سوپرمن

سوپرمن نیو 52 مرده. سوپرمن پیش از دوره نیو 52 به جهان نیو 52 سفر کرده و جای او را گرفته و همسر خود لوئیس لین و پسرش جان را با خودش به آنجا برده. پس از روبرو شدن با کلارک کنت (Clark Kent) قلابی که بعدها مشخص شد آقای Mxyzptlk است پیشینه این دو با هم ترکیب شد و خط زمانی تغییر یافت تا این موضوع را در بربگیرد.

خاستگاه

اگرچه داستان خاستگاه سوپرمن بارها روایت شده، ولی داستان اصلی به اشکالی ثابت مانده است. در داستان اصلی سوپرمن شاهد تولد او با نام کال-ال (Kal-El) هستیم که فرزند جور-ال (Jor-El) دانشمند معروف اهل سیاره کریپتان و همسرش لارا هستیم. وقتی جور-ال متوجه می شود که سیاره کریپتان قرار است منفجر شود، کال-ال را در سفینه ای قرار می دهد و به سمت زمین می فرستد که این سفینه در ایالت کانزاس فرود می آید.
جاناتان کنت (Jonathan Kent) و مارتا کنت (Martha Kent) او را به فرزندی می پذیرند. همزمان با رشد کال-ال قدرت های او هم رشد می کند که تحت تأثیر خورشید زرد زمین رشد می کنند. در بزرگسالی به شهر شلوغ و پرهیاهوی متروپلیس می رود و در روزنامه دیلی پلنت (Daily Planet) مشغول به کار خبرنگاری می شود و هویت سوپرمن را برای خود انتخاب می کند.

خلق شخصیت

خالق این شخصیت جری سیگل (Jerry Siegel) و هنرمند آمریکایی کانادایی الاصل جو شوستر (Joe Shuster) هستند که در سال 1933 این شخصیت را خلق کردند. بر خلاف آنچه در زمان حال از او می شناسیم، سوپرمن ابتدا بصورت یک ابرشرور کچل و تله پاتیک معرفی شد که هدفش سلطه بر جهان بود. او ابتدا در یک مجله محبوب خوانندگان به عنوان شروری کچل و تله پاتیک (در داستان حکمرانی سوپرمن) معرفی شد که هدفش سلطه بر جهان بود. در سال 1933 این گروه دونفره داستان “حکمرانی سوپرمن” را به چاپ رساندند. سیگل و شوستر تصمیم گرفتند که این شخصیت را در قالب یک قهمان بازآفرینی کنند و تصویری از آن خلق کنند که شباهتی به نسخه قبلی خود نداشته باشد.
تلاش های اولیه آنها برای شناساندن این شخصیت ناموفق بود. به عنوان مثال، سیگل سعی کرد تا این شخصیت را به تیپ تاپ کامیکس (Tip Top Comics) بفروشد ولی این شخصیت رد شد و دلیل آن را می توانید حدس بزنید. این شخصیت بیش از حد تخیلی تشخیص داده شد و اعلام شد طرفداران به هیچ وجه قادر نخواهند بود با آن ارتباط برقرار کنند. آنها از قهرمان های افسانه ای مانند هرکول (Hercules)، سامسون (Samson) الهام گرفته بودند و همینطور از شخصیت های قهرمانی مدرن مانند دکتر سویج (Doc Savage) و باک راجرز (Buck Rogers) هم مواردی را دریافت کرده بودند. همچنین هدف قهرمان را از تلاش برای تسلط بر جهان به تلاش برای تبدیل جهان به مکانی بهتر تغییر دادند. آنها سعی می کردند با مبارزه علیه بی عدالتی و شخصیت هایی مانند هیتلر و استالین به این مهم دست پیدا کنند. سیگل و شوستر سعی کردند تا می توانند به این شخصیت رنگ و لعاب بیشتری ببخشند و تا می توانند آن را از شخصیت های دیگر متمایز کنند. مثلاً از لباس فضانوردان که در مجلات محبوب تصاویری از آنها به چاپ رسیده بود برای لباس سوپرمن استفاده شد. ناگفته نماند که از لباس هایی که پهلوانان سیرک ها به تن می کردند، هم استفاده شد تا ظاهر قهرمان بیش از پیش جلب توجه کند. شوستر و سیگل که از طرفداران سینما بودند یک اسم عامه پسند مانند کلارک کنت برای شخصیت خود انتخاب کردند که ترکیبی بود از اسم کلارک گیبل (Clark Gable) و کنت تیلور (Kent Taylor) و کلیت شخصیت را هم بر محوریت هنرمند کمدین هارلد لوید (Harold Lloyd) پایه گذاری کردند.
همچنین گفته می شود که شوستر ظاهر این شخصیت را با الهام از چهره و ویژگی های ظاهری داگلاس فیربنکس (Douglass Fairbanks) طراحی کرد. آنها سعی کردند تا سوپرمن در در قالب معمول کمیک استریپ آن زمان معرفی کنند و در نهایت موفق شدند تا شخصیت خود را به Detective Comics ارائه دهند که بعدها به DC معروف شد و در آنجا بود که خالقان اثر سالها داستان های زیادی را با حضور این شخصیت به علاقمندان ارائه دادند. در ماه ژوئن 1938 سوپرمن برای اولین بار در کمیک های اکشن کامیکس (Action Comics) به علاقمندان معرفی شدو از آن زمان به بعد به عنوان یکی از مشهورترین و شاخص ترین ابرقهرمانان تمام دوران و یکی از محبوب ترین شخصیت های تخیلی خود را به مخاطبان شناساند.
بسیاری از تاریخ نگاران و متخصصان موجود در زمینه کمیک اعلام کرده اند که این شخصیت از ریشه های اسطوره شناختی و مذهبی هم بسیار بهره برده است. سیگل و شوستر از طرفداران داستان های علمی تخیلی بودند و کارهایی مانند سری جان کارتر (John Carter) شباهت زیادی به سوپرمن اولیه دارد. این شخصیت از عناصر مذهب یهود و اسطوره های قدیم مواردی را گرفته است. داستان حضرت موسی و مهاجرت قوم یهود و همچنین شخصیت نگهبان در ادبیات بومی یهود به نام گالم (Golem) هم تأثیراتی را بر این شخصیت به جا گذاشته اند. شخصیت سوپرمن برپایه سه شخصیت تاریخی باک راجرز، هرکول و موزس شکل گرفته است. در ابتدای انتشار داستان های سوپرمن، دولت آمریکا مانند موارد دیگر از این شخصیت برای تبلیغات خود استفاده می کرد. از مهمترین این تبلیغات می توان به مواردی ذکر کرد که در زمان جنگ جهانی دوم پخش می شد. به همین دلیل بود که سوپرمن به عنوان ایده آل های آمریکایی از حقیقت، عدالت و آزادی شناخته شد.

 

تکامل شخصیت
عصر طلایی

در دوران طلایی سوپرمن جور-ال یکی از دانشمندان سیاره کریپتان، متوجه می شود که سیاره اش در شرف انفجار است. او سعی می کند تا همکاران دیگر خود را از این موضوع مطلع کند. ولی همه او را مسخره می کنند و می گویند دچار اوهام شده است. او و همسرش که چاره ای دیگر برای قانع کردن آنها پیدا نمی کنند، پسر خود کال-ال را در سفینه ای کوچک قرار می دهند و او را در فضا رها می کنند. بعد از مدت های طولانی سفر فضایی سفینه کال-ال در زمین فرود می آید و جاناتان کنت و مری کنت او را پیدا می کنند.
ابتدا آنها تصمیم می گیرند تا او را به یتیم خانه بسپارند. ولی در آخرین لحظات تصمیمشان عوض می شود و او را به فرزندی می پذیرند و نام کلارک را برای او انتخاب می کنند و مانند فرزند خود با او رفتار می کنند. همزمان با دوران بلوغ کلارک قدرت های ماورایی او خود را نمایان می کنند و پدر و مادرش قبل از مرگ خود اسم سوپرمن را برای او در نظر می گیرند و از او می خواهند که از قدرت خود در مسیر عدالت استفاده کند. او به شهر متروپلیس نقل مکان می کند و شغل خبرنگاری را برای خود انتخاب می کند و در روزنامه دیلی استار مشغول به کار می شود که بعدها به عنوان دیلی پلنت تغییر نام می دهد. او این کار را انتخاب می کند تا به اتفاقاتی که در جهان اطراف می افتد نزدیک تر باشد. در این دوران وظیفه ابرقهرمانی سوپرمن باعث شد تا او در مسائل مربوط به جنگ جهانی دوم هم مداخله کند. او استالین و هیتلر را به لیگ ملت ها (League of Nations) در جنوا برد تا بخاطر زیر پا گذاشتن حقوق بشر محاکمه شوند.
او همچنین به عنوان محافظ متروپلیس شناخته می شود، ولی بر خلاف نسخه های مؤخرتر خود خیلی خشن و گاهی اوقات قسی القلب است و اغلب دشمنان خود را از بین می برد و توجه زیادی به خرابی هایی که در جریان درگیری هایش ایجاد می شوند ندارد. این رویه ادامه داشت تا در اواخر 1940 مسئولان هیأت تحریریه رأس به توقف کشتن افراد به دست سوپرمن دادند. آنها تصمیم گرفتند که سوپرمن هرگز پس از آن کسی را نکشد و در صورت بروز این اتفاق بازنشسته اش کنند. در این دوران تعدادی از داستان های مرتبط و حمایتی برای این شخصیت در نظر گرفته شد که در این بین معرفی شخصیت لوئیس لین از مهمترین این اتفاقات بود و در نهایت به عشق جاودانه سوپرمن تبدیل شد و کارشان به ازدواج کشید. لکس لوتر (Lex Luthor) هم به عنوان دشمن اصلی سوپرمن معرفی شد. بعدها از این نسخه اولیه در داستان های سوپرمن زمین 2 (Superman of Earth-2) هم استفاده شد.

عصر نقره ای

در دوران نقره ای دی سی تصمیم گرفت به جای یک شخصیت سوپرمن از دو شخصیت استفاده کند. به همین آنها سوپربوی (Superboy) را معرفی کردند که نسخه جوان تر کال-ال بود و به آینده سفر می کند تا به در سال 3000 با کمک لژیون ابرقهرمانان علیه پلیدی بجنگد. علاوه بر او سوپرگرل هم به عنوان یکی از اعضای فامیل سوپرمن در این دوران معرفی شد که در دهه 1950 به عنوان همراه و وردست سوپرمن کار می کرد. تعداد زیادی هم از ابرحیوانات معرفی شدند که مهمترین آنها Krypto, Beppo, Streky, Comet هستند.
بسیاری از ابرشرورهای مشهور داستان های سوپرمن در این دوران معرفی شدند و بسیاری از آنها در داستان هایی با تم علمی تخیلی معرفی شدند. برینیک (rainiac) و بیزارو (Bizzaro) از مهمترین این شخصیت ها هستندو سوپرمن همچنین در ایجاد لیگ عدالت آمریکا هم سهم مهمی دارد و این خود شروعی است برای اولین کراس اورهای تاریخ کمیک. در دهه 1960 خاستگاه او فاش می شود . داستان فرستاده شدن سوپرمن در سفینه ای به زمین قبل از نابودی سیاره کریپتان بار دیگر نقل می شود.
سفینه کال-ال در اسمالویل فرود می اید و جاناتان کنت و مارتا کنت او را پیدا می کنند. در نسخه های اولیه آنها اتان کنت (Ethan Kent) و سارا کنت (Sara Kent) هستند که او را به فرزندی می پذیرند و نام کلارک را برای او انتخاب می کنند. کلارک از همان دوران کودکی به قدرت های خود پی می برد و همزمان با رشد خود کنترل کردن آنها را می آموزد. او مادر خود را متقاعد می کند تا لباسی برای او بدوزد و از همان دوران به مبارزه علیه پلیدی های موجود در اسمالویل می پردازد و به عضویت لژیون ابرقهرمانان سال 3000 در میآید. کریپتو حیوان خانگی او در این مسیر به او کمک می کند که همراه او از کریپتان آمده است و قدرت های مشابه سوپرمن دارد.
دوستان کودکی پسر پولادین (Boy of Steel) لانا لنگ (Lana Lang) و پیت راس (Pete Ross) هستند که نقش حمایتی را برای او بازی می کنند و باعث گسترده تر شدن دایره دلبستگی او به زمین می شوند. وقتی جاناتان و مارتا کنت بر اثر یک بیماری صعل العلاج می میرند، کال-ال به متروپلیس نقل مکان می کند و در آنجا به دانشگاه می رد و همزمان ماجراجویی هایش را هم ادامه می دهد. پس از فارغالتحصیلی با مدرک خبرنگاری اسم خود را به سوپرمن تغییر می دهد و در دیلی پلنت مشغول به کار می شود. سوپرمن دوران نقره ای به قدرت خارق العاده اش و توانایی بی رغیبش در جذب توانایی های عجیبی که نسخه قبلی هرگز به آن دست نیافته بود، معروف است.

عصر برنزی

اسطوره سوپرمن در دوران برنزی هم به شکلی که در گذشته اتفاق افتاده بود تکرار می شود ولی تغییراتی جزئی در آن گنجانده شد که بیشتر در راستای جزئیات داستانی این شخصیت در دوران نقره ای بود.

آرک های داستانی اصلی

تقدیم به مردی که همه چیز داشت
در روز تولد سوپرمن، بتمن، رابین و واندروومن به دژ تنهایی (محل سکونت و اکتشاف سوپرمن) می روند تا هدایایی را به او بدهند. با این وجود آنها سوپرمن را در حالت سکون و نباتی می یابند که تحت تأثیر گیاهی بنام بلک مرسی (Black Mercy) ایجاد شده است که توسط مانگول (Mangul) برای او فرستاده شده است. مانگول که با ظاهری بدل ظاهر شده، هویتش ناشناخته باقی می ماند تا اینکه بتمن و واندروومن خاستگاه گیاه را شناسایی می کنند. واندرومن با مانگول درگیر می شود و بتمن و رابین بدنبال راهی برای احیای سوپرمن می گردند.
در این بین در حالت بیهوشی و نیمه خودآگاهی که بر اثر مسمومیت به سوپرمن دست داده اشت، سوپرمن زندگی ای را تجربه می کند که اگر کریپتان از بین نرفته بود، برای او رقم می خورد. او ازدواج کرده و فرزندانی دارد و با همه افراد کریپتان جز پدرش رابطه ای خوب و دوستانه دارد. جور-ال بدلیل اشتباهی که در پیش بینی نابودی کریپتان کرده بود منفور دانشمندان و اهالی کریپتان است و در جمع کمیته دانشمندان مورد تمسخر افراد انجمن قرار گرفته است. جور-ال تلاش می کند تا با اتحاد با گروهی تندرو در کریپتان وضعیت را به شرایط قدیم برگرداند و در همین زمان است که کال-ال متوجه می شود در دنیایی مجازی و خیالی گیرافتاده و بلافاصله به هوش می آید.
او که از بلایی که مانگول به سرش آورده عصبانی شده، به او حمله ور می شود. وقتی سوپرمن برتری خود را بر مانگول از دست می دهد، رابین گیاه بلک مرسی را روی او می اندازد و این باعث می شود مانگول تصور کند فاتح جهان است. واندرومن و بتمن در نهایت می توانند هدیه خود را به سوپرمن دهند. یک نسخه کپی شده از شهر کاندور (Kandor) در یک بطری شیشه ای از طرف واندرومن و و شاخه گلی (که حالا له شده) بنام کریپتان از طرف بتمن.


مرگ سوپرمن

موجودی عجیب و اسرارآمیز به زمین می آید. به زودی به وضعیت زمین خو می گیرد و کشتاری گسترده را در مناطق حومه شهر متروپلیس را به راه می اندازد و هر چیزی را که در مسیرش قرار می گیرد، از بین می برد. لیگ عدالت بدون حضور سوپرمن وارد کارزار می شود ولی به راحتی شکست می خورد. اکثر اعضای لیگ عدالت بشدت زخمی می شوند. مرد پولادین (سوپرمن) خود را به صحنه جنگ می رساند. ولی متوجه می شود که توان او و موجود بیگانه از هر جهت برابر است و به هیچ وجه نمی تواند جلوی او را بگیرد. مردمی که در آن اطراف شاهد ماجرا هستند نام دومزدی (Doomsday) به این موجود می دهند. دو گلادیاتور در نبردی خونبار با ضرباتی مهلک و سنگین در نبردی خشن و طولانی همدیگر را از پا درمی آورند. این رویداد باعث اندوه فراوان در بین دوستداران سوپرمن شد.

 

حکمرانی سوپرمن

پس از مرگ سوپرمن، مراسم تشییع جنازه ای برای او ترتیب داده شد و تقریباً تمامی قهرمانان دنیای دی سی در آن شرکت کردند، ولی میراث او قرار نبود از بین برود. چهار نفر قیام کردند و سعی کردند تا میراث آخرین کریپتانی را به دست بگیرند. یوپربوی جوان، ایردیکیتور (Eradicator) پلید، سایبورگ (Cyborg) اسرارآمیز و استتیل (Steel) مصمم. بعد از مدتی مشخص شد که سوپرمن واقعاً تمرده و با بخشی از قدرت خود بازمی گردد، ولی هنوز برای نبرد با پلیدی مصمم است. بعد از اینکه سایبورگ ماهیت پلید خود برای نسل کشی را نشان می دهد، ایردیکیتور با سوپرمن متحد می شود و این کار باعث بازگشت قدرت اصلی سوپرمن و پیروزی او می شود.

آخرین پسر

یک شهاب سنگ در مسیر برخورد با زمین قرار می گیرد و سوپرمن موفق می شود آن را متوقف کند. ولی بعد از آن متوجه می شود که آن یک شهاب سنگ نیست و سفینه ای است حامل یک پسربچه که اهل کریپتان است. سوپرمن به این پسر علاقمند می شود و نگران تصمیم دولت در مورد اوست. نگرانی های او وقتی به واقعیت تبدیل می شوند که بدون اطلاع او دولت تصمیم می گیرد آن کودک را منتقل کند. او که نگران آینده این کودک است با ظاهری مبدل به ون حامل کودک شبیخون می زند و کودک را به مزرعه کنت در اسمالویل کانزانس می برد.
سوپرمن در دژ تنهایی پاسخی برای سؤال خود در مورد بچه پیدا نمی کند و با لوئیس درباره پذیرفتن او به عنوان فرزند صحبت می کند. لوئیس در اینباره حس خوبی ندارد. در همین زمان کودک به انگلیسی حرف می زند. اخبار مفقود شدن یک کودک اهل کریپتان به سرعت منتشر می شود. در یک کنفرانس مطبوعاتی وقتی سوپرمن اعلام می کند که کلارک کنت و لوئیس لین مسئولیت کودک را برعهده خواهند گرفت، بیزارو وارد می شود و به او حمله می کند. این نزاع شهر و مردم آن را تهدید می کند و در نهایت سوپرمن با ابرقدرت بازدم خود بیزارو را به نقطه ای در دوردست پرتاب می کند. سوپرمن بیزارو را شکست می دهد ولی در جایی دیگر زاد (Zod)، نان (Non) و اورسا (Ursa) ظاهر می شوند.
وقتی این سه نفر وارد دژ تنهایی می شوند، زاد هوش مصنوعی را فعال می کند و از دیدن اطلاعاتی که از او مخفی شده به خشم می آید. کمی به بعد در دیلی پلنت به سوپرمن حمله می کند و به او می فهماند که اسم آن کودک لر-زاد (Lor-Zod) است و پسر اوست که کلارک و لوئیس نام کریس برایش انتخاب کرده اند. سپس زاد سوپرمن را در منطقه اشباح (Phantom Zone) زندانی می کند. سوپرمن از منطقه اشباح نجات پیدا می کند و متوجه می شود که کره زمین به تصرف نیروهای کریپتان درآمده است. با کمک لکس لوتر سوپرمن می تواند اهالی کریپتان را به منطقه اشباح تبعید کند. ولی کریس هم باید به منطقه فرستاده شود تا منطقه بسته شود.

برینیک

سوپرمن درونی را که برینیک برای شناسایی محل سوپرمن فرستاده است شناسایی می کند و منهدم می کند. او این درون را در دژ تنهایی بررسی می کند متوجه می شود که تمامی موارد رودررویی او با برینیک چیزی جز جنگ با درون ها و ربات هایی بوده است که برنیک فرستاده و خود او هیچوقت در میدان جنگ حاضر نشده است. در اصل همه آن موجودات از راه دور توسط هوش مصنوعی برینیک کنترل می شدند. سوپرگرل که در این زمان در کریپتان به سر می برد، با شنیدن این موضوع به درستی آن پی می برد. در همین زمان یک ابرکامپیوتر به شهر کاندور حمله می کند آن را کوچک می کند و می دزدد.
سوپرمن با عجله روانه فضا می شود تا قبل از رسیدن این کامپیوتر به زمین آن را متوقف کند. و با برینیک روبرو می شود که در حال دزدیدن شهر دیگری است. در همان زمان سوپرنوایی (Supernnove) اتفاق می افتد و اهالی کریپتان را به فضا پرتاب می کند. سوپرمن وقتی به هوش می آید درون سفینه برینیک است. او شروع به تحقیق و بازرسی محل می کند و وارد اتاقی می شود که پر از بطری هایی است که شهرهای کوچک شده در آنها قرار دارند. در بین آنها کاندور هم وجود دارد که سوپرمن با برخی از شهروندان آن حرف می زند.
برینیک به او می گوید که هدف مأموریت او جمع آوری شهرهایی است که در سیاره های قابل سکونت قرار دارند و نابودی آنها با یک سوپرنوا. و البته کره زمین هدف بعدی اوست. لیگ عدالت با نیروهای برینیک وارد کارزار می شوند و سوپرگرل از برخورد موشکی که با هدف نابودی خورشی پرتاب شده، جلوگیری می کند. متأسفانه برینیک هویت سوپرمن را کشف کرده و موشکی را به سمت مزرعه کنت پرتاب می کند. در این حمله موشکی کسی از بین نمی رود ولی جاناتان کنت دچار سکته قلبی می شود. بار مسئولیت اولین باری که سوپرمن نتوانسته کسی را نجات دهد، بر وجدان او سنگینی می کند.

حق خانوادگی

این داستان به عنوان جایگزینی برای مینی سری های خاستگاه منتشر شده که به از سال 1986 توسط جان بایرن (John Byrne) ارائه می شدند و جنبه داستان های روایتگر خاستگاه سوپرمن را داشتند. علاوه برحفظ عناصر اصلی خاستگاه سوپرمن، موارد اندکی به مجموعه اضافه شد. در این داستان سوپرمن به جای اینکه بعد از ترک اسمالویل بلافاصله به متروپلیس برود، در سن 18 سالگی به مسافرت دور دنیا رفت و چند مدرک دانشگاهی از دانشگاه های مختلف دریافت کرد. در سن 25 سالگی او در غرب آفریقاست، و گزارش هایی از مبارزات مدنی مردم آفریقا علیه مسئولان فاسد تهیه می کند و در آنجا پس از مرگ ناراحت کننده یکی از دوستانش متوجه می شود که ندای درونی او به سمت کمک به مردم گرایش زیادی دارد و دوست دارد به عنوان یک حامی از آنها دفاع کند.
کلارک وقتی به وطن خود باز می گردد تصمیم می گیرد هویت جدیدی برای خود بسازد و با جرم و جنایت مقابله کند. پدر و مادرش به او کمک می کنند تا او نسخه ای کاملاً جدید از خود بسازد و همه چیز از حالت بدن او تا طرز لباس پوشیدن و حتی حرف زدنش تا هیچ شکی برانگیخته نشود و کسی بویی از هویت سری او نبرد. در داستان حق خانوادگی (Birthright) شاهد یک تفاوت عمده هستیم و آن این است که در این داستان بخاطر دسیسه های لکس لوتر سوپرمن بلافاصله پس از ورود به متروپلیس مورد تأیید مردم قرار نمی گیرد و مردم با او مانند یک بیگانه رفتار می کنند. لکس لوتر پس از رمزگشایی پیام های ارسالی از کریپتان توسط پدر و مادر سوپرمن و کشف میراث او نقشه های پلیدی برای او می کشد. لوتر ارتشی کاذب و مجازی کریپتانی ساخته بود و اینطور القاء کرده بود که ساکنان کریپتان قصد حمله و تسلط بر کره زمین را دارند. این همه داستان پردازی برای بد جلوه دادن سوپرمن در ذهن مردم متروپلیس بود تا دیگر کسی به او به عنوان ناجی مردم باور نداشته باشد.
لوئیس لین و جیمی اولسن به سوپرمن کمک کردند تا حصارهای شهر را بشکند و با بازیابی قدرت خود ارتش لوتر را شکست دهد و به مردم بفهماند که همه نقشه ها زیر سر لوتر بوده است. بعد از آن ماجرا سوپرمن در متروپلیس و جهان اطراف به عنوان ابرقهرمان شناخته شد. سپس کلارک کنت در دیلی پلنت به عنوان خبرنگار پیدا کرد و در کنار لوئیس لین به کار مشغول شد.

نیو 52

در سری نیو 52 دی سی کل خطوط داستانی خود را از نو به جریان می اندازد و در آن سوپرمن هنوز اهل کریپتان است. در یک مزرعه در غرب آمریکا بزرگ شده و نامش کلارک کنت است و هنوز خبرنگاری است که در شهر متروپلیس زندگی می کند. در اصل اکثر عناصر افسانه سوپرمن همانی است که بارها نقل شده است. ولی، تعدادی تغییرات جزئی و کلی هم در او به چشم می خورند. در نیو 52 سوپرمن با لوئیس لین ازدواج نمی کند ولی هنوز به عنوان یکی از مؤسسان اصلی لیگ عدالت شناخته می شود. کاستوم سوپرمن تغییرات زیادی به خود دیده است. او دیگر روی شلوار آبی خود شورت قرمز نمی پوشد و کمربند زرد او جای خود را به کمربندی قرمز داده است که تنها بخش کوچکی از آن که نماد سوپرمن بر روی سگکش حک شده به رنگ زرد است. نماد اصلی روی سینه هم کمی تغییر کرده است. نماد سوپرمن الان حالتی متالیک دارد و کمی برجسته است. کاستوم سوپرمن مانند دیگر ابرقهرمانان بعد از بازآفرین خطوطی دارد که در همه بخش های آن کشیده شده اند. یقه کاستوم بالاتر است و تا بالای گردن سوپرمن را می پوشاند و آستین ها تا مچ و بخشی از پشت دست را می پوشانند و به لبه های قرمزرنگ ختم می شوند.
بعدها معلوم شد جاناتان و مارتا کنت در یک سانحه رانندگی کشته شده اند و کلارک کنت نقش سوپرمن را بدون آنها پذیرفته است. این بزرگترین تفاوت این نسخه با نسخه های قبلی است چون در تمامی نسخه های قبلی پدر و مادر کلارک در زمان تبدیل شدن او به سوپرمن زنده بودند.

 

کمیک های اکشن

این سری کمیک ها که گرنت موریسون (Grant Morrison) نویسنده آنها بود و رگز مورالز (Rags Morales) آنها را طراحی می کرد، پنج سال قبل از شکل گیری لیگ عدالت آغاز شد. سوپرمن در حالی به تصویر کشیده شده که تی شرتی آبی با نماد خانوادگی بر سینه و جین آبی به تن دارد و چکمه به پا و شنل پدربزرگ خود را که پدرش قبل از نابودی کریپتان به او داده به روی دوشش انداخته است. سوپرمن را در قالب یک شخصیت سرکش و حامی عدالت می بینیم که تحت تعقیب نیروهای نظامی و پلیس است. لکس لوتر یکی از محله های متروپلیس را منفجر کرده بود و این کار را به سوپرمن نسبت داده بود. سوپرمن توسط نیروهای نظامی به فرماندهی ژنرال لین دستگیر و شکنجه می شود و در نهایت لکس لوتر از او بدر مورد هویت اصلی اش بازجویی می کند.
لوتر از او می پرسد که در مورد کریپتان اطلاعاتی دارد یا نه و بعد اسکلتی را به او نشان می دهد که ظاهراً متعلق به یک موجود بیگانه است و ادعا می کند که یکی از همنوعان سوپرمن است. سوپرمن به این موضوع می خندد و از اتاقی که زندانی شده بود فرار می کند. در زمان فرار از تالاری با سفینه خود روبرو می شود که با شروع به صحبت می کند. سوپرمن با حالتی همراه پشیمانی آن را جا می گذارد و فرار می کند ولی قول می دهد که برای برگرداندن آن برگردد.پس از این می بینیم که لوتر با موجودی در ارتباط است و همان موجود است که اطلاعات مربوط به سوپرمن را در اختیار لوتر قرار می دهد. در روزهای بعد شاهد این موضوع هستیم که سوپرمن برای پلیس و مردم عادی یک دردسر و عنصر منفی محسوب می شود. آنها علیه سوپرمن اقدام می کنند و سوپرمن بازنشسته می شود. با این وجود بعدها باز از سوپرمن درخواست کمک می شود و آن زمانی است کلکسیونر تمام دنیاها (Collector of All Worlds) منبع اطلاعاتی لوتر به کره زمین حمله می کند و از اینترنت برای تسلط بر تکنولوژی متروپلیس استفاده می کند. یکی از این تکنولوژی ها جان کوربن است که بعد از فرار سوپرمن با یک زره جنگی مجهز شده است. سوپرمن با کمک استیل که در ساخت این زره کمک کرده بود، می تواند کوربن را شکست دهد و اجازه نمی دهد تا کلکسیونر کره زمین را کوچک کرده در سفینه خود قرار دهد. سوپرمن مجبور می شود تا به سفینه کلکسیونر برود و متروپلیس را بازگرداند.
سپس سوپرمن مجبور می شود با کلکسیونر جنگ کند. در جریان نبرد، سوپرمن با تکنولوژی کریپتان روبرو می شود، که در زرهی که با ساختار دی ان ای هماهنگ می شودهمراه شده است. او این زره را می پوشد تا شانس برتری بر کلکسیونر بیشتر شود. سپس با استفاده از سفینه کوچک شده خود که در متروپلیس کوچک شده قرار دارد کلکسینر را غیرفعال می کند. سپس متروپلیس را قبل از اینکه برای همیشه در همان سایز کوچک بماند، به حالت قبلی خود برمی گرداند.
ماجراهای سوپرمن بعد از آن جهشی چند ساله می کند و ب زمان بعد از شکل گیری لیگ عدالت منتقل می شود سوپرمن از طرف نیمرود (Nimrod) تحت تعقیب است که به نظر می رسد به هیچ چیز رحم نمی کند و هر چیز یا کسی بر سرراهش باشد، از بین می برد. نیمرود بدنبال نقطه ضعف سوپرمن است و حتی به هویت سری او پی می برد. ولی قبل از اینکه نیمرود بتواند ضربه نهایی را وارد کند، کلارک کنت در انفجاری که به دست یکی از عاملان گلن گلنمورگان (Glen Glenmorgan) طرح ریزی شده “می میرد”. این مسئله باعث می شود تا فرصتی مناسب در اختیار سوپرمن قرار بگیرد و سوپرمن بعد از یک رویارویی نیمرود را روانه بیمارستان می کند. بعد از این ماجرا سوپرمن مجبور می شود یک هویت دیگر برای خود دست و پا کند. جانی کلارک هویت جدید اوست. جانی یک مأمور آتش نشانی است.
البته این موضوع جایی برای صلح و آرامش نمی گذارد وقتی سوپرمن مجبور می شود با “اولین سوپرمن” مبارزه کند. این موضوع در نسخه نیو52 کاپیتان کامت (Captain Comet) هم به چشم می خورد. کاپیتان کامت را با نام “روح بلیک فارم” (Blake Farm Ghost) هم می شناسند. او که با ادم (Adam) همراه است در گفته هایش به این موضوع اشاره می کند که آنجاست تا از پایان زمین جلوگیری کند. او یکی از نئوساپین ها را با خود همراه کرده است که سوزی لین است و یکی از نزدیکان لوئیس لین محسوب می شود. ادم سعی ی کند سوزی را مجاب کند که با او به سفینه اش بروند و با داستان های خود از فضا این کار را می کند. ولی وقتی یک بیگانه فضایی به متروپلیس حمله می کند و لوئیس زخمی می شود، سوزی از ادم درخواست می کند به او کمک کند ولی ادم قبول نمی کند. سوپرمن با ادم می جنگدو سعی می کند تا هم به لوئیس و هم به سوزی کمک کند. او می تواند ادم را شکست دهد و لوئیس را به بیمارستان منتقل می کند و با اطلاعاتی که به دست آورده او را عمل جراحی می کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *