پروفسور اگزویر

پروفسور اگزویر – در طول تاریخ کتاب های کمیک 5 لحظه هستند که در آن پروفسور اگزویر به یکی از بزرگترین ابرقهرمانان زمین تبدیل شد و 5 لحظه دیگر هستند که در آن یک شرور تمام عیار بود.
مردان ایکس اصلاً شبیه دیگر کمیک های تولید شده در مارول نیستند. این درست که اسپایدرمن و هالک گاهی اوقات با پلیس زاویه پیدا می کنند، ولی این مسائل در مورد مردان ایکس شدت بسیار بیشتری دارد. جامعه آنها را بیگانه می شمرد و از آنها وحشت داشت. این در حالی بود که موجودات دیگری که دارای قدرت های زیادی بودند، قهرمان محسوب می شدند.
جهش یافته ای که قدم پیش گذاشت پروفسور چارلز اگزویر (Charles Xavier) بود، مردی با یک رؤیا. هدف او این بود که جهش یافته ها و انسان ها بتوانند در صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی کنند و تمام نفرت و نژادپرستی را کنار بگذارند. در نتیجه، لحظات بسیاری هستند که در آنها پروفسور اگزویر به یکی از بزرگترین ابرقهرمانان زمین بدل شد و در لحظاتی دیگر ابرشروری تمام عیار بود.


10 قهرمانی بزرگ: مدرسه اگزویر

بی شک بزرگترین کاری که چارلز اگزویر انجام داد تأسیس مدرسه ای برای افراد با استعداد بود. در ابتدا، اگزویر تنها معلم دانش آموزان خود بود. ولی به مرور زمان، او توانست گروهی از بهترین معلمان را تربیت کرد که توانستند دانش آموزان بیشتری را تربیت کنند و همینطور به مدرسه اگزویر معرفی کنند. این مدرسه نه تنها قدرت های آنها و نحوه استفاده از آن قدرت ها را به آنها می آموخت، بلکه محلی امن برای بچه هایی بود که اگر در خارج از مدرسه زندگی می کردند با خطراتی بزرگ روبرو می شدند.

 

9 شرور: بچه ها را به جنگ می فرستاد

در حالیکه مدرسه اگزویر با هدف آموزش نحوه استفاده از قدرتهایشان و زندگی بی خطر در جامعه ایجاد شده بود، ولی اتفاقات دیگری هم در آن بوقوع پیوست. در این مدرسه اگزویر مردان ایکس را آموزش می داد. اکثر آنها نوجوانانی بودند که در شرایطی خطرناک به مبارزه علیه شرورهایی قدرتمند فرستاده می شدند. اوآنها را به جنگ می فرستاد و بعد با آنها مثل سرباز رفتار می کرد. جای تعجب ندارد که سایکلوپس، جین گری و بیست به چنان وضعیت نابسامانی دچار شدند.

8 قهرمانی بزرگ: از بچه های جهش یافته محافظت می ند

اگرچه پروفسور ایکس در ابتدای کار گروه مردان ایکس بچه ها را به جنگ می فرستاد، ولی بعدها درس خود را یاد گرفت. بعد از مرگ جین گری در داستان فینیکس سیاه و احتمالاً بخاطر مرگ اولین گروهی که برای نجات مردان ایکس از کراکوا فرستاده بود، در مراحل بعدی احتیاط بیش از پیش به خرج می داد. و این یک عامل مثبت به حساب می آید. پروفسور ایکس فاکتور ایکس را ایجاد کرد و سعی کرد به آنها آموزش بدهد و از آنها محافظت کند. او از زمانی که ایکس من ها بچه بودند، همیشه موفق نبوده ولی اثبات کرد که از اشتباهات خود درس های ارزشمندی آموخته است، و این خود یک حرکت قهرمانانه است.

7 شرور: مغز ولورین را از نو برنامه ریزی کرد

یکی از تاریک ترین اسرار پروفسور ایکس نحوه متقاعد کردن ولورین برای پیوستن به تیم بود. در ولورین: خاستگاه ها شماره 29 اگزویر و لوگان سعی می کنند دیکن (Daken) را از شر کلوپ آتش جهنم (Hellfire Club) نجات دهند و در جریان آن در مورد پیوستن ولورین به گروه مردان ایکس صحبت می کنند.
این داستانی است که روایت نشد. وقتی ولورین برای اولین بار در سرای اگزویر دیده شد، قصد ترور پروفسور ایکس را داشت. ولی اگزویر او را متوقف کرد و کاری غیرقابل تصور انجام داد. او ذهن لوگان را از نو برنامه ریزی کرد و او را به یکی از سربازان ایکس من تبدیل کرد. ولورین کسی بود که از او بارها برای این منظور استفاده شد.

 

6 قهرمانی بزرگ: بدنبال ایجاد صلح بین انسان ها و جهش یافته ها بود

وقتی پروفسور مدرسه مخصوص جهش یافته ها را ساخت یک رؤیا در سر داشت. او می خواست جهانی بسازد که در آن جهش یافته ها و انسان ها بتوانند در کنار هم در صلح و آرامش زندگی کنند. اگزویر تیم خود را برای متوقف کردن جهش یافته های پلید و نجات انسان ها فرستاد بدون اینکه بخواهد برتری خود را به رخ آنها بکشد. او می خواست در جنگی نجات بخش حضور داشته باشد و رؤیایی صلح آمیز در سر داشت. ولی متأسفانه این رؤیایی بود که بدلیل وجود نفرت و عدم پذیرایی در جهان هیچوقت محقق نشد. ولی همیشه او سعی کرد قهرمانی باشد که جهش یافته ها نیاز داشتند.

5 شرور: پروتکل اگزویر

پروفسور اگزویر همیشه آماده رویارویی با بدترین شرایط بود. در طرحی بی اشکال کاری انجام داد که بتمن در دنیای دی سی انجام داده بود. حتماً یادتان هست که بتمن همیشه به آینده نگاه می کرد و انتظار روزی را داشت که ابرقهرمان ها به نسخه های پلیدی از خود تبدیل شوند. به همین منظور بتمن برنامه ای را تدارک دیده بود که در مواقع اضطرار هر یک از اعضای لیگ عدالت را که لازم بود حذف کند. اگزویر هم برنامه ای مشابه تحت عنوان پروتکل اگزویر داشت. البته در مورد پروفسور ایکس این برنامه بدتر بود، چون اینها کودکانی بودند که او سرپرستی شان را برعهده گرفته بود ولی برنامه کشتن آنها در مواقع ضروری را برنامه ریزی کرده بود.

4 قهرمانی بزرگ: او یک رهبر بزرگ است

پروفسور ایکس در طول زندگی خود تصمیم های بحث برانگیزی گرفته است، ولی مشخص است که او یکی از باهوش ترین و مورد احترام ترین رهبران دنیای مارول است. مردمی که در خارج از گروه مردان ایکس هستند، به او احترام می گذارند. این مسئله زمانی خود را بهتر نشان داد که او جهانیان را متقاعد کرد که کراکوا به یک کشور مستقل تبدیل شود.
در جنگ ها مردان ایکس تا آخر دنیا دستورات او را اجرا می کنند و او این اعتماد را بین آنها کسب کرده است. افرادی در گروه ایکس من هستند که به رهبرانی بزرگ تبدیل شده اند چون این مهم را از پروفسور اگزویر آموخته اند. او بیش از هر آموزگاری شاگردان با استعداد پرورش داده است.

 

3 شرور: اعضای ایلومیناتی

پروفسور ایکس به ایکس من ها خیانت کرد، همانطور که آیرون من به انتقام جویان و بلک بلت (Black Bolt) به ناانسان ها خیانت کردند. این مردان قابل اعتماد در شرایط عادی قهرمان هستند گروهی سری را بنام ایلومیناتی ایجاد کردند و تصمیماتی گرفتند که فکر می کردند به نفع جهان است و هیچکس را از تصمیمات خود مطلع نمی کردند. آنها هالک را تبعید کردند و این مسئله در کنار تصمیمات خودسرانه دیگر باعث از بین رفتن اعتماد پیروانشان شد.

2 قهرمانی بزرگ: او می خواهد کار درست را انجام دهد.

نکته ای که در مورداین داستان ها جالب توجه بود این بود که هم در فیلم های فاکس و هم در داستان های کتاب های کمیک رابطه بین پروفسور اگزویر و مگنیتو همیشه مسئله ساز می شد. این دو مرد همیشه بر سر اینکه حق با کیست و چه کسی اشتباه می کند با هم بحث می کردند. با این تفاوت که مگنیتو هولوکاست را دیده بود و می دانست که انسان ها تصمیماتی می گیرند که صادقانه نیست. پروفسور ایکس ولی همیشه در مردم خوبی ها را می دید و همیشه تلاش می کرد که تصمیماتش با این خوش بینی در یک راستا قرار بگیرند. پروفسور ایکس کارهای نادرست بسیاری را انجام داد ولی همیشه نیت انجام کار خوب را داشت، حتی وقت هایی که انجام این کارهای خوب به بهای کمی پلیدی تمام می شد.

1 شرور: آنسلات

وقتی پروفسور ایکس متوجه شد که مگنیتو مسائل را از حد گذرانده است، افراد خود را برای نبرد با او بسیج کرد. ولی اصل ماجرا از این قرار بود که مگنیتو می خواست تنها باشد و به همین دلیل زمین را ترک کرده بود تا از شر نفرت انسان ها در امان باشد.
وقتی دید دولت های حاکم بر زمین دست از سر او برنمی دارند، به آنها حمله کرد و تعداد زیادی از آنها را کشت. یک فر باید در برابر او می ایستاد، ولی وقتی اگزویر وارد کارزار شد، پا را فراتر از حد خود گذاشت و ذهن مگنیتو را از کار انداخت. حتی با توجه به شرایط موجود، این یک حرکت پلید بود. البته وقتی نتایج کار او به خلق آنسلات (onslaught) انجامید، او نتیجه کارهای خود را دید، چون این شرور کل دنیا را به نابودی کشاند.

 

5 دلیل بر قهرمان بودن پروفسور اگزویر (و 5 دلیل برای شرور بودن او)
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *