مردان ایکس

خارق العاده! شگفت انگیز! حیرت آور! بی نهایت!
بعد از ادامه گسترش “طلوع ایکس” با عناوین جدید در درخواست های تازه منتشر شده مارول در آوریل ۲۰۲۰، مردان ایکس پا به عرصه جدیدی گذاشته است. دوره جدید ایکس با مجموعه ای از مفهوم ها و عناوین احیا شده، در‌حال بازگشت به اسطوره های جهش یافته کلاسیکش می باشد‌.
وقتی “طلوع ایکس” را میخوانیم، دوباره به داستان های همیشه جذاب قدیمی مردا ایکس و دنیای پهناورشان باز می گردیم. اینجاست که لازم می شود تا نگاهی به فهرست بهترین داستان های مردان ایکس در تمام دوران بیندازیم‌.

 

۱۰ “بااستعداد” مردان ایکس حیرت آور؛ شماره های ۱ تا ۶

پانهادن در مسیر گرنت موریسون کار آسانی نبود، اما نویسنده و کارگردان مشهور، جاس ودون آماده این مهم بود.
“با استعداد” اولین قسمت از مجموعه مردان ایکس حیرت آور نوشته ودون، کلاسوس را برگرداند، سایکلاپس را دوباره بر سر زبان ها انداخت و درمان جدیدی برای جهش یافته ها معرفی کرد. (که دستمایه قسمتی از داستان “ایکس ۳: آخرین” مقاومت شد.)
اگر به کارهای ودون نگاه کنید، می شود گفت که او بیش از هر نویسنده دیگری وارث کلارمونت است. البته در روش اصلی ودون گاهی دیالوگ ها و بذله گویی متن بر پیرنگ اصلی داستان سنگینی میکند، اما او با قرار دادن شخصیت پردازی در اولویت می توانست لحظه های “حیرت آور” زیادی را در داستان هایش خلق کند.
و البته داشتن جان کسدی هم به عنوان همکار، خالی از لطف نیست. بعد از سالها دوری از لباس های پرزرق و برق چرمی، کاسدی لباس های تازه ای برای تیم طراحی کرد که پیشینه هر شخصیت را نشان میداد. برای خیلی ها لباس های کسدی، هنوز هم لباس اصلی قهرمان ها به حساب می آید.

 

۹ “گرگ زخمی” مردان ایکس خارق العاده؛ شماره ۲۰۵

گرگینه (Wolverine) عضو اساسی مردان ایکس است و ویندور-اسمیت عضو اساسی هنرمندان گرگینه.
“گرگ زخمی” در مورد تقابل میان لوگان و لیدی دث سترایک و ریورهایش است. این داستان جنبه های انسانی گرگینه را به نمایش می گذارد. با وجود صفحات زیاد این اثر، کار ویندور-اسمیت بسیار هیجان انگیز و ابداعانه است و هرگز خسته کننده نمیشود‌.
شوق زیاد کلارمونت برای ماجراهای تک نفره شخصیت‌هایش، ‌‌‌به ما نشان داد که او می‌تواند تمام شخصیت‌هایش را به یک اندازه بپروراند تا هیچکدامشان سطحی به نظر نرسند. نگرانی گرگینه ‌برای کیتی پاور جوان و تصمیمش برای زنده گذاشتن دت سترایک، برای فهمیدن لوگان اساسی‌ است. او در نبردها خشن و بی رحم است اما خالی از مهر نیست.
“گرگ زخمی” یکی از بهترین مثال های شخصیت پردازی کلارمونت است که هرگز قدیمی نمی‌شود.

 

۸ “عصر آپوکالیپس” عناوین چندگانه

در حرکتی که امروزه بخاطر به هم پیچیدگی همه چیز با اینترنت دیگر تکرار شدنی نیست، طرفداران مردان ایکس در دهه ۹۰ داستان هایشان را با داستان های کاملا جدید عوض شده دیدند.
دیوید هالر، جهش یافته بی ثبات و قدرتمند، درصدد کشتن مگنتو برآمد اما در عوض پدر خودش، پروفسور ایکس، را ناخواسته کشت. این باعث به وجود آمدن آینده‌ی متفاوتی شد، آینده‌ای که در آن آپوکالیپس بر دنیا حکومت می‌کرد.
دهه ۹۰، دهه خوبی برای هنر کتاب‌های کمیک نبود، اما این داستان همچنان یکی از بهترین‌های مردان ایکس است. شخصیت‌هایی که ما می‌شناختیم و دوستشان داشتیم نقش‌های کاملا جدید و متفاوتی از آنچه ما می‌دانستیم پیدا کرده بودند و دیدنشان در این نقش‌های جدید بسیار جذاب بود.
با حضور هنرمندانی مانند جو مدوریرا، کریس باکالو، استیو اپتینگ، اندی کوبرت و هنرمندان دیگر این اثر به تنهایی همچنان عصر طلایی مردان ایکس باقی ماند.
در یک‌ اثر مشابه به نام “عصر مردان ایکس” دوباره از این مفهوم (آینده متفاوت) استفاده شد و قهرمانان به یک دنیای جدید برده شدند اما این اثر نتواتست شگفتی و تازگی “عصر آپوکالیپس” را تکرار کند.

 

۷ “پیدایش جهش یافته ها” مردان ایکس شماره های ۱ تا ۳

به احتمال زیاد با خودتان فکر‌ کرده‌اید :”چی؟ واقعا؟” پس بگذارید ابتدا توضیح بدهم.
با وجود اینکه نقش کریس کلارمونت به عنوان نویسنده مردان ایکس خیلی زود تمام شد،‌ چرا که مارول تمرکزش را از روی نویسنده‌ها برداشته و روی هنرمندان گذاشته، اما تنها یک نگاه به شخصیت های ساخته او و جیم لی کافیست تا بتوانید به راحتی بگویید او کدام ابرقهرمان است.
تا به امروز، مردان ایکس شماره ۱ ساخته کلارمونت و لی با فروختن ۸ میلیون کپی، همچنان پرفروشترین تک قسمت تمام دوران مارول است. با وجود اینکه داستان کلارمونت در این کار سطحی به نظر می‌رسد اما نظر او در انتهای کتاب درباره مارول غیرقابل انکار بوده و نقاشی‌های جیم لی بی رقیب هستند‌. هرچه می‌خواهید درباره دهه ۹۰ بگویید، اما بدون این، شاید هیچوقت “مردان ایکس: مجموعه متحرک” را نداشتیم.

 

۶ “مرگ-زندگی ۱ و ۲” مردان ایکس خارق العاده؛ شماره های ۱۸۶ و ۱۹۸

زنان قوی از ابتدای کار کریس کلارمونت یکی ازبخش‌های اصلی داستان‌های مردان ایکس بوده‌اند و بدون شک استورم یکی از بهترین‌های این زنان بوده است. اورورو مونرو، از ریشه‌های فقیرانه‌اش به عنوان یک دزد خیابانی تا تبدیل شدنش به یک رهبر و یک الهه، ثابت کرده است که قهرمان سرسختی است.
“مرگ-زندگی ۱ و ۲” داستان استورم را برایمان تعریف می‌کند. استورمی که درگیر از دست دادن نیروهایش است اما در آخر می‌تواند قدرت را در موقعیت پیدا کند. داستان‌های کلارمونت در مورد فقدان، بخشش، کنار آمدن و جان سالم به در بردن از فاجعه است و اینجا استورم می‌فهمد که راه های دیگری هم برای قدرتمند بودن وجود دارد.
و اگر به دلیل دیگری برای خواندن این داستان نیاز دارید، بری ویندور-اسمیت یکی از بهترین اثرهایش را در این کتاب خلق می‌کند که در هر صفحه این داستان می‌درخشد.

 

۵ “مردان ایکس: فصل اول”

استن لی و جک کربی بدون شک اولین خالقان این تصورات هستند، و اولین داستان‌های آنها درباره مردان ایکس محصولی برای دوران خودشان بوده است، به همین دلیل است که داستانی از آنها در این فهرست قرار ندارد. اما به هر حال آن سال‌های اولیه بنیان همه چیز را درست کرد تا کلارمونت و دیگران بتوانند کارشان را شروع کنند. به نظر شما راه بهتری برای برای زمینه سازی مردان ایکس، به گونه‌ای که ما می‌شناسیم وجود داشت؟
آن طور که پیداست جواب مثبت است‌. اینجاست که دنیس هوپلس و جیمی مک کلوی وارد می‌شوند. با به نمایش گذاشتن جنبه انسانی و شخصیت پردازی دقیق مک کلوی، هوپلس خوانندگان را به تماشای رابطه میان پنج عنصر اصلی و اولیه مردان ایکس (original five) می‌نشاند و آنها را برای مخاطبان مدرن آماده می‌کند.
با وارد کردن ملودرام به سبک کلارمونت به داستان، هوپلس تصویر کاملتری از دوران نقره‌ای مردان ایکس به ما می‌دهد و ما را با مردان ایکسی آشنا می‌کند که امروزه می‌شناسیم و دوستشان داریم. برای هر طرفداری که می‌خواهد در دنیای ایت قهرمانان جوان غرق شود، “مردان ایکس: قصل اول” همچنان یکی از بهترین کارهای اولیه است.

 

۴ “مردان ایکس : خدا عشق می‌ورزد، انسان می‌کشد”

هر کسی که ادعا می‌کند که مردان ایکس استعاره از اقلیت‌ها در جامعه مدرن نیست، احتمالا این کتاب را نخوانده است.
کریس کلارمونت، برای اولین بار ویلیام استرایکر را معرفی می‌کند، کشیش متعصبی که با جهش یافته‌ها سر جنگ دارد. این رهبر پر ابهت پیروانش را متقاعد می‌کند تا انسان‌ها را تحت سلطه خویش بگیرند و مردان ایکس مجبور می‌شوند با همکاری مگنتو او را متوقف کنند. این اثر استعاره ایست که بیش از هر کتاب دیگری مردان ایکس را زنده نگه داشته است. این اثر فقط در مورد ترس و نفرت از جهش یافته ها نیست، در مورد این نیز هست که اگر نفرت دست به کار شود چه اتفاقاتی می‌افتد و جنبه تاریک انسان را نشان می‌دهد.
و البته کم لطفی است که به نقاشی‌های زیبای برت اندرسون اشاره نکنیم. وقتی به مردان ایکس فکر می‌کنید شاید اسم اندرسون اولین اسمی نباشد که به ذهنتان می‌رسد اما نقاشی‌های او در این کار شاهکار است. تاریکی مرعوب کننده نقاشی‌ها با لحن پخته و رویاهای کابوس‌وار اکزاویر (Xavier) هم‌خوانی زیبایی دارد.

 

۳ “الف برای انقراض” مردان ایکس جدید؛ شماره ۱۱۴ تا ۱۱۶

همان‌طور که همکاری با گرنت موریسون راه خود را به سینما باز کرد و نظر ما را درباره فیلم‌های ابرقهرمانی کاملا عوض کرد، همکاری او با جهش‌یافته‌های مارول جان تازه‌ای به مردان ایکس بخشید.
مریسون می‌دانست که مجازهای داستان بیشتر از چیزی که نشان می‌دهند می‌توانند معنی داشته باشند. او همراه با فرانک کوایتلی، لباس‌های تازه‌ای برای هزاره‌های جدید طراحی کرده بود. لباس‌هایشان را با چرم پرزرق و برق تزئین کرده بود که بیانگر دومین جهش آنها بود. او تیم مرکزی مردان ایکس را کنار گذاشته بود و از چهره‌های شاخص‌تر استفاده کرد.
نتیجه این کار شروع دوران‌ جدیدی برای رشد مردان ایکس بود. در طول زمان تعداد نقش‌ها افزایش یافت و داستان‌های او شکل تازه‌ای به خود گرفت که به او این اجازه را می‌داد تا در مورد میراث بزرگترین گروه ابرقهرمانی کتاب‌های کمیک تفسیر خودش را ارائه بدهد.
“الف برای انقراض” به ما یادآوری می‌کند که پتانسیل‌های این ابرقهرمانان نامحدود است و به همین دلیل است که تا به حال دوام آورده‌اند.

 

۲ “روزهای گذشته آینده” مردان ایکس خارق العاده؛ شماره های ۱۴۱ و ۱۴۲

بیشتر تحسین این اثر لایق نقاشی‌های جان براین است. چرا که کریس کلارمونت دیگر نمی‌خواست داستانی در مورد سنتینل ها بنویسد، در حالیکه جان براین مشتاق کشیدنشان بود. هرچند که نقاش این اثر تایید می‌کند که پیرنگ این داستان تقریبا از یکی از قسمت‌های “دکتر هو” برداشته شده است،‌ اما این اثر همچنان نشان دهنده توانایی این هنرمندان در پیدا کردن فرصت جدید در این کاراکترهای بی زمان است.
رد کردن مهارت هنرمند در این داستان غیرممکن است. این داستان تنها دو قسمت طول دارد اما ناامیدی در این آینده محتمل کاملا قابل لمس است. کیتی پراید در حال قدم زدن در گورستانی است که قبرهایش را دوستانش پرکرده‌اند و امیدی برای پیروزی او وجود ندارد. این تصویری است که در ذهن مخاطبان باقی خواهد ماند‌.
کلارمونت و براین استاد این بودند که باعث شوند تا خوانندگان احساس کنند که این دیگر آخر خط مردان ایکس است، و این باعث می‌شود تا این دو تیم خوبی را تشکیل دهند.

 

۱ “حماسه دارک فینکس” مردان ایکس خارق العاده؛ شماره های ۱۲۹ تا ۱۳۸

اگر‌ یک داستان وجود داشته باشد که بتواند مردان ایکس را بهتر از داستان‌های دیگر تعریف کند، این داستان است. همکاری کریس کلارمونت و جان بایرن با یکی از بهترین داستان های تمام دوران به پایان خودش آمد. وقتی که خوانندگان شاهد فشار جن گری می‌باشند، شخصیت پردازی و پیرنگ‌های کلارمونت به خوبی به سطح می‌آیند. به لطف دیو کاکروم کیتی پراید هم به تیم ملحق می‌شود، شی آر، لیلاندرا و امپریال گارد همه به اسطوره‌ها اضافه می‌شوند و ناگهان دنیای ایکس من بسیار بزرگتر از قبل می‌شود.
هرچه از اثر این داستان گفته باشیم، کم‌ گفتیم. فداکاری جن برای همیشه، مردان ایکس را جاودانه می‌کند. با وجود این که فینکس (ققنوس) همیشه از خاکستر خود برمی‌خیزد، هیچ وقت اثر مرگ اولش بر خواننده از بین نمی‌رود. جن چیز بیشتری از یک معشوق، دوست و همکار برای این شخصیت ها بود. او همچنین اولین زنی بود که به مردان ایکس ملحق شد و از آن به بعد یکی از اصلی ترین اعضای مردان ایکس میشود‌.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *