترک کنم

B: Why, what’s the matter?

چرا، مشکل چیه؟

A: Nothing. I just want a change.

هیچی. فقط دنبال تغییرم

B: But you have a great job and you’ve been working there for ten years.

ولی تو کار خوبی داری و 10 ساله داری کار می کنی

A: I know, but haven’t you ever wanted to do something different?

می دونم، ولی تا حالا نخواستی کار متفاوتی انجام بدی؟

B: I guess so, but it seems more prudent to just stay where I am and continue working in my current job.

فکر کنم آره، ولی به نظرم معقولش اینه که جایی که هستم بمونم و تو کار فعلیم به فعالیت ادامه بدم